در پیام شب گذشته امام سید مجتبی خامنهای فراز مهمی بود که ارتباط مستقیم با زنان خانهدار داشت. فرازی که ذیل توجّه فراراهبردی دادن به مسئلهی فرهنگ، تعلیم و تربیت بیان شده بود. به فرمودهی ایشان «تعبیر فراراهبردی بهمعنی آن است که تنظیم راهبردهای دیگر باید با ملاحظه این مسئله باشد.» این فراز که نیاز به تأمل جدی دارد اینگونه بیان شده : «توجّه به نقش بانوان خانهدار که ظریفترین اجزاء نقش و نگار فرهنگ زیبا و مطلوب آینده را در حریم منازل به تک تک فرزندان این مرز و بوم میآموزند نیز واجد چنین اهمّیتی است.» توجه دادن به نقش خانهداری زن در بازتولید فرهنگ در حریم منازل نشان از نگاه تمدنی ایشان به مقولهی فرهنگ و نقش زن دارد. کنار هم قرار دادن سه کلیدواژهی «خانهداری»، «آموزش فرهنگ» و «حریم منزل» علاوه بر ارائهی راهبردی ایجابی در تمدنسازی در حال مرزبندی با تمدن غربی و غیرزدایی در این مسیر است.
چراکه در نظام سرمایهداری که محوریت با سرمایه و کسب سود و منفعت است و اقتصاد زیربنا، زنان خانهدار دارای ارزشمندی و پایگاه اجتماعی نیستند و چه بسا تحقیر هم میشوند. زنی در چنین فرهنگی دارای ارزش است که شاغل باشد تا مالیات بدهد یا به صورت کارگر ارزان در خدمت نظام سرمایهداری قرار گیرد. از این رو در چنین نظامی است که با انواع تبلیغات ارزشگذاری به جای مادری و خانهداری بر اشتغال زن متمرکز میشود و زنان را گروه گروه به سمت بازار کار فرا میخواند.
اینجاست که حریم منزل کارکرد خود را از دست میدهد. حتی به علت غلبهی اقتصاد بازار نقش زنان خانهدار در اقتصاد نیز مورد توجه قرار نمیگیرد. رژهگارودی فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی میگوید: «وقتی اقتصاد بازار بر اقتصاد پایه برتری پیدا میکند اعتبار و موقعیت زن در تمام سطوح زندگی اجتماعی خدشهدار میشود.» اقتصاد بازار که به معنای کسب درآمد پولی است با اقتصاد پایه که به معنای گذران زندگی است تفاوت دارد. رژهگارودی در جای دیگری از کتابش مینویسد: «در نظام سرمایهداری نه تنها کار زنان در خانه جزء تولید ناخالص ملی به حساب نمیآید، حتی وقتی زنان از کار بیمزد خانه فارغ میشوند و مایل به انجام کار در خارج از خانه هستند در اکثر موارد کمدرآمدترین و بیکیفیتترین کارها به آنها واگذار میشود.»
در نظام سرمایهداری همه چیز حول مصرف بیشتر معنا و ارزش پیدا میکند در حالی که در گذشته بدون اینکه پول زیادی وارد خانه شود امورات زندگی با برنامههای اقتصادی مادران و زنان خانهدار به خوبی اداره میشد. نقش زنان در ترمیم و تولید داخل خانه بسیار پررنگ بود و از همین رهگذر فرهنگ قناعت و تولید، نسل به نسل منتقل میشد. مصرف کالاها و غذاهای بیرون خانه اینقدر زیاد نبود و دستپخت مادران ارزش و جایگاه ویژهای داشت و غذاهای رستورانی، فست فودها و…رقیبی برای آن محسوب نمیشد. در نظام سرمایهداری که پول صحنهگردان زندگی است تمام ارزشهای انسانی را تحت الشعاع قرار میدهد و اینجاست که پول و قدرت حرف اول را میزند نه خدمت. اسراف، تنوعطلبی و زندگی لاکچری معیار خوشبختی و ارزشگذاری میشود تا جاییکه پای این تنوعطلبی به روابط انسانها و زندگی زناشویی هم باز میشود و آمار طلاق سر به فلک میکشد و در بدترین وضعیت روابط خارج از چارچوب تبدیل به ارزش و سبک زندگی میشود. چراکه انسانها در حریم خانه تربیت نشدهاند و با فرهنگ کف خیابانی غرب رشد یافتهاند؛ زیرا در فرهنگ غرب حوزهی عمومی بر خصوصی اولویت دارد و اینجاست که اشتغال زن بر خانهداری میچربد.
اما در فرهنگ اسلامی ارزشهای والای انسانی و دینی چون ایثار، قناعت، قدردانی، همیاری، محبت، صبر، سازگاری و….حرف اول را میزند و روابط انسانی بر همین اساس شکل میگیرد زیرا انسانها در حریم خانه و با مدیریت زن خانه تربیت میشوند. امام شهید در رابطه با اهمیت نقش خانهداری زن فرموده بودند: « شما اگر بزرگترین متخصص پزشکی یا هر رشتهی دیگری بشوید، چنانچه زن خانه نباشید، این برای شما یک نقص است. کدبانوی خانه شما باید باشید؛ اصلاً محور این است. اگر بخواهیم تشبیه ناقصی بکنیم، باید به ملکهی زنبور عسل تشبیه کنیم. کانون خانواده، جایی است که عواطف و احساسات باید در آنجا رشد و بالندگی پیدا کند؛ بچهها محبت و نوازش ببینند؛ شوهر که مرد است و طبیعت مرد، طبیعت خامتری نسبت به زن است و در میدان خاصی، شکنندهتر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است - حتّی نه نوازش مادر - باید نوازش ببیند.»

آخرین نظرات