اندر خم یک کوچه

برای در بند کردن تفکراتم
 خانه ورود

آمار وبلاگ

  • امروز: 3
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 63
  • 1 ماه قبل: 713
  • کل بازدیدها: 154459
  • جهاد فمنیستی
    ارسال شده در 20 بهمن 1402 توسط نازگل در حجاب, غرب, روابط زن و مرد, زن, فرهنگ, فمنیسم, فمنیسم, رسانه, زن

    احتمالا صحبت‌های آقای شیخ طادی را شنیده‌اید. فارغ از مغالطه‌آمیز بودن این صحبت‌ها، باید دید ریشه‌ی چنین تفکراتی در کجاست؟ موج دوم فمنیسم زمانی به وقوع پیوست که دنیا شاهد حاکمیت آمریکا بر نظام جهانی سرمایه‌داری و بسط و گسترش سرمایه‌داری سازمان یافته بود. ویل دورانت در کتاب لذت فلسفه می‌نویسد: «کارخانه‌داران که به فکر سود بیشتر خود بودند و اخلاقیات برایشان بی‌اهمیت بود، زنان را که کارگران ارزان‌تری بودند بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می‌دادند و آنان را هنگام استفاده از دستگاه‌های خطرناک به استفاده از لباس‌های تنگ و کوتاه وادار می کردند. بدین ترتیب در جامعه صنعتی زن نیز صنعتی شد و مردانی که طالب حذف شرم و حیا بودند به بهانه آزادی زن و در واقع برای سوءاستفاده بیشتر از او، زنان را به عرصه فحشا کشاندند. این برهنگی اجباری زنان در کنار رواج فرهنگ مصرف‌گرایی، سرمایه‌داران را ترغیب کرد که از جذابیت‌های جسمی زنان بعنوان وسیله‌ی لذت و سرگرمی برای کسب سود بیشتر و تجارت‌ خود استفاده کنند.» اینگونه بود که زن به ابژه‌ای برای دامن زدن به مصرف بیشتر تبدیل شد.

    چرایی ابژه شدن زن برای نظام سرمایه‌داری فارغ از جذابیت‌های تنانه‌ی زن را باید در دیدگاه فیلسوفان غربی به زن جستجو کرد که به صورت گسترده در سنت فلسفی غرب وجود دارد. فلسفه‌ای که اصالت را به جنس مرد داده و همواره زنان را به منزله‌ی موجود درجه دوم، فروتر و طفیلی قلمداد کرده و او را به مثابه حیوانی می‌داند که برای خدمت به مرد آفریده شده است. به عنوان مثال پولس در رساله‌ی خود به قرنتیان می‌گوید: «مرد به جهت زن آفریده نشده، بل‌که زن برای مرد.» از آکویناس فیلسوف مسیحی که معتقد بود مرد آغاز و سرانجام زن است، نیز این جمله نقل شده: «زن حیوانی است که نه استوار است نه ثابت قدم» با صنعتی شدن غرب و نیاز سرمایه‌داری به کارگر ارزان این نگاه با شعار حمایت از حقوق زن، او را به استخدام سرمایه‌سالاران درآورد. با بالا گرفتن کار رسانه و نیاز به تبلیغات بیشتر، زن تغییر کاربری داد و کالایی شد برای ترغیب مشتری. اما این‌بار جاذبه‌های جنسی زن در جامعه‌ای که با شتاب به سمت انقلاب جنسی پیش می‌رفت، ابزار پول‌سازی سرمایه‌داران شد. 

    مکتب فمنیست که در چنین بستری و بر مبنای چنین فلسفه‌ای شکل گرفته بود به اسم دفاع از حقوق تا جایی پیش رفت که شعار آزادی جنسی سر داد و آزادی زنان برای هرگونه رابطه‌ی جنسی را از الزامات غلبه بر پدرسالاری دانست.(شولامیث فایراستون، فمنیست رادیکال آمریکایی) فمنیست مزورانه به زنان گفت هیچ‌گونه تفاوتی بین زنان و مردان وجود ندارد. بر مبنای چنین بینشی حجاب سمبل استبداد مذهبی شد و به صراحت اعلام گردید «ما فقط مخالف حجاب اجباری نیستیم، مخالف حجاب اسلامی هستیم.»(آذر ماجدی، سخنرانی در بنیاد آزادی و اندیشه بیان) به عبارتی درگفتمان فمنیستی آنچه اساسی‌ترین جهاد زنانه قلمداد می‌گردد، برداشتن حجاب است.( عصرا نومانی، روزنامه‌نگار هندی-آمریکایی).

