اندر خم یک کوچه

برای در بند کردن تفکراتم
 خانه ورود

آمار وبلاگ

  • امروز: 253
  • دیروز: 67
  • 7 روز قبل: 2366
  • 1 ماه قبل: 5481
  • کل بازدیدها: 165521
  • میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.
    ارسال شده در 1 تیر 1403 توسط نازگل در انقلاب, سیاسی, افکار عمومی, اسلام, بصیرت, مناسبتی, رسانه

     مستندی از  آقایان جلیلی و پزشکیان پخش شد از نظر محتوا و پیامی که به مخاطب منتقل می‌کردند، تفاوت بسیار معناداری داشتند. روح حاکم بر مستند پزشکیان خستگی، ناامیدی و بی‌انگیزگی بود. جامعه مخاطبین پزشکیان جوانان اصلاح‌طلب با گفتمان آزادی و روحیه‌ی ناامیدی و قهر با حاکمیت بود. جوانانی که طلبکارانه به دنبال ترک وطن هستند و بدون دغدغه‌ی اعتلا و پیشرفت کشور نقش و سهمی برای خودشان متصور نیستند. تصور می‌کنند کشور با پا روی پا انداختن و غر زدن و طلبکار بودن ساخته می‌شود. قبله‌ی آمالشان غرب و رویایشان آزادی است. غرغروهای همیشه ناامید. پزشکیان نشان داد که نماینده‌ی این بخش از جامعه است و به سبد رأیشان دل بسته.

    اما مستند آقای جلیلی سرشار از حس امید، تلاش و انگیزه و عِرق و عشق به وطن بود. علی‌رغم آنچه در اذهان جاافتاده که سعید جلیلی حلقه‌ی بسته‌ای دارد و اهل تعامل نیست، مستند نشان داد که او با همه طیف افرادی که دل در گروه اعتلای ایران اسلامی دارند، دست اخوت داده و می‌دهد. برایش دولت‌ها فرقی ندارند. چون پدری مهربان دست حمایتش را بر سر هرکس که طلب کند، می‌کشد. فرقی ندارد اصلاح‌طلب باشد، اعتدالی یا انقلابی، فقط باید عاشق وطنش باشد. جلیلی با پایی که جا مانده، سال‌ها دویده، وجب به وجب این خاک زرخیز را سر زده با مردم و دردمندان نشست و برخاسته، دل به مشورت نخبگان سپرده، با زنان و مردان جوان ساعت‌ها گعده داشته، اما هیچ وقت صدای کارهایی که کرده را بلند نکرده است. او وقتی رییس جمهور نبوده، استان به استان، روستا به روستا سفر کرده و فرصت‌ها و تهدیدها را در کف میدان لمس و کشف کرده است.

    بگذارید اعترافی بکنم، وقتی دیدم پدرانه ساعت‌ها راه را کوبید تا از مزرعه‌ی خانمی بازدید کند که سال ۵۷ به آمریکا رفته و الان برگشته تا باری از دوش این مملکت بردارد و برای زنان سرپرست خانوار اسباب رزقی فراهم کند، به انقلاب خمینی کبیر و دست پرورده‌های گفتمانش بالیدم. وقتی شنیدم که کارگر هپکو ناامید از رنج بی‌تدبیری تا مرز خودکشی رفته دلم سوخت. اما وقتی گفت «شما برای ما بوی رییسی را داری» دلم آرام گرفت. می‌دانم او اگر رأی هم نیاورد دست از تلاش برنخواهد داشت چون وطن برایش هتل نیست. چون دستش زیر تیغ منافع احزاب نیست. چون بیش از محق بودن، خودش را مکلف و وام‌دار انقلاب خمینی کبیر می‌داند. مستند را که دیدم راز هتاکی کیانیان را بیشتر فهمیدم. آنها از ذهن شما می‌ترسند. ذهنی که بین منافع مردم و منافع حزبی دیوار سخت کشیده، ذهنی که آنقدر کتاب خوانده و بر مبانی اشراف دارد که بین سکولاریسم و اسلام ناب دیوار کشیده، ذهنی که به مذاکره با آمریکا هیچ وقت خوش‌بین نبوده و بین منافع ملی و زیاده‌خواهی آمریکایی دیوار کشیده و نفوذناپذیر است. آقا سعید! بگذار عده‌ای تو را قبول نداشته باشند. بگذار برخی تو را و برنامه‌هایت را مسخره کنند. اما من مومن‌تر از قبل هم دعایتان می‌کنم هم تبلیغتان را. خدا شما را در مسیری که در پیش گرفته‌اید ثابت قدم بدارد.

