اندر خم یک کوچه
برای در بند کردن تفکراتم







آذر 1398
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            





جایی برای نوشتن از تمام دغدغه هایم **** سیاسی هم می نویسم که سیاست ما عین دیانت ماست **** قلم اگر از حق ننویسد لایق شکستن است نه قسم خوردن **** ارتباط با من: maryam.3461@gmail.com اینستاگرام....maryam_3461



جستجو









آمار


  • امروز: 4
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 703
  • 1 ماه قبل: 1165
  • کل بازدیدها: 10292
  •  
      چرا انتخابات مجلس مهم است؟ ...

    یکی از دلایلی که تمام انتقادها به سمت رهبری می‌رود، عدم آگاهی جامعه نسبت به ساختارهای یک حکومت و وظایفی هست که هریک از نهادهای آن بر عهده دارند. مثلا الان بعد از قریب به چهل سال از عزل بنی صدر هنوز این تفکر اشتباه در بین افکار عمومی مطرح است که بنی صدر را امام خمینی عزل کرد؛ در حالیکه این یک مجلس انقلابی بود که ابتدا رای به عدم کفایت وی داد و بعد امام او را عزل کرد.
    سوال: مجلس چه ضرورتی دارد؟
    در جمهوری اسلامی، مجلس نه تنها وظیفه قانون‌گذاری را بر عهده دارد بلکه هم بر صلاحیت مجریان قانون یعنی دولت نظارت مستقیم دارد و هم بر اجرای صحیح قانون.


    نسبت به انعقاد قراردادهای بین المللی صاحب نظر است و مراقب می‌کند این معاهده ها بر خلاف مصالح کشور نبوده و کشور را به سمت وابستگی سوق ندهد.


    از آنجایی که مصوبات دولت نباید مخالف قوانین و مقررات عمومی کشور باشد، به منظور بررسی باید به اطلاع رئیس مجلس برسد و نظارت رئیس مجلس به این منظور است که این مصوبات قوانین عادی را نقض نکند.
    مجلس همچنین بر دخل و خرج دولت یا همان بودجه نظارت و کنترل دارد و تکلیف قوه مجریه را در تمام مسائل مالی روشن میکند. در جریان اجرا مراقبت دارد که هیچ هزینه‌ای از اعتبارات مصوب تجاوز نکند و در محل خودش خرج گردد. مجلس حتی بر اصلاحات ارضی در خطوط مرزی نظارت دارد.
    دولت اگر بخواهد وام یا کمک‌های بلاعوض داخلی و خارجی دریافت یا کارشناسان خارجی را استخدام کند باید با تصویب مجلس باشد. دولت اجازه نداره هیچ نوع مالیاتی را اخذ کند مگر اینکه مجلس آن را تصویب کند. اموال و بناهای دولتی که جزء آثار ملی محسوب می‌شوند قابل انتقال به غیر نیستند مگر با تصویب مجلس.
    به طور کلی مجلس این قدرت را دارد تا رئیس جمهور و وزرایش را مورد بازخواست قرار دهد و برکنار کند و به موجب اصل 76 قانون اساسی مجلس حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد.

    در یک جمله در جمهوری اسلامی، رسالت مربوط به هدایت جامعه به سوی عدالت و تامین و تنظیم حرکت اصولی حقوقی اسلامی بر عهده مجلس است و نمایندگان یک بار سنگین چند رسالتی را بر عهده دارند.

    باید باور کنیم که تنها فرآیند تغییر از میدان انتخابات میگذرد.

    موضوعات: سیاسی, بصیرت
    [سه شنبه 1398-09-19] [ 08:31:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      دستور روحانی برای نابودی اقتصاد ملی ...

    دستور روحانی برای نابودی اقتصاد ملی
    دستور پیوستن به WTO ؛ یک گام دیگر تا هضم در نظام جهانی!

    در حالیکه کشور در شرایط جنگ اقتصادی و تحریم های بی‌سابقه است و ضرورت توجه به اقتصاد مقاومتی و تولید ملی دوچندان شده، دولت به سمت اعمال راهبردهای شوک درمانی و انجام نسخه های صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی یا همان WTO رفته است.