    اما امروزه چنین نگاهی به زن صدای اعتراض اندیشمندان غربی را نیز درآورده است و بر وجوب حیا و حجاب برای زنان صحه گذارده‌اند. وندی شلیت نویسنده‌ی آمریکایی در کتاب «بازگشت به عفاف» خود می‌نویسد: «در گذشته مردانی که به دنبال روابط جنسی راحت و دست یافتنی بودند، معمولا به سراغ زنان روسپی می‌رفتند، اما امروزه انتظار دارند که بتوانند با همه‌ی زنان همانند روسپیان رفتار نمایند، تنها تفاوت این است که هزینه‌ای هم نمی‌کنند.» سوزان اف. هاردینگ در نقد انقلاب جنسی می‌گوید: «انقلاب جنسی، زن‌ها را از قید عفت خلاص کرد ولی مفهوم قابل احترام بودن نادیده گرفته شد.» جودیت میل خبرنگار نیویورک تایمز در مقاله‌ی «زنان در آغوش اسلام، امنیتی تازه می‌یابند» با تأکید بر اینکه حضور زنان، به همراه حجاب در اجتماع سبب کاهش مزاحمت برای آنان می‌شود، آورده است: «پوشش حجاب، برای زن این امکان را فراهم ساخته که در شهرهای شلوغ بتواند به راحتی فعالیت کند و از مزاحمت مردان جوان در امان بماند. پیام غیرقابل تردید این لباس به اطرافیان این است که : این زن نجیب است، به او کار نداشته باشید.»

     مگی نویسنده‌ی مقاله‌ی «هنر عفت» نیز می‌نویسد: « به آسانی نمی‌توان کاری کرد که مردها به عقاید و ارزش‌های شما توجه کنند، اما اگر اجازه ندهید ظاهر شما را زیاد ببینند، مجبور می‌شوند توجه خود را به باطن شما معطوف کنند.» اینها تنها چندین نمونه از نظرات اندیشمندان و نویسندگان غربی در موج بازگشت به عفافی بود که در غرب شکل گرفته است. موجی که سبب شد تا در سال 2017 یک سوم بودجه‌ی فدرال برای برنامه‌های آموزش سلامت جنسی نوجوانان، به آموزش خویشتنداری اختصاص یابد و در سال 2021 به 100 میلیون دلار افزایش یابد.

    🔻منتشر شده در پایگاه تحلیلی تخصصی عصرزنان

    🌐 |@asrezanan_ir|

    حجاب زن سرمایه‌داری عفاف غرب فمنیسم نظر دهید »
    چه نشسته‌اید که زن ایرانی سپر انداخته است!
    ارسال شده در 12 بهمن 1402 توسط نازگل در انقلاب, سیاسی, مقاومت, اسلام, روابط زن و مرد, زن, ورزش, رسانه

    🔹حضور دف‌نوازان زن ایرانی بین دو نیمه‌ی بازی ایران و هنگ کنگ در ورزشگاه قطر واکنش‌های متفاوتی به دنبال داشت. از انتقاد به مسوولان وزارت ورزش کشور گرفته که انتقاد بجا و درستی بود تا نگرانی از تخریب چهره‌ی زن ایرانی در عرصه‌ی بین‌الملل که این هم دغدغه‌ی درستی بود. اما اگر بخواهیم قدری عمیق‌تر این موضوع را واکاوی کرده و مورد مداقه قرار دهیم باید چنین جسارت و هنجارشکنی را ذیل این جمله‌ی رهبر انقلاب تفسیر کنیم: «زن با شرف و با استعداد ایرانی یکی از بزرگترین ضربه‌ها را به تمدن غرب زده، اینها دلشان پر است.» در واقع این بازنمایی غلط از چهره‌ی زن جوان ایرانی در عرصه‌‌ی بین‌الملل را باید به مثابه خنجر کین دشمن به چهره‌ی زن عفیف ایرانی قلمداد کنیم.