    اصلح امید انتخابات انقلاب اسلامی جلیلی مستند نظر دهید »
    «ما آمدیم تا در این دنیا قیمت پیدا کنیم»، گفتمان امام بود
    ارسال شده در 15 خرداد 1403 توسط نازگل در انقلاب, ولایت فقیه, سیاسی, خدا, اسلام

    یادتان می‌آید زمانی هاشمی گفت گفتمان بجای موشک؟ آن موقع تصور خیلی‌ها از گفتمان، گفتگو و مذاکره بود. در حالی‌که هاشمی افق بلندتری را در نظر گرفته و خیز برداشته بود برای استحاله‌ی انقلاب و  نابودی دستاورد عظیم امام راحل یعنی « گفتمان انقلاب اسلامی» برای درک بهتر این حرف نیاز است تا بیشتر با معنای گفتمان آشنا شویم. فهم یک عقیده، پذیرش آن، تکرار و تبدیل کردن آن به یک مطالبه عمومی را گفتمان می‌گویند. این گفتمان چارچوبی دارد و در این چارچوب هدف و ارزش‌هایی قابل تعریفند. هدف در وهله اول باید درونی باشد به گونه‌ای که انسان عمیقا آن را باور داشته باشد. این هدف ارزش‌ها را به دو دسته خوب و بد تقسیم می‌کند و با دل دادن به آن حب و بغض مشخص می‌شود. زندگی برای رسیدن به آن تنظیم و کارهایی که موجب رسیدن به آن هدف می‌شوند، ارزش نامیده و عواملی که مانع ایجاد می‌کنند، ضد ارزش می‌شوند. حال اگر یک هدف به صورت مطالبه عمومی درآمد، مجموعه این هدف و ارزش و ضد ارزش‌ها می‌شود گفتمان. اینجاست که مردم به نفع کسی شعار می دهند و از او حمایت می‌کنند که به آنها در رسیدن به آن هدف کمک کند و راه رسیدن به آن را سرعت بخشد.
     امام خمینی گفتمانی را احیاء کرد که هزار و چهارصد سال از شروع آن می‌گذشت. گفتمانی که دنیای دو قطبی کمونیسم و لیبرالیسم را سه قطبی  و اندک زمانی بعد یک قطب آن را حذف کرد. امام راحل  فقه مبتنی بر طهارت و نجاست را به فقه حکومتی ارتقاء داد و اسلام سیاسی را زنده کرد. اسلامی را که به کنج حجره‌ها خزیده و محدود در غسل و وضو بود به عرصه اجتماع کشاند. ولایت طاغوت را به ولایت فقیه بدل کرد و دکان ملاهای متحجر و بیشعور درباری را تخته کرد. امام توحید را در جامعه زنده کرد. توحید یعنی انسان، فعل و اراده خودش را در طول فعل و اراده خداوند ببیند و فهم خود را در مقابل فهم خداوند قرار ندهد. توحید یعنی انسان به حکمت و علم لایتناهی خداوند باور داشته باشد و خود را مستقل از خداوند نداند. همانا مشکل بشر از جایی آغاز می‌شود که فهم خود را بالاتر از فهم خداوند و نادانی خود را در تقابل با علم بیکران او قرار می‌دهد. اینجاست که تضاد گفتمانی رخ می‌دهد و بنده آنچه را خداوند خیر می‌بیند، شر تصور می‌کند و آنچه را آن یکتای بی همتا شر می‌بیند، خیر فرض می‌کند و مصداق این کلام احدیت می شود که «وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» به عبارت دقیق تر تضاد گفتمانی یعنی ارزش شدن ضد ارزش و بالعکس.
    بشری که با خداوند تضاد گفتمانی دارد به قصاص، حجاب و….خرده می‌گیرد و در برابر امر خداوند قد علم می‌کند. در حالی‌که خداوند در دل قصاص حیات و در دل حجاب مصونیت، آرامش و حفاظت از مرزهای جنسیتی را قرار داده است. لیبرالیسم که همان گفتمان امثال هاشمی و روحانی است دقیقا مقابل این گفتمان است. برای فهم دقیق تر تضاد گفتمانی به این روایت دقت کنید:«از امام حسن مجتبی علیه السلام سؤال کردند: شما که در زمان پدر بزرگوارتان در جریان جنگ صفین می‌جنگیدید, چرا الان با معاویه صلح کردید؟ قبلا صلح نمی‌کردید اما الان صلح کردید. فرمود ما عوض نشدیم بلکه شما عوض شدید” کُنتُم فی مُنتَدَبکم الی صفین و دینکُم أمامَ دنیاکُم و قد اصبَحتُمُ الیوم و دنیاکُم أمامَ دینِکُم” در زمان جنگ صفین که ما می‌جنگیدیم شما به رهبری دین حرکت می‌کردید و پیشاپیش کارهایتان دین بود و خواسته‌هایتان در کنار دین تأمین می‌شد, اما الان دین را کنار گذاشتید» نَبَذوهُ وَراءَ ظُهورِهم” و پیشاپیش برنامه هایتان خواسته های دنیایی شماست و به دین پشت کردید.»
    امام خوب می‌دانست زمانی که در جامعه‌ای توحید فراموش شود، امام معصوم هم از رأس کنار گذاشته و امامی به پذیرفتن ولایت عهدی مأمون وادار می‌شود. امام خمینی به تأسی از امام رضا علیه السلام که جامعه مامون زده طوس را مخاطب سلسله الذهب و کلمه لااله الا الله را شرط ایمنی از عذاب و ولایت را شرط حفظ توحید قرار داد؛ عَلَم توحید را بلند کرد و شرط حفظش را ولایت فقیه قرار داد. نگاه توحیدی امام «ما نمی‌توانیم» را تبدیل به «ما می‌توانیم» کرد و ایرانی را که سگ پاسبان منافع آمریکا در منطقه بود به ایران قدرت اول منطقه بدل کرد. امام گفتمان « ما آمدیم تا در این دنیا قیمت پیدا کنیم» را بجای گفتمان «ما آمدیم در این دنیا به هر قیمتی زندگی کنیم » جایگزین کرد. مهمترین کاری که امام روح‌الله انجام داد، تغییر دادن گفتمان حاکم بر کشور بود. رهبر انقلاب این گفتمان را تداوم بخشید و شهید رئیسی به این گفتمان جان دوباره داد.

