سربازان آمریکایی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» خسته از جنگ با ایران برای تجدید قوا قدم بر خاک پاتایا گذارند. شهری که هویتش با روسپیگری و فساد جنسی گره خورده است. هویتی که وامدار! حضور سربازان آمریکایی در جنگ ویتنام است. یورو نیوز در گزارشی به این تفریح جنسی پرداخته و نوشته : «الیزابت بکر، نویسنده کتابی درباره گردشگری جنسی نوشته است که سربازان آمریکایی در دوران جنگ ویتنام به سوی پاتایا، که در آن زمان روستایی آرام و محل ماهیگیری بود، سرازیر شدند و این منطقه به یک تفریحگاه ساحلی پرهیاهو و جنسی تبدیل شد.» البته این تنها پاتایا نبوده که قربانی شهوترانی نظامیان آمریکایی بوده بلکه هرجا جنگی بوده و پای آمریکا در میان، زنان آن شهر تبدیل به تأمینکنندگان نیاز جنسی سربازان آمریکایی شدهاند.
به عنوان مثال زمانیکه دندان استعماری آمریکا بر گوشت مجمعالجزایر فلیپین گیر کرد، باید برای سربازانشان انگیزهای بیرونی خلق میکردند تا آنها را برای حضور در فیلیپین ترغیب کنند. فلذا اقدام به انتشار تصاویری از زنان جوان فلیپینی کردند و با تیترهایی مانند «باز هم زن فلیپینی! مثل همیشه تماما زیبا» و «ونوسهای سیاهپوست» زنان این کشور را مانند طعمههایی جنسی برای یانکیهای آمریکایی بازنمایی کردند و تا جایی پیش رفتند که برای تأمین نیازهای جنسی سربازانشان روسپیگری را در فیلیپین قانونی کردند. حتی پای را فراتر گذارده و شروع به جمعآوری زنان بی سرپرست از سراسر دنیا مانند سنگاپور، هنگ کنگ، کلکته و …کرده و آنها را وارد بازار روسپیگری کردند. به گفتهی یک سیاستمدار آمریکایی فقط در یک کشتی 300 فاحشه را وارد فیلپین کردند. مارگارت دی آلیس، یکی از فعالان جنبش ضد مشروبات الکلی بیان میکند: «آمریکاییها صدها زن را دستهدسته به فلاکت و هرزگی کشاندند.»
البته که حضور نظامی آمریکا و ایجاد فاحشهخانه و تعرض به زنان همیشه لازم و ملزوم یکدیگر بوده چراکه پیشران جبههی باطل همیشهی تاریخ شهوت و نیروی جنسی بوده است تا سربازانش بتوانند با عاملی بیرون در مسیر باطل تابآوری داشته و بیشتر خشونت بیافرینند. نیمنگاهی به سرنوشت زنان ژاپن، افغانستان و….شاهدی بر این مدعا است. حتی صابون این جنایت به تن زنان ایرانی در دورهی پهلوی دوم نیز خورده است. زمانیکه با جنگ جهانی دوم در ابتدای دوره حکومت محمدرضا پهلوی، پای نظامیان آمریکایی به خاک ایران باز شد، اولین قدم بعد از این حضور فراهم آوردن فضایی برای ارضای این نیاز سربازان بود. از همین رو باشگاهی در خیابان امیرآباد که به درجهداران و افسران اختصاص داشت تبدیل به مرکز فحشا شد. آمریکاییها چونان گرگی در پی طعمه به مرکز شهر میرفتند و دختران ایرانی را جمعآوری و برای استفاده جنسی به باشگاه میبردند.
امروز هم اگر ایرانمان تسلیم زیادهخواهیهای یانکیهای شهوتپرست شده بود و مردان امن نظامی پای لنگ این ناو را از آبهای خلیج فارس نبریده بودند یقینا به جای خاک پاتایا، خاک جزایر ایرانی میبایست میزبان نره غولهای وحشی آمریکایی میبود و به آنها خدمات جنسی میداد. فلذا خونهایی که در پای لانچرها ریخته میشود فقط ضامن بقای ایران نیست بلکه محافظ پاک ماندن نسلهای ما است.

آخرین نظرات