     پس از شوک بنزینی اخیر و افزایش ناگهانی قیمت بنزین در راستای دکترین شوک، حسن روحانی فورا دستور ویژه برای پیوستن به WTO را صادر می کند تا نسخه‌های آن سریع تر در کشور اجرایی شود.
    با اینکه تولید ملی در وضعیت جنگ اقتصادی به کمک جدی دولت نیازمند است تا هم موجبات رونق داخلی گردد و هم از بیکاری گسترده جلوگیری شود، دولت دقیقا در مقابل با پیوستن به WTO و انجام تعهدات ذیل آن با آزادسازی تجاری،بازار کشور رادر اختیار غول‌های خارجی قرار می دهد و بدلیل عدم توان رقابت صنایع داخلی با شرکت‌های چندملیتی خارجی، با ورشکستگی روبرو خواهند شد.

    کارکرد WTO عملا حفظ وضع موجود اقتصاد جهانی به نفع کشورهای ثروتمند بوده است. به گونه‌ای که پذیرش نسخه های WTO باعث واردات بی رویه خواهد شد و از طرفی بدلیل عدم امکان رقابت تنها موجب خام فروشی و نتیجتا وابستگی بیشتر خواهد شد. در این میان نه تنها شاهدتعطیلی همین باقی مانده تولید داخلی و صنایع بومی خواهیم بود، بلکه گسترش بیکاری ناشی از تعطیلی کارخانه ها و صنایع را نیز خواهیم داشت.
    گویا دولت با قدرت تمام در حال پیشبرد دکترین شوک و مرحله به مرحله هضم و استحاله جمهوری اسلامی در نظام سلطه است.

     

    موضوعات: سیاسی, اقتصاد مقاومتی
    [دوشنبه 1398-09-18] [ 08:18:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      بوی تعفن سکولاریسم ...

     

                                    
    امسال اربعین بیشتر از هر چیز بوی تعفن سکولاریسم مشامم را آزار می‌داد. وقتی چشم می‌چرخاندم و کمتر رد پایی از مواضع سیاسی می‌دیدم دلگیر می‌شدم. چشمم دائم پشت کوله‌ها را رصد می‌کرد و برجسته‌ترین تصویر نوشته‌‌ای که به وفور می‌دید این بود: «اللهم عجل لولیک الفرج..تک تک قدم‌هایم نذر آمدنت» با خودم می‌گفتم مگر تعجیل در فرج تنها با دعا کردن من است؟ که صد البته دعا لازم است اما کافی نیست.

    مگر نگفته اندأفضل الأعمال انتظار الفرج یعنی از من عمل خواسته‌اند و مگر در دعای افتتاح نمی‌‌خوانیم«اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهله » و مگر همین حسین علیه السلام که قریب به هزار و پانصد عمود را به شوق رسیدن به حرمش قدم قدم می‌شماریم حرکتش سیاسی نبود؟اصلا مگر همین شهدایی که خیلی از ما به نیابتشان آمده بودیم; برای حفظ حکومت اسلامی که به فرموده امام راحل حفظش واجب‌تر از حفظ جان امام است شهید نشده‌اند؟ این یعنی به والله اسلام همه‌اش سیاست است.


    دائم این افکار در ذهنم بالا و پایین می‌شد. برای همین به هر بهانه‌ای در جمع بحث را به سیاست می‌کشاندم و سعی می‌کردم از بعد سیاسی اجتماعی اربعین بگویم.‌ یکی از دوستانم که ارادتش به امام حسین ع خیلی زیاد است وقتی از سیاست می‌گفتم به هم می‌ریخت یا جمع را ترک می‌کرد و یا متلک بارم می‌کرد. بقیه هم که طالب حرف‌هایم بودند و فعال بسیجی وقتی به‌شان پیشنهاد دادم تا پوسترهایی را که با خودم برده بودم ، پشت کوله‌هایشان نصب کنند سکوت می کردند وبه در و دیوار خیره می شدند و جالب‌تر اینکه می‌گفتند اگر عکس شهید داری بده!!!