    امام خمینی انقلاب توحید دنیا دین گفتمان نظر دهید »
    مبارزه با نمادهای مبارزه
    ارسال شده در 1 اردیبهشت 1403 توسط نازگل در انقلاب, حجاب, سیاسی, غرب, مقاومت, اسلام, سبک زندگی اسلامی, بصیرت, فرهنگی, فمنیسم, فمنیسم

    بعد از اجرایی شدن طرح عفاف و حجاب که همزمان با عملیات وعده صادق رقم خورد، کلیپی از صحنه‌ی اهدای گل یک بانو به نیروهای انتظامی به ضمیمه‌ی گفتگویی از این بانو با مجریان این طرح در شبکه‌های مجازی وایرال شد: « از دیشب که ایران اسرائیل رو زده، خیلی خوشحالم. می‌شه منم مثل شما بشم؟ بهم بگید باید چکار بکنم؟» «باهاش صحبت کردیم که اگه دوست داشته باشی می‌تونی چادر سر کنی.» برخی در واکنش به این پیشنهاد موضعی قابل تأمل داشتند. مثلا شخصی نوشته بود: «یعنی هرکی قراره شبیه شما باشه باید چادر سر کنه؟» به نظر می‌رسد چادر در اذهان برخی جایگاه مبارزاتی و هویتی خود را از دست داده است. به زعم نگارنده پیشنهاد چادر در این موقعیت نه تنها پیشنهاد نابجایی نیست، بل‌که از قضا در جایی که صحبت از تقابل با استکبار در میان است باید چادر را به عنوان لباس رزم پیشنهاد داد. کسی که بخواهد در خط مقدم مبارزه با دشمن قرار گیرد باید خودش را به مهمترین نماد این مبارزه مسلح کند. پوششی که قدمت مبارزه با آن به دهه‌ها قبل باز می‌گردد. اگرچه تاریخ شروع علنی این مبارزه به کشف حجاب رضاخانی بازمی‌گردد اما کمتر کسی از دشمنی‌های پنهان و آشکار پهلوی دوم با چادر و مبارزات نرم او برای حذف آن سخن گفته است. 