    🔸برای درک بهتر فضای تحلیل باید قدری به عقب برگردیم. بعد از اغتشاشات 1401 دشمن با وجود برنامه‌ریزی‌های سنگین و دلارپاشی‌های نجومی نتوانست محصول دلخواهش را برداشت کند. از سویی در بحبوحه‌ی قائله‌ی زن زندگی آزادی بود که کنگره‌ی زنان تأثیرگذار با تمام ضعف‌ها و قوت‌هایی که داشت برگزار شد و اگر بخواهیم منصف باشیم توانست چهره‌ی واقعی زن مسلمان ایرانی را تا حدی به بخشی از دنیا مخابره کند. دنیایی که در سیطره‌ی امپریالیسم رسانه‌های خارجی و به مدد سیاه‌نمایی‌های فیلمسازان داخلی از زنان ایرانی جز چهره‌ای مخدوش، تحت ستم و منفعل و غیرعامل حتی نسبت به سرنوشت خود ندیده است.

    🔹حالا بیایید تا لنز دوربین را بازتر کرده و لانگ شاتی از صحنه‌ای که در آن قرار گرفته‌ایم مشاهده کنیم. 117 روز از طوفان الاقصی گذشته و یگانه چهره‌ای که از زنان مقاومت در جهان در حال مخابره است، چهره‌ی زنان فلسطینی است. زنانی که نه تنها ایستادگی و مقاومتشان، بلکه نوع تربیت فرزندانشان دنیا را مات و مبهوت کرده است. از رهگذر بازتاب چنین چهره‌ای از زن است که می‌بینیم اقبال زنان بسیاری از غرب و شرق عالم به دین اسلام و مطالعه‌ی قرآن افزایش یافته و چنین زنی تبدیل به یک الگوی جهانی شده است. اما این زن، الگوی خود را از کجا اخذ کرده است که امروز او را به زن خط مقدم نبرد با تمدن شیطانی غرب و دنیای مدرن بدل کرده که رژیم اشغالگر صهیونیستی نماد تام این تمدن است؟ بله زن باشرف و با استعداد ایرانی پیشقراول این میدان بوده و هست.

    🔸همان زنی که درست در زمانی که رژیم منحوس پهلوی با برگزاری جشن‌های بی‌غیرتی و بی‌عفتی چون جشن هنر شیراز و در اوج انقلاب جنسی غرب، به ولی زمانش دست بیعت داد و با پشتیبانی از ولایت فقیه حتی رهبری حرکت مردان را نیز عهده‌دار شد. همان زنی که در مقابل معادلات جهانی نظام سلطه ایستاد و با دست رد زدن به دو الگوی زن غربی و شرقی چهره‌ی سومی از زن به دنیا ارائه کرد که از چنان معنویت و عقلانیتی برخوردار بود که توانست مسیر تاریخ را با تبعیت از روح خدا تغییر دهد و با قدم گذاردن در صحنه‌ی مبارزه بین زن، سیاست و دیانت پیوند برقرار کند.

    🔹 با این دو مقدمه به شروع بحث برمی‌گردیم. به ضربه‌ای که زن عفیف ایرانی به غرب زده، به آینه‌ای که برای زنان جهان از اثرگذاری زن ساخته و به تصویر سومی از زن که نظام لیبرال سرمایه‌داری را به خاک سیاه نشانده است؛ نظامی که نفعش در ابژه کردن زن است. پس حالا که ایران محور مقاومت است و زنانش الگوی زنان مسلمان، باید ورق را برگرداند و دخترکان مطرب را بجای زنان مقاوم به عنوان الگوی زنان ایرانی به دنیا مخابره کرد و این پیام را به زنان عالم داد که برای چه می‌جنگید که زن ایرانی سپر انداخته است. اینها همه از اتاق فکر سازمان‌های جهانی برخاسته که زن را زینت‌المجالس مردان می‌خواهند و ملعبه‌ی دست هوسبازان. همان‌هایی که زورشان به مسوولان جمهوری اسلامی چربید و پای زنان ایرانی را به سکوی تماشای فوتبال مردان کشاند.