    وقتی به برخی موکب‌هایی می‌رسیدم که هوایشان هوای سیاست بود نفسم تازه می‌شد. وقتی موکبی را دیدم که کربلای شصت هجری را در یمن بازسازی کرده بود به وجد امدم. وقتی لختی در موکب میثاق با شهدای حاج میثم نفس کشیدم و حال ابری دلم بارانی شد، قوت قلب گرفتم.
    همین حس را اینجا هم دم به دم تجربه می‌کنم. وقتی می‌بینم سکولاریسم تا دل مدارس علمیه نفوذ کرده و طلاب راه به دنیای سیاست ندارند. وقتی مدیران کوثر بلاگ برای مطالب سیاسی وقعی نمی‌نهند و در میان متن‌های منتخب نشانی از تحلیل‌های سیاسی نیست. وقتی مطالب برخی از مذهبی‌ها سرتاپایش را که بچلانی یک قطره سیاست هم نمی‌چکد بیشتر افسوس می‌خورم؛ نمی‌دانم ریشه اینهمه تحذیر از سیاست چیست؟پس جواب دل مهدی فاطمه عج را چگونه خواهیم داد و یا چگونه آرزوی یا لیتنا کنا معک می‌کنیم؟مگر می‌شود خواهان با حسین بودن باشیم و سیاسی نباشیم؟
    یادمان نرود این جمله شهید مدرس را که : دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما

    موضوعات: انقلاب, امام حسین علیه السلام, سیاسی, امام زمان عج, اسلام
     [ 08:05:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      کدام عدالت؟ ...

                         

    سؤال: عدالت از شرایط ولایت است؛ ولایت شرط تحقق عدالت است؟

    جواب: مخاطب وقتی در نگاه اول با این سوال روبرو شود قطعا متوجه مغالطه‌ای که در این سوال وجود دارد نخواهد شد.
    ولایتی که شرط تحقق ولایت است و ولایت با آن شرط به مشروعیت می‌رسد ، عدالت به عنوان ملکه نفسانی است به این معنا که ترک گناهان کبیره و عدم اصرار بر گناهان صغیره در شخص به صورت ملکه درآمده باشد که این نوع از عدالت مقدم بر اصل ولایت است و ولایت به عنوان فرع آن محسوب می‌شود . به عبارت ساده تر ابتدا باید این نوع از عدالت در شخص ثابت شود تا او را بتوان به عنوان ولی جامعه پذیرفت و اگر شخص این ملکه نفسانی را از دست بدهد یکی از شرایط لازم برای ولایت داشتن را از دست خواهد داد.
    اما اینکه گفته شده ولایت شرط تحقق عدالت است ، منظور اجرای عدالت اجتماعی در جامعه تحت سرپرستی ولی می‌باشد که این عدالت محقق نخواهد شد مگر در بستر ولایت و در اینجا ولایت، یک اصل است و عدالت فرع بر آن.
    عده‎‌‌ای مغرضانه یا جاهلانه در حال خلط این دو مبحث هستند. اگر در جامعه ولی فقیه به عنوان حاکم جامعه می‌گوید ما از نظر اجرای عدالت عقب هستیم، به این معنا نیست که ولی فقیه از عدالت که یکی از شروط رهبری و ولایت است ,خارج شده است.
    عدالت به گفته مولا علی علیه السلام به معنای قرار دادن هرچیزی در جای خود است که عملی شدن این هدف تنها در بستر ولایت ممکن است که خود عادل است.
    عدالت خواهانی که در چارچوبی خارج از ولایت به دنبال تحقق عدالت هستند , علم لاحکم الا لله را بلند کرده اند.

    موضوعات: ولایت فقیه, سیاسی, اسلام
    [یکشنبه 1398-09-17] [ 03:14:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

      بسیجی مفت خور ...

                    

    باید متنی بنویسم مرتبط با هفته بسیج، کلمات در ذهنم بالا و پایین می‌شوند؛ ذهنم ناخواسته جمله کلیشه‌ای «بسیج لشکر مخلص خداست» را احضار می‌کند. لبخندی می‌زنم و دیپورتش می‌کنم به همان جایی که برخاسته یعنی حافظه بلند مدت.یعنی بسیج فقط در همین چند کلمه خلاصه می‌شود و من هیچ ذهنیت دیگری از این ارتش بیست میلیونی یادگار پیر جماران ندارم!بیشتر فکر می‌کنم و عمیق‌تر، ذهنیت‌های دیگری جان می‌گیرند و یکی یکی درخاطرم ردیف می‌شوند..

    تصویر اول متعلق به گروهی است که قبل از درک معنای بسیج به لفظ رسیده‌اند و فقط سودای کارت فعالش را در سر می‌پرورانند تا از قِبَل آن گرهی را در جایی باز کنند مثلا چند ماهی کسری خدمت یا تخفیف دندان‌پزشکی یا وامی با درصد کم بگیرند.

    دکمه فوروارد ذهنم را می‌زنم و به سراغ ذهنیت بعدی می‌روم. متعلق به تصویری متفاوت و البته آشنا است . فردی که مقید به آداب ظاهری است؛ ریش دارد ، لباسش را روی پیراهن انداخته و تسبیح می‌چرخاند . اسلامش ، اسلام فردی است و مقید و مسلط به احکام غسل و وضو.

    به خودم نهیب می‌زنم«آخر این چه ذهنیت‌هایی است؟! » همه تصاویر را دور می‌ریزم و سراغ پیام آذر 67 امام راحل می‌روم:« مملکتی که با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس‌مآبی مخالف است، همه افرادش بسیجی است.»

    با خواندن پیام دلیل ذهنیت‌هایم را بهتر درک می‌کنم‎. مگر در طول این چهل سال ماهیت‌ها،کم استحاله نشدند و واژه‌ها تهی از معنا ؟ مگر تلاش نکردند اسلام آمریکایی را جایگزین اسلام ناب محمدی کنند؟ مگر تا تحریف امام راحل(ره) پیش نرفتند و نگفتند امام از فریاد مرگ بر آمریکا پشیمان شده بود؟ مگر کاخ‌نشینی را با کوخ‌نشینی عوض نکردند؟ وقتی اینهمه ارزش را عوض و عوضی‌ها را باارزش کردند ، توقع بی‌نصیب ماندن بسیج از تحریف توقعی بس گزاف است.

    بسیجی را همنشین مقدس‌مآبی کردند و با نفوذ موریانه‌وار سکولاریسم در رگ و پی‌اش ، احکام فردی‌ اسلام را برایش از احکام اجتماعی فربه‌ تر کردند و پایگاه‌های بسیج را تبدیل به صرف جلسات احکام و حفظ قرآن و درس اخلاق کردند و دینش را از سیاست جدا کردند.

    غرق در این افکار هستم که چهره‌ای کبود با بدنی زخمیِ گلوله در ذهنم نقش می‌بندد؛ رد تایرهای سمند هنوز روی بدنش مانده بهتر که نگاه می‌کنم گلوله‌های ساچمه‌ای روی صورتش نقش انداخته‌اند. می‌شناسمش محمد حسین حدادیان است . همان که در قلب تهران به شیوه داعشی‌ها و به دست دروایش گنابادی به شهادت رسید؛ کسی که به گفته مادرش « هم اهل نماز اول وقت ، زیارت عاشورا و هیئت بود و هم دنبال اجرایی کردن فرامین رهبری و دغدغه‌اش حفظ دستاورد‌های نظام .جریان‌های باطل را خوب می‌شناخت و آگاه به امور بود.» و در یک کلام همه عمر بسیجی بود و بسیجی زندگی کرد.

    حالا ذهنم پرده از تصویر دیگری کنار می‌زند و دندان‌های از غیض و غضب به هم فشرده شده را رونمایی می‌کند.افرادی را می‌بینم که نسبت به نام بسیج آلرژی دارند؛ اصلا اسم بسیج را که می‌شنوند انگار تمام بدنشان کهیر می‌زند. حتی برخی را دیده‌ام که انگ پاچه‌خواری به این جماعت می‌چسبانند و آنها را ولایت معاش می‌خوانند عده‌ای که وقتی یکی را در لباس خاکی یا پلنگی می‌بینند، طعنه زدنشان گل می‌کند و زیر لب غر می‌زنند «بسیجیِ مفت خور»

    به روح الله احسنت می‌گویم و نثار روحش صلواتی روانه می‌کنم. نهادی را به قدرتمندی بسیج پای‌گذاری کرد که با وجود تمام تحریف‌ها، دشمنی‌ها و نفوذها هنوز می‌خورد و می‌خوابد!« گلوله می‌خورد و آرام می‌خوابد تا پرچم اسلام در اهتزاز باشد وکشورش در اقتدار»

    موضوعات: انقلاب, امام حسین علیه السلام, مقاومت, اسلام
    [شنبه 1398-09-02] [ 05:11:00 ب.ظ ]



     لینک ثابت

    [تماس ] [ورود]  [آرشیوها]