    آذر ماه سال 55 بود که در شورای فرهنگی امور اجتماعی نخست‌وزیری طرحی ‌برای حذف چادر از پوشش زنان ارائه می‌شود. گزینه‌های روی میز این طرح راهکارهایی درازمدت و کوتاه مدت به منظور مبارزه با چادر است. تأکید بر استفاده از ظرفیت رسانه‌های گروهی و نفوذ کلام روحانیون شناخته‌شده در جهت تفکیک مفهوم حجاب از چادر از جمله راهکارهای بلندمدت است. یکی از بندهای این سند به چگونگی استفاده از ظرفیت تلویزیون اختصاص می‌یابد: «بهره‌گیری از سهم تلویزیون در بزرگداشت پوشاک محلی و نشان‌دادن جنبه‌های دست و پاگیر چادر» برای اهداف کوتاه‌مدت نیز گام‌هایی اجرایی طراحی می‌شود که شامل یازده بند تحریمی-تنبیهی و دو بند تشویقی برای حذف چادر از پوشش زنان است. اشرف پهلوی که ریاست سازمان زنان ایران به عنوان یک سازمان فمنیستی را در زمان پهلوی دوم بر عهده دارد در مصاحبه‌ای با مجله زن روز در سال 55 می‌گوید: «یکی از مظاهر ته‌مانده‌های ارتجاع فکری ادامه چادر به سرکردن است…به سازمان زنان دستور داده‌ام که بررسی کنند و ببینند این حرکتِ بخصوص از کجا سرچشمه گرفته است؛ زیرا من چیزی به نام «چادر» را در جامعه‌ی ایران قبول ندارم و لغت «چادر» را اصلا رد می‌کنم.» 

    رهبر انقلاب بارها در بیانات خود به اهمیت جایگاه چادر به عنوان نماد هویت ملی اشاره می‌کنند: « توجه کنید که هیچ بحثی در این زمینه‌های مربوط به پوشش زن از هجوم تبلیغاتی غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم اما چادر نباشد؛ این فکر غلطی است. نه این که من بخواهم بگویم چادر نوع منحصر است؛ نه من می‌گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‌ی ملی ماست.» حتی نسبت به نقشه‌ی گام به گام دشمن در جهت حذف چادر هشدار می‌دهند: «شما خیال کرده‌اید که اگر ما چادر را کنار گذاشتیم، فرضا آن مقنعه‌ی کذایی و آن لباس‌های «و لیضربن بخمرهن على جيوبهن» و همان‌هایی را که در قرآن هست درست کردیم دست از سر ما بر می‌دارند؟ نه آنها به این چیزها قانع نیستند؛ آنها می‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عینا اینجا عمل بشود.» 

    البته دشمنی با نمادهای هویتی مسلمانان تنها به چادر منحصر نمی‌شود. چفیه نیز که نماد مقاومت و هویت فلسطینیان است از این گزند مصون نمانده و مورد دستبرد طراحان لباس اسرائیلی قرار گرفته تا از معنای مبارزاتی تهی شود. یک طراح اسرائیلی در سال 2015 در قالب برگزاری فشن‌شویی در تلاویو از لباس‌هایی با طرح چفیه رونمایی می‌کند که نه نوع طراحی لباس‌ها نسبتی با هویت زن مسلمان فلسطینی دارد و نه استفاده‌کنندگان آنها نسبتی با اسلام و مقاومت. شرکت لوئی ویتون نیز طرح چفیه را برای صنعت مد مورد استفاده قرار می‌دهد. گاردین در سال 2019 طی مقاله‌ای می‎نویسد: «چفیه نماد مبارزاتی فلسطین قربانی مد می‌شود.»