     

    🔻منتشر شده در پایگاه تحلیلی تخصصی عصرزنان
    🌐 |@asrezanan_ir|

    الگوی سوم زن دف نوازی زن مسلمان فوتبال قطر مقاومت نظر دهید »
    زین به پشت یا پشت به زین
    ارسال شده در 23 دی 1402 توسط نازگل در حجاب, سیاسی, غرب, روابط زن و مرد, نقد, سبک زندگی اسلامی, فمنیسم

    پاسخ خانم خزعلی به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه برای صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان در حال پیگیری هستیم که شامل بیمه بانوان پیک موتوری هم میباشد واکنشهای زیادی را در فضای رسانه ای برانگیخته و آن را به تیتر اول خبرگزاریها بدل کرده است. فارغ از اینکه این اظهار نظر تا چه حد به مرحله ی عمل نزدیک شده پیگیری چنین مطالبه ای از جانب معاون رییس جمهور در امور زنان جای بسی تأمل دارد.

     

    این موضوع خارج از فضای رسانه‌ای از جهات متعددی قابل نقد و بررسی است. اولین سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که اولویت این مطالبه تا چه حد است و چند درصد از جامعه‌ی زنان را به خود اختصاص می‌دهد؟ به فرض برطرف شدن موانع قانونی موتورسواری زنان تا چه اندازه به تبعات اجتماعی این تصمیم اندیشیده شده است؟ با توجه به این سخن رهبر انقلاب که « حق کرامت الهی زن، بالاترین حقوق زن است» آیا در جامعه‌ای که از نظر ساختارهای اقتصادی گرفتار سیاست‌های نئولیبرالی و سرمایه‌داری است، بسترسازی برای پیک موتوری شدن زنان، می‌تواند تکریم زن محسوب شود یا به نفع لیبرال‌های سرمایه‌دار است؟ مگر نه این است که جریان سرمایه‌داری ید طولایی در ساخت نقش‌های کاذب اجتماعی برای زنان دارد و آنها را به سمت کالا شدن سوق می‌دهد. آیا پذیرش این موضوع، زنان را به پیک‌های ارزان‌قیمت رستوران‌ها، فست‌فودها و اسنپ موتوری بدل نمی‎کند؟ آیا چنین شغلی مناسب ویژگی‌های جسمی و روحی زن است یا آنها را به پادوهای زیردست مردان تبدیل می‌کند؟ موقعیتی که بر طبق بیانات رهبر انقلاب حالت تکبر زن در برابر نامحرم را از بین برده و تسلط مردانه بر او را به دنبال خواهد داشت.

     

     ممکن است با این توجیه که «بخشی از زنان این شغل را پذیرفته‌اند، پس باید بستر را فراهم کرد» مواجهه شویم. اما در جواب به این توجیه، باید گفت کدام سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی زنان را به این وادی کشانده است؟ آیا بهتر نیست پای صحبت این زنان نشست و با طرح‌های اقتصادی صحیح و کارآفرینی درست آنها را به سمت بسترهایی هدایت کرد که هم کرامت آنها را حفظ کند و هم امنیتشان را؟ اما فارغ از بحث اشتغال، باید به این موضوع از منظر شرعی و فقهی هم نگریست؛ البته نه فقه فردی که فقه اجتماعی. وقتی نظام اسلامی در مواجهه با تکثرهای اجتماعی با ناسازگاری بین امیال و خواسته‌های مردم و احکام شرعی مواجهه می‌شود، فقه نظام چه پاسخی برای آن دارد؟ آیا برای تصویب این قانون هیچ پیوست تحلیلی در نظر گرفته شده است که با توجه به بستر کنونی جامعه که در خدمت کشف حجاب است، این قانون قرار است تکمیل‌کننده‌ی کدام پازل و پیش‌برنده‌ی اهداف کدام جریان فرهنگی باشد؟ این سوال وقتی جدی‌تر می‌شود که نیم نگاهی به تاریخ موج اول جنبش فمنیسم داشته باشیم. 

     

    روزنامه گاردین در مقاله‌ای با عنوان «چگونه دوچرخه به نماد آزادی زنان تبدیل شد» می‌نویسد: « صد سال پیش، آلیس هاوکینز، به عنوان یکی از فمنیست‌های طرفدار حق رأی زنان، در اطراف شهر لستر انگلستان، سوار بر دوچرخه اقدام به تبلیغ جنبش حقوق زنان کرد. او به عنوان اولین بانویی که در این شهر جوراب شلواری پوشید، خشم عمومی را برانگیخت. در طول مبارزه برای به دست آوردن حق رای، دوچرخه نه تنها به یک ابزار، بلکه نمادی برای رهایی زنان تبدیل شد.» در واقع دوچرخه از یک سو ابزاری برای تغییر پوشش و رهایی زنان از لباس‌های بلند آن زمان بود و از سویی دیگر نمادی برای آزادی بیشتر. در ادامه‌ی همین مقاله نقل قولی از سوزان بی آنتونی، رهبر حقوق مدنی آمریکا در سال 1896آمده که می‌‌گوید: «من فکر می کنم [دوچرخه] بیش از هر چیز دیگری در دنیا برای رهایی زنان موثر بوده است. هر بار که زنی را با دوچرخه می‌بینم خوشحال می‌شوم. وقتی زن سوار بر دوچرخه می‌شود، به او احساس اعتماد به نفس و استقلال دست می‌دهد و به دوردست‌ها می‌رود. تصویری از زنانگی بی بند و بار و رها»

    🔻پایگاه تحلیلی تخصصی عصرزنان

    حقوق زنان سرمایه داری موتورسواری موتورسواری زنان پیک موتوری گواهینامه نظر دهید »
    از مدارای پدرانه تا کینه‌ی قلدرانه
    ارسال شده در 22 دی 1402 توسط نازگل در انقلاب, حجاب, ولایت فقیه, سیاسی, سبک زندگی اسلامی, زن

    🔹یکی از نکات قابل توجه در دیدار اخیر رهبر انقلاب با مردم قم، تفاوت موضع‌گیری ایشان در مقابل افرادی بود که اقدام به کشف حجاب می‌کنند. در فروردین ماه گذشته در دیدار با هیئت دولت، با تأکید بر اینکه کشف حجاب یک حرام شرعی و سیاسی است، علت عمده‌ی کشف حجاب‌ها را به ناآگاهی و عدم توجه به نقشه‌ی دشمن و دستان پشت پرده نسبت دادند نه به لجبازی و معارضه با نظام اسلامی. به عبارت دقیق‌تر بدون ذره‌ای کوتاه آمدن از اصول اساسی شریعت و تسلیم نمودن شرع به عرف تلاش کردند تا پای افرادی که قربانی فضای جنگ شناختی شده و از سر جهل حجاب از سر برداشته‌اند، را از باتلاق کشف حجاب بیرون کشیده و بدون هل دادن آنها به زمین بازی دشمن به آغوش جامعه‌ی اسلامی بازگردانند. رویکردی تربیتی که می‌توان آن را مدارای پدرانه نسبت به فرزند فریب‌خورده نامید. اما در دیدار اخیر از موضع قبلی یک گام پا را فراتر گذاشته و فرمودند: «مسئله صرفاً این نیست که حالا قضیّه‌ی حجاب را یک عدّه‌ای نمی‌دانند یا ملاحظه نمی‌کنند؛ نه، یک عدّه‌ای انگیزه دارند ــ البتّه عدّه‌ی کمی ــ برای مخالفت و معارضه.»

    🔸 در این رویکرد تربیتی امام جامعه با در نظر گرفتن تکثر موجود در جامعه و ظرفیت‌های متفاوت ایمانی تلاش می‌کند بدون عقب‌نشینی از احکام شرعی افراد بیشتری از مردم را با خود همراه کند و با تبیین و مدارا، پرده‌های ظلمانی جهالت را که به موجب فضای شبهه‌آلود بر اذهان سایه افکنده با سرانگشتان پدرانه، کنار زند و فرزندانش را به آغوش بکشد و در گام بعدی برای مغرضان پرونده‌ای جدا باز کند. دقیقا شبیه سیره‌ی امیرالمؤمنین علیه ‌السلام که بدون تقریر و امضای بدعت‌های به وجود آمده در سال‌های حکومت خلفاء همچون نماز تراویح و …. به خاطر حفظ مصالح نظام اسلامی، تغییر و اصلاح آنها را به تأخیر انداخت تا فاهمه‌ی عمومی آماده‌ی پذیرش اشتباه شود. به عبارتی حکم مشخص اما اجرا نیازمند مدارا بود. نکته‌ی مهم دیگری که در این بیانات به آن اشاره کردند، نقش دستان پلید انگلیس خبیث در ماجرای کشف حجاب رضاخانی بود؛ دستانی که هنوز هم در پس پرده مشغول کارند. قائله‌ی کشف حجاب رضاخانی ریشه در کینه‌ای دیرینه داشت که انگلیس از زن مسلمان ایرانی به دل گرفته بود و تا هنوز به صورت نقطه‌ای مغفول در دل تاریخ باقی مانده است در حالی‌که این کینه هنوز پا برجاست.

    🔹حدود نیم قرن قبل از قائله‌ی کشف حجاب، وقتی دستان استعمار پیر انگلستان به گلوگاه اقتصادی مردم قلاب شد و امتیاز توزیع و فروش توتون و تنباکو طی یک قرارداد استعماری به کمپانی رژی واگذار گردید، نهضتی به نام «نهضت تنباکو» بر پا شد که تا قبل از آن چنین خیزشی سابقه نداشت. علما فهمیده بودند که این قرارداد فراتر از اقتصاد، فرهنگ و سیاست‌ کشور را نیز هدف گرفته است. آنها می‌دیدند که هجوم اروپایی‌ها، سر و شکل ظاهری بازار را تغییر داده و بوی رواج فرهنگ بیگانه و تشبه به کفار به مشام می‌رسد. فتوای میرزای شیرازی تا اندرونی شاه نفوذ کرد و انیس‌الدوله سوگلی ناصرالدین شاه، طرف منافع ملت و حمایت از مرجعیت دینی ایستاد و با قدرت نرم زنانه، نهضت را در داخل قصر پیگیری کرد. ملکه‌ی متشرع ایران در پاسخ به سؤال متحیرانه‌ی شاه که «چرا قلیان‌ها را جمع می‌کنند و جدا می‌کنند؟» معتقدانه جواب داد: «برای آنکه قلیان حرام شده» و وقتی شاه با رگ ورم کرده گفت: «چه کسی حرام کرده؟» با همان منطق متشرعانه پاسخ داد: «همان کس که مرا به تو حلال کرده»؛ پاسخی که دهان شاه را چنان بست که دیگر به هیچ یک از نوکرانش دستور نداد برایش قلیان چاق کنند. اینگونه تیر خلاص به قرارداد رژی زده شد.

    🔸قریب به نیم قرن بعد که بی‌غیرتی قانونی شد و کشف حجاب اجباری، یکی از کارشناسان استعماری لندن با اشاره به انیس‌الدوله و داغی که با حمایتش از حکم تحریم تنباکو بر دل منطق استعماری انگلیس گذاشته بود گفت: «ما با اجراي اين سياست کشف حجاب در ايران نطفه‌ی آن ‌گونه رويدادها (حمايت ملکه دربار قاجار از فتواي مرجع تشيع) را خشک کرديم و براي هميشه از تکرار آن جلوگيري نموديم.» اعترافی که هم نشان از استعماری بودن کشف حجاب دارد و هم اثرگذاری زن مسلمان و با هویت ایرانی.

    ✍️| مریم اردویی


    منترش شده در پایگاه تحلیلی تخصصی عصرزنان

    #کشف حجاب انگلیس حجاب حکومت اسلامی رضاخان نظر دهید »
    از حسرت شهادت تا مرکب شهادت
    ارسال شده در 18 دی 1402 توسط نازگل در انقلاب, شهدا, امام حسین علیه السلام, ولایت فقیه, امام زمان عج, اسلام, سبک زندگی اسلامی, فرهنگی

    نوشته بود:« این شهید را روایت کنید. به برکت خون این شهید باید تقدس مقام معلم را به آن برگرداند» و من دنبال روایتی بودم از این معلم شهیده. کسی که در عصر غلبه‌ی نگاه مادی به شغل مقدس معلمی و در زمانه‌ی معلم‌بلاگری، با نگاه تربیت‌محور عزمش را جزم کرده بود تا در قامت یک معلم انقلابی به دل میدان تعلیم و تربیت بزند. دختری دهه هشتادی که با طرح بینهایت، مبانیش را برای برداشتن بار تربیتی محکم کرده و با دوره‌ی اندیشه‌ورزی استراتژیک کودکان و نوجوانان، چگونه و برای چه اندیشیدن را آموخته بود. معلمی که در پیوند با ولی فقیه زمانش میدان جهاد را اینگونه فهم کرده بود: «از زمانی که شما را شناختم و علاقه قلبی به شما در قلب و اندیشه‌ام ریشه دواند، سربازتان شدم، دانشجو شدم، معلم شدم.»


    این اطلاعات جسته و گریخته را که از گوشه و کنار می‌خواندم بیشتر ذهنم درگیر شهیده‌ای می‌شد که حالا قرار بود در دانشگاه فرهنگیان آرام گیرد و چون کعبه، سنگ نشان راه معلمان نسل آینده شود که ره گم نکنند. هرجا نگاهم را می‌چرخاندم از گروه‎های ایتا تا استوری‌های اینستاگرام فائزه را می‌دیدم. تا اینکه دیشب قبل از بستن اینستاگرام استوری بزرگواری را دیدم که تصویر فائزه را استوری کرده و نوشته بود: «به چفیه سبز و نحوه انداختنش نگاه می‌کنم و عینک دودی‌اش! نمی‌دانم عده‌ای به فائزه هم می‌گفتند مذهبی صورتی؟» متن استوری برایم عجیب بود. درنگ نکردم و پاسخ دادم: «عجیب‌ترین برداشتی بود که تا حالا از این عکس دیده بودم». پاسخ داد: «چرا الان اگر شهید نشده بود خیلی بعید نبود که یکی بیاد و بگه این مذهبی صورتیه! ژست گرفته کنار تابلو و عینک دودی زده و چفیه رنگیش را انداخته پشت»


    نه با تعبیر مذهبی صورتی همراهم و نه با چنین قضاوتی در مورد افراد. گفتگویی شکل می‌گیرد و تا نقد فضای گفتمانی حاکم بر زیست مجازی و رسانه‌ایمان پیش می‌رود. اینکه هر وقت کسی حرفی زد حتی به اشتباه، بجای نقد همان حرف تا تخریب شخصیت و بی حیثیت کردنش پیش می‌رویم. حتی به ماجرای محرم گذشته می‌رسیم و تخریب‌هایی که به خاطر یک نظر، یکی از بانوان اینفلوئنسر عرصه‌ی کتاب کودک را ترور شخصیت کردند. بعد از این گفتگو، بیشتر نگران قلمی می‌شوم که به دست گرفته‌ام. آخر شنیده‌ام که فائزه هم اهل قلم بوده.


    بیشتر از خودم می‌ترسم. آن هم در زمانه‌ای که شوق و شهوت دیده شدن در دنیای تبرج‌های کلامی و تصویری از در و دیور شعله می‌کشد. خصوصا اکنون که به روایتی جدید از این بانوی شهیده رسیده‌ام. روایتی به نقل از معلمش که می‌گوید: «فائزه تو همه‌ی عکس‌های مشترکمون کنار جمع ایستاده در مرکز نیست. نمایش نداشت دنبال دیده شدن و در مرکز بودن نبود اما موثر بود.» چقدر توصیف معلم فائزه منطبق بر این توصیف حضرت آقا از حاج قاسم است: «دنبال دیده شدن نبود. حتی از دیده شدن فرار می‌کرد. کار را برای خدا می‌کرد» وقتی می‌خوانم: «در جمع‌ها و جشن‌هامون داوطلب انجام کم ارزش‌ترین کارها بود.» ذهنم گریز می‌زند سمت روایتی از حاج قاسم که «وقتی کارگرها برای نظافت سرویس بهداشتی حسینیه بیت‌‌الزهراء آمده بودند. همه را بیرون کرد. در را بست. خودش تنها شلنگ دست گرفت و همه جا را شست.» بی‌ریاترین و در ظاهر کم‌ارزش‌ترین کار.


    به اینجای روایت که می‌رسم: « با یه بسته دستمال پاک کننده آرایش، شعار از در و دیوار دانشکده و مترو پاک می‌کرد. لگد می‌خورد از مسافران و فحش از همكلاسيا…» جمله‌ی «بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌ماند.» با لحن صدای سردار در مغزم ضرب می‌گیرد. آری فائزه می‌دانست در و دیوار حرم مقدس است و باید تطهیر شود. به یاد آخرین دست‌نوشته‌اش می‌افتم«در حسرت شهادت» حسرتی که دیگر حسرت نیست. باید شهید زندگی کنی تا شهید شوی.

    بمباران گلزار شهدای کرمان زن مسلمان شهادت شهید معلم کرمان نظر دهید »
    • 1
    • ...
    • 3
    • 4
    • 5
    • ...
    • 6
    • ...
    • 7
    • 8
    • 9
    • ...
    • 10
    • ...
    • 11
    • 12
    • 13
    • ...
    • 48

    آخرین مطالب

    • آقای فراخوان 22 بهمن همان آقای فتوای حرام بودن کشف حجاب است
    • سینمای خانگی برای دشمن پیاده نظام خانگی خلق کرد
    • زنان در خط مقدم دفاع از حق
    • ترانه‌ی استعمار برای دختران ایران
    • ماراتن عبور از ایران اسلامی
    • پیله‌هایی که پروانه نمی‌شوند
    • چرا مریم میرزاخانی مهم است؟
    • تیغ تیز «پیرپسر» بر گلوی پدر
    • خون بر موشک پیروز است
    • عهد خون باطل‌السحر طرح خصم دون 

    آخرین نظرات

    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    •  
      • آتش به اختیار
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • ذاكري  
      • جمعه های انتظار
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
      • منتظر پرور
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • ... در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در از افتضاح تا افتتاح
    • معاونت فرهنگی تربیتی در از افتضاح تا افتتاح
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در آیا مرکل یک زن موفق است؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در از افتضاح تا افتتاح
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    بهمن 1404
    شن یک دو سه چهار پنج جم
     << <   > >>
            1 2 3
    4 5 6 7 8 9 10
    11 12 13 14 15 16 17
    18 19 20 21 22 23 24
    25 26 27 28 29 30  

    اندر خم یک کوچه

    جایی برای نوشتن از تمام دغدغه هایم **** سیاسی هم می نویسم که سیاست ما عین دیانت ماست **** قلم اگر از حق ننویسد لایق شکستن است نه قسم خوردن **** تمام محتوای این وبلاگ تولیدی است. ارتباط با من: maryam.3461@gmail.com اینستاگرام....@MARYAM_ORDOUEI

    جستجو

    موضوعات

    • همه
    • fatf
    • اخلاق
    • اسلام
    • افکار عمومی
    • اقتصاد مقاومتی
    • امام حسین علیه السلام
    • امام زمان عج
    • اندیشه شهید مطهری
    • انقلاب
    • بدون موضوع
    • برجام
    • بصیرت
    • تاریخ
    • تولید داخلی
    • جنگ
    • جهان اسلام
    • حجاب
    • خدا
    • دلنوشته
    • رسانه
    • روابط زن و مرد
    • زن
    • زن
    • سبک زندگی
    • سبک زندگی اسلامی
    • سپاه
    • سیاسی
    • شهدا
    • ظهور
    • غرب
    • فرهنگ
    • فرهنگی
    • فضای مجازی
    • فمنیسم
    • فمنیسم
    • قرآن
    • قرآن
    • مدافعان حرم
    • مطالعه
    • معرفی کتاب
      • آمریکا
    • مقاومت
    • مناسبتی
    • منافقان
    • نفوذ
    • نقد
    • نقد
    • نقد فیلم
    • نقد کتاب
    • نهج البلاغه
    • ورزش
    • ولایت فقیه
    • پیاده روی اربعین
    • یمن

    فیدهای XML

    • RSS 2.0: مطالب, نظرات
    • Atom: مطالب, نظرات
    • RDF: مطالب, نظرات
    • RSS 0.92: مطالب, نظرات
    • _sitemap: مطالب, نظرات
    RSS چیست؟

    پیوندهای وبلاگ

    • جهان‌بانو
    • کانال مطالب وبلاگ در ایتا
    • خامنه ای دات آی آر
    • غیث
    • خانه

    آمار

    • امروز: 3
    • دیروز:
    • 7 روز قبل: 63
    • 1 ماه قبل: 713
    • کل بازدیدها: 154459
    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان