<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>اندر خم یک کوچه</title>
		<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>شکست پنتاگون از زن باشرف ایرانی را پیروزی روایت نکنید</title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/شکست-پنتاگون-از-زن-باشرف-ایرانی-را-پیروزی-روایت-نکنید</link>
			<pubDate>20:23:00 +0430 یکشنبه، 15 شهریور 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">انقلاب</category>
<category domain="alt">حجاب</category>
<category domain="alt">ولایت فقیه</category>
<category domain="alt">غرب</category>
<category domain="alt">مقاومت</category>
<category domain="alt">اسلام</category>
<category domain="alt">زن</category>
<category domain="alt">فرهنگی</category>
<category domain="alt">زن</category>			<guid isPermaLink="false">1871463@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;یکی از کانال‌‌داران معروف ایتا که از قضا در عرصه‌ی زنان نیز کنش‌گری دارد متنی نوشته است در نقد اوضاع حجاب که اینگونه شروع می‌شود:«بی حجاب شدن زن ایرانی یعنی پنتاگون توانست تمدن هفت هزار ساله ایران را شکست دهد و به او ضربه‌ی فرهنگی بزند» با وجود تمام انتقادات و خون‌دل خوردن‌های این روزهایم از وضعیت حجاب اما ابدا با این سطور موافق نیستم و این مدل کنش‌ها را روایت ضعف و شکست می‌دانم که نه تنها با منویات امام جامعه انطباق ندارد بلکه صورت‌بندی غلط و وارونه‌ای از وضعیت زن مسلمان ایرانی به جامعه مخابره می‌کند. اگر بخواهم قدری عمیق‌تر این موضوع را واکاوی کرده و از زاویه‌ای دیگر وضعیت این روزهای عفاف و حجاب را بررسی کنم که از قضا بعد از جنگ تحمیلی سوم به سمت رادیکال‌تر شدن فضا رفته است، وضعیت حجاب را ذیل این جمله‌ی امام شهید انقلاب قابل تفسیر می‌دانم: «زن با شرف و با استعداد ایرانی یکی از بزرگترین ضربه‌ها را به تمدن غرب زده، اینها دلشان پر است.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در واقع هنجارشکنی‌های این روزها که حتی وضعیت را به سمت برهنگی برده باید به مثابه خنجر کین دشمن به چهره‌ی زن عفیف ایرانی قلمداد کنیم. برای درک بهتر فضای تحلیل باید قدری به عقب برگردیم و صحنه را دوباره و از همین منظر ببینیم. با شهادت رهبر انقلاب و شکل‌گیری تجمعات خیابانی زن محجبه، عفیف، باسواد و آگاه انقلابی تبدیل به اصلی‌ترین صحنه گردان میدان شد. حضور پر شور زنان محجبه و حتی چادری به حدی بود که لنز هیچ دوربینی حتی اگر می‌خواست قادر به حذف تصویر آنها از رسانه نبود. این حضور در مراسمات تشییع میلیونی امام شهید و خانواده‌ی ایشان به کرات در شهرهای مختلف تکرار شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دشمن سال‌ها با رجاله‌های مزدور خود علیه حجاب قیام کرده و با چهارشنبه‌های سفید شروع و به ناجنبش زن زندگی آزادی رسیده بود تا مهمترین نماد مبارزه با انقلاب اسلامی که از قضا لبه‌ی درگیری تمدنی با غرب محسوب می‌شود یعنی حجاب را حذف کند اما حضور فعال زنان عفیف، محجبه و چادری بعد از شهادت رهبر انقلاب در تجمعات نشان داد که آنچه دشمن با دلارپاشی‌های چندین ساله رشته بوده، پنبه شده است. نه تنها حجاب زن ایرانی حذف نشده بل‌که حضور بیش از هشتاد درصدی بانوان چادری نشان داد که حتی چادر به عنوان مهمترین نماد مبارزه که سویه‌های سیاسی پررنگی دارد نه تنها به حاشیه نرفته بل‌که به صورت حجاب غالب در تجمعات درآمده است. این حضور گسترده به قدری بود که حتی بخشی از بدنه‌ی انقلابی را نیز به حیرت وا داشت که این تعداد زن محجبه از کجا آمده‌اند؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دلیل دیگری که سبب می‌شود تا مدعای بالا در مورد شکست زن ایرانی را نپذیرم کمپین‌های اعتراضی مردم فرانسه است که این روزها در واکنش به پیشنهاد حزب راست‌گرای افراطی اجتماع ملی فرانسه مبنی بر ممنوعیت حجاب در اماکن عمومی،در فضای مجازی این کشور به راه افتاده است. نه تنها زنان که مردان فرانسه نیز به دفاع از حجاب برخاسته‌اند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد گفتمان حجاب نه تنها از بین نرفته بل‌که تبدیل به مطالبه‌ی جهانی شده است که پر بیراه نیست اگر بگوییم اینها همه از برکات انقلاب اسلامی و زنان باشرف و با استعداد ایرانی است که پیشقراول میدان عفاف بوده‌اند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همان زنی که در زمان رژیم منحوس پهلوی با برگزاری جشن‌های بی‌غیرتی و بی‌عفتی چون جشن هنر شیراز و در اوج انقلاب جنسی غرب، به ولی زمانش دست بیعت داد و با پشتیبانی از ولایت فقیه حتی رهبری حرکت مردان را نیز عهده‌دار شد. همان زنی که در مقابل معادلات جهانی نظام سلطه ایستاد و با دست رد زدن به دو الگوی زن غربی و شرقی چهره‌ی سومی از زن به دنیا ارائه کرد که از چنان معنویت و عقلانیتی برخوردار بود که توانست مسیر تاریخ را با تبعیت از روح خدا تغییر دهد و با قدم گذاردن در صحنه‌ی مبارزه بین زن، سیاست و دیانت پیوند برقرار کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;با این دو مقدمه به شروع بحث برمی‌گردیم. به ضربه‌ای که زن عفیف ایرانی به غرب زده، به آینه‌ای که برای زنان جهان از اثرگذاری زن ساخته و به تصویر سومی از زن که نظام لیبرال سرمایه‌داری را به خاک سیاه نشانده است؛ نظامی که نفعش در ابژه کردن زن است. پس حالا که ایران محور مقاومت است و زنانش الگوی زنان مسلمان، باید ورق را برگرداند و با رادیکال کردن وضعیت برهنگی، زنان مکشوفه را بجای زنان مقاوم به عنوان الگوی زنان ایرانی به دنیا مخابره کرد و این پیام را به زنان عالم داد که زن ایرانی از خاکریز عفاف عقب نشسته است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اینها همه از اتاق فکر سازمان‌های جهانی برخاسته که زن را زینت‌المجالس مردان می‌خواهند و ملعبه‌ی دست هوسبازان. مراقب باشیم با تمام نقدهای درستی که به وضعیت حجاب داریم، صحنه را وارونه روایت نکنیم که این همان خواست و هدف دشمن است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/شکست-پنتاگون-از-زن-باشرف-ایرانی-را-پیروزی-روایت-نکنید&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از کانال‌‌داران معروف ایتا که از قضا در عرصه‌ی زنان نیز کنش‌گری دارد متنی نوشته است در نقد اوضاع حجاب که اینگونه شروع می‌شود:«بی حجاب شدن زن ایرانی یعنی پنتاگون توانست تمدن هفت هزار ساله ایران را شکست دهد و به او ضربه‌ی فرهنگی بزند» با وجود تمام انتقادات و خون‌دل خوردن‌های این روزهایم از وضعیت حجاب اما ابدا با این سطور موافق نیستم و این مدل کنش‌ها را روایت ضعف و شکست می‌دانم که نه تنها با منویات امام جامعه انطباق ندارد بلکه صورت‌بندی غلط و وارونه‌ای از وضعیت زن مسلمان ایرانی به جامعه مخابره می‌کند. اگر بخواهم قدری عمیق‌تر این موضوع را واکاوی کرده و از زاویه‌ای دیگر وضعیت این روزهای عفاف و حجاب را بررسی کنم که از قضا بعد از جنگ تحمیلی سوم به سمت رادیکال‌تر شدن فضا رفته است، وضعیت حجاب را ذیل این جمله‌ی امام شهید انقلاب قابل تفسیر می‌دانم: «زن با شرف و با استعداد ایرانی یکی از بزرگترین ضربه‌ها را به تمدن غرب زده، اینها دلشان پر است.»</p>

<p>در واقع هنجارشکنی‌های این روزها که حتی وضعیت را به سمت برهنگی برده باید به مثابه خنجر کین دشمن به چهره‌ی زن عفیف ایرانی قلمداد کنیم. برای درک بهتر فضای تحلیل باید قدری به عقب برگردیم و صحنه را دوباره و از همین منظر ببینیم. با شهادت رهبر انقلاب و شکل‌گیری تجمعات خیابانی زن محجبه، عفیف، باسواد و آگاه انقلابی تبدیل به اصلی‌ترین صحنه گردان میدان شد. حضور پر شور زنان محجبه و حتی چادری به حدی بود که لنز هیچ دوربینی حتی اگر می‌خواست قادر به حذف تصویر آنها از رسانه نبود. این حضور در مراسمات تشییع میلیونی امام شهید و خانواده‌ی ایشان به کرات در شهرهای مختلف تکرار شد.</p>

<p>دشمن سال‌ها با رجاله‌های مزدور خود علیه حجاب قیام کرده و با چهارشنبه‌های سفید شروع و به ناجنبش زن زندگی آزادی رسیده بود تا مهمترین نماد مبارزه با انقلاب اسلامی که از قضا لبه‌ی درگیری تمدنی با غرب محسوب می‌شود یعنی حجاب را حذف کند اما حضور فعال زنان عفیف، محجبه و چادری بعد از شهادت رهبر انقلاب در تجمعات نشان داد که آنچه دشمن با دلارپاشی‌های چندین ساله رشته بوده، پنبه شده است. نه تنها حجاب زن ایرانی حذف نشده بل‌که حضور بیش از هشتاد درصدی بانوان چادری نشان داد که حتی چادر به عنوان مهمترین نماد مبارزه که سویه‌های سیاسی پررنگی دارد نه تنها به حاشیه نرفته بل‌که به صورت حجاب غالب در تجمعات درآمده است. این حضور گسترده به قدری بود که حتی بخشی از بدنه‌ی انقلابی را نیز به حیرت وا داشت که این تعداد زن محجبه از کجا آمده‌اند؟</p>

<p>دلیل دیگری که سبب می‌شود تا مدعای بالا در مورد شکست زن ایرانی را نپذیرم کمپین‌های اعتراضی مردم فرانسه است که این روزها در واکنش به پیشنهاد حزب راست‌گرای افراطی اجتماع ملی فرانسه مبنی بر ممنوعیت حجاب در اماکن عمومی،در فضای مجازی این کشور به راه افتاده است. نه تنها زنان که مردان فرانسه نیز به دفاع از حجاب برخاسته‌اند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد گفتمان حجاب نه تنها از بین نرفته بل‌که تبدیل به مطالبه‌ی جهانی شده است که پر بیراه نیست اگر بگوییم اینها همه از برکات انقلاب اسلامی و زنان باشرف و با استعداد ایرانی است که پیشقراول میدان عفاف بوده‌اند.</p>

<p>همان زنی که در زمان رژیم منحوس پهلوی با برگزاری جشن‌های بی‌غیرتی و بی‌عفتی چون جشن هنر شیراز و در اوج انقلاب جنسی غرب، به ولی زمانش دست بیعت داد و با پشتیبانی از ولایت فقیه حتی رهبری حرکت مردان را نیز عهده‌دار شد. همان زنی که در مقابل معادلات جهانی نظام سلطه ایستاد و با دست رد زدن به دو الگوی زن غربی و شرقی چهره‌ی سومی از زن به دنیا ارائه کرد که از چنان معنویت و عقلانیتی برخوردار بود که توانست مسیر تاریخ را با تبعیت از روح خدا تغییر دهد و با قدم گذاردن در صحنه‌ی مبارزه بین زن، سیاست و دیانت پیوند برقرار کند.</p>

<p>&nbsp;با این دو مقدمه به شروع بحث برمی‌گردیم. به ضربه‌ای که زن عفیف ایرانی به غرب زده، به آینه‌ای که برای زنان جهان از اثرگذاری زن ساخته و به تصویر سومی از زن که نظام لیبرال سرمایه‌داری را به خاک سیاه نشانده است؛ نظامی که نفعش در ابژه کردن زن است. پس حالا که ایران محور مقاومت است و زنانش الگوی زنان مسلمان، باید ورق را برگرداند و با رادیکال کردن وضعیت برهنگی، زنان مکشوفه را بجای زنان مقاوم به عنوان الگوی زنان ایرانی به دنیا مخابره کرد و این پیام را به زنان عالم داد که زن ایرانی از خاکریز عفاف عقب نشسته است.&nbsp;</p>

<p>اینها همه از اتاق فکر سازمان‌های جهانی برخاسته که زن را زینت‌المجالس مردان می‌خواهند و ملعبه‌ی دست هوسبازان. مراقب باشیم با تمام نقدهای درستی که به وضعیت حجاب داریم، صحنه را وارونه روایت نکنیم که این همان خواست و هدف دشمن است.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/شکست-پنتاگون-از-زن-باشرف-ایرانی-را-پیروزی-روایت-نکنید">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/شکست-پنتاگون-از-زن-باشرف-ایرانی-را