    یادداشت اختصاصی برای پایگاه تحلیلی تخصصی عصر زنان

    🌐 |@asrezanan_ir|

    حجاب مبارزه مقاومت نماد هویت‌ملی چادر نظر دهید »
    بانوان مسلح، سلاح را زمين نگذاريد
    ارسال شده در 30 فروردین 1403 توسط نازگل در انقلاب, حجاب, شهدا, اسلام, روابط زن و مرد, سبک زندگی اسلامی, زن, رسانه, زن

    همزمان با روز ارتش و در حین برگزاری رژه، تصاویری از یگان بانوان نوپو در فضای مجازی وایرال می‌شود. اما آنچه قابل تأمل و نگران‌کننده است، حذف چادر برخی از بانوان حین اجرای عملیات رژه است. بانویی با در دست داشتن سلاح بر لبه‌‌ی سپر بیرونی ایستاده اما چادر را که سلاح اصلی دیروز و امروز زنان مسلمان در نبرد برابر دشمن است، زمین گذاشته.

    یادم به خاطره‌ای می‌افتد که زمانی از یکی از بانوان دفاع مقدس خواندم. خاطره را دقیق یادم نیست اما مضمون آن خاطره این بود که وقتی پیکر مجروح رزمنده‌ای را می‌خواستند برای درمان منتقل کنند و آن بانو برای حرکت تندتر قصد می‌کند تا چادرش را زمین بگذارد ناگهان متوجه می‌شود که دستان آن رزمنده چادرش را گرفته و از او می‌خواهد این کار را نکند و می‌گوید ما می‌جنگیم تا شما چادرتان را زمین نگذارید. 

    اما مهمتر از این خاطره نقلی است از خانم دباغ در رابطه با حساسیت امام راحل(ره) نسبت به حفظ چادر در هر شرایطی:

    « از فرانسه که آمدم هنوز مانتو و شلوار تنم بود، در مهران پایم صدمه دید و با عصا راه می‌رفتم و با مانتو و شلوار خدمت امام(ره) رسیدم تا گزارش بدهم، امام(ره) فرمودند: شما چادر ندارید؟ بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟ گفتم: نه حاج آقا! اما چون به کوه می‌رفتم و اسلحه روی دوشم بود و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم سه پایه تیربار را روی دوش می‌گرفتم، چادر سر کردن برایم خیلی مشکل بود، فرمودند: چادر برای زن بهتر است. از آن روز چادر سر کردم.»

    حضرت آقا هم دیدگاهی بسیار مترقی در رابطه با چادر دارند:«بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم اما چادر نباشد؛ این فکر غلطی است. نه این که من بخواهم بگویم ،چادر نوع منحصر است؛ نه من می‌گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه ی ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد.»

    وقتی شما که بخشی از حاکمیت هستید وارد مرزهای خاکستری می‌شوید و از ارزش‌ها عقب می‌نشینید نباید توقع داشت مردم از خطوط قرمز عبور کنند؟ چرا مراقب پیامی پارادوکسیکالی نیستید که به مخاطب ارسال می‌کنید؟ قرار نبود وقتی زن اسلحه به دست می‌گیرد، سلاح اصلی‌ش را زمین بگذارد.

    به نظرم آیه‌ای که از خطر غفلت از سلاح در میدان نبرد می‌گوید شامل چادر هم می‌تواند بشود:« وَ لْيَأْخُذوا حِذْرَهمْ وَ أَسْلِحَتَهمْ وَدَّ الَّذينَ كَفَروا لَوْ تَغْفُلونَ عَنْ أَسْلِحَتِكم وَ أَمْتِعَتكمْ..احتياط را از دست ندهيد و سلاح را زمين نگذاريد؛ زيرا كافران دوست دارند كه از سلاح‌ها و کالاهای خويش غافل شويد»

    ارتش حجاب رژه زن پلیس چادر نظر دهید »
    امامه‌ایم یا ام‌کلثوم؟
    ارسال شده در 17 فروردین 1403 توسط نازگل در جهان اسلام, انقلاب, شهدا, ولایت فقیه, سیاسی, جنگ, فضای مجازی, اسلام, بصیرت

    ​#یاددزیاد در رابطه با کنش‌گری زنانه  گفته‌اند و شنیده‌ایم. اما کمتر در رابطه با کم و کیف این کنش‌گری در یک جامعه‌ی ولایی سخن به میان آمده است. به عنوان مثال وقتی در یک جامعه‌ای که از قضا دشمن زیاد دارد و جنایتی توسط همان دشمن رقم می‌خورد، یک زن فعال و کنش‌گر اجتماعی چگونه باید موضع‌گیری کند تا تیر درست به هدف بنشیند و دشمن توان بهره‌برداری از آن موضع را نداشته باشد؛ به ویژه زمانی‌که سخنان و مواضع آن کنش‌گر در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی برد زیادی دارد و دشمن روی آن حساب باز می‌کند. مطلبی را می‌خواندم که نقبی به دل تاریخ زده و مرثیه‌خوانی دو بانوی شیعه را روایت می‌کرد. وقتی شمشیر صیقل‌خورده با جهل و تحجر مرادی فرق عدالت را شکافت و شهادت مولی حاصل شد، تاریخ به تماشای مرثیه‌خوانی اهل و عیال علی علیه‌السلام نشست. امامه همسر امیرالمومنین علی علیه‌السلام یکی از زنان مرثیه‌خوان شهادت مولی است. تاریخ می‌نویسد: « اين بانو مي‌چرخد و او را مي‌جويد وقتى نوميد مي‌شود بانك به شيون بر مي‌آورد: كان الناس اذا فقدوا عليا  نعام جال فى بلد سنينا انگار كه مردم وقتى على را از دست داده‏اند شتر مرغانى هستند كه به گمراهى مى‏گردند.»

    این شعر اگرچه روایت سوز دل امامه است، اما با نظر به جایگاه و نسبتی که او با خلیفه و امام مسلمین دارد، می‌تواند منتقل‌کننده‌ی یک پیام سیاسی نه تنها به مردم که به دشمنان باشد. وقتی حرف از سرگردانی امت بعد از علی علیه‌السلام می‌زند، کلامش دو پهلو و قابل تفسیر است. می‌تواند ناامیدی را به جان شیعیان و یاران علی علیه‌السلام تزریق کند. اگر عمیق‌تر نگاه کنیم حتی می‌تواند مخابره‌کننده‌ی این پیام به جامعه باشد که بعد از علی امام و خلیفه‌ی برحقی نیست، در حالی‌که امام مجتبی علیه‌السلام امام بعد از او است. تا اینجا را نگه دارید و بیایید وصف حال ام‌کلثوم دختر مولا و ابیاتش در پاسخ به امامه را بخوانیم: « ام كلثوم اشك مي‌ريزد و امامه را در اين ماتم و شيون پاسخ مي‌گويد: از شماتت لب فرو بند اى معاويه پسر حرب، زيرا وارث خلافت در كنار ماست‏. ما بر اساس رضاى دل عهد اتفاق بسته‏ايم كه خلافت را به پسر پيامبر واگذاريم‏. هرگز زمام امور خود را جز به دست او به دست كس ندهیم‏. با شمشيرهاى تيز و سواران نامى نيروى دشمن را پاسخ گوئيم.» هر دو بانو عزیزی را از دست داده‌اند. هردو از خاندان اهل بیت علیهم‌السلام هستند و عزادار. موقعیت‌شان حساس و موضع‌گیری‌هایشان در رصد دشمن است. آنچه امامه می‌گوید اگرچه در قاالب عزاداری است اما دقیق که می‌شویم گویی دارد پیام ضعف صادر می‌کند و ناامیدی؛ چراکه قولش سدید نیست.

    آن سو اما ام‌کلثوم در مواجهه با غم و مصیبتی که جهان اسلام متحمل شده است، در اوج عاطفه و با کمال درایت و عقلانیت هم مرثیه می‌خواند و هم رجز. از ادامه‌ی راه امامت و سیاست می‌گوید. اگرچه دلش با غم پدر لرزیده اما ذره‌ای از خباثت دشمن نترسیده و شجاعانه در برابر شجره‌ی خبیثه موضع می‌گیرد. حالا بیایید همین صحنه را به امروز و دیروزمان بیاوریم. دیروزی که مردممان را در سالگرد سردارمان در خاک کرمان به خون غلتاندند و امروزی که رژیم خبیث اسرائیل ذلیلانه همچون اسلافش فرمانده‌هامان را با ناجوانمردی در خاک سوریه به مسلخ شهادت برده است. موضع ما به کدام یک شبیه‌تر است؟ به امامه یا به ام‌کلثوم؟ 

    منتشر شده در پایگاه تحلیلی تخصصی عصر زنان

    🌐 |@asrezanan_ir|

    اسلام تاریخ دشمن زن شهادت کنش‌گری نظر دهید »
    • 1
    • ...
    • 3
    • 4
    • 5
    • ...
    • 6
    • ...
    • 7
    • 8
    • 9
    • ...
    • 10
    • ...
    • 11
    • 12
    • 13
    • ...
    • 51

    آخرین مطالب

    • شکست پنتاگون از زن باشرف ایرانی را پیروزی روایت نکنید
    • سربازان آمریکایی را اینگونه برای جنگ رام می‌کنند
    • از جبل عامل دیروز تا تهران امروز
    • زن خانه‌دار بافنده‌ی ظریف فرهنگ
    • ما در زمره‌ی کدام عبادیم؟
    • هدف حکومت امریکا و دستگاه امپراتوری خبری امریکایی از این حرفها چیست که مرتّب می‌گویند: ایران می‌خواهد مذاکره کند؟
    • امسال زیارت اربعین من خیابان‌ حرم جمهوری اسلامی است 
    • ما خدایی داریم که یاری مومنان را بر خود واجب کرده است
    • سر بریدن شروط ده‌گانه‌ی رهبری 
    • او منتخب خدا بود

    آخرین نظرات

    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    •  
      • آتش به اختیار
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • ذاكري  
      • جمعه های انتظار
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
      • منتظر پرور
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • ... در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در از افتضاح تا افتتاح
    • معاونت فرهنگی تربیتی در از افتضاح تا افتتاح
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در آیا مرکل یک زن موفق است؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در از افتضاح تا افتتاح
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    شهریور 1405
    شن یک دو سه چهار پنج جم
     << <   > >>
      1 2 3 4 5 6
    7 8 9 10 11 12 13
    14 15 16 17 18 19 20
    21 22 23 24 25 26 27
    28 29 30 31      

    اندر خم یک کوچه

    جایی برای نوشتن از تمام دغدغه هایم **** سیاسی هم می نویسم که سیاست ما عین دیانت ماست **** قلم اگر از حق ننویسد لایق شکستن است نه قسم خوردن **** تمام محتوای این وبلاگ تولیدی است. ارتباط با من: maryam.3461@gmail.com اینستاگرام....@MARYAM_ORDOUEI

    جستجو

    موضوعات

    • همه
    • fatf
    • اخلاق
    • اسلام
    • افکار عمومی
    • اقتصاد مقاومتی
    • امام حسین علیه السلام
    • امام زمان عج
    • اندیشه شهید مطهری
    • انقلاب
    • بدون موضوع
    • برجام
    • بصیرت
    • تاریخ
    • تولید داخلی
    • جنگ
    • جهان اسلام
    • حجاب
    • خدا
    • دلنوشته
    • رسانه
    • روابط زن و مرد
    • زن
    • زن
    • سبک زندگی
    • سبک زندگی اسلامی
    • سپاه
    • سیاسی
    • شهدا
    • ظهور
    • غرب
    • فرهنگ
    • فرهنگی
    • فضای مجازی
    • فمنیسم
    • فمنیسم
    • قرآن
    • قرآن
    • مدافعان حرم
    • مطالعه
    • معرفی کتاب
      • آمریکا
    • مقاومت
    • مناسبتی
    • منافقان
    • نفوذ
    • نقد
    • نقد
    • نقد فیلم
    • نقد کتاب
    • نهج البلاغه
    • ورزش
    • ولایت فقیه
    • پیاده روی اربعین
    • یمن

    فیدهای XML

    • RSS 2.0: مطالب, نظرات
    • Atom: مطالب, نظرات
    • RDF: مطالب, نظرات
    • RSS 0.92: مطالب, نظرات
    • _sitemap: مطالب, نظرات
    RSS چیست؟

    پیوندهای وبلاگ

    • جهان‌بانو
    • کانال مطالب وبلاگ در ایتا
    • خامنه ای دات آی آر
    • غیث
    • خانه

    آمار

    • امروز: 253
    • دیروز: 67
    • 7 روز قبل: 2366
    • 1 ماه قبل: 5481
    • کل بازدیدها: 165521
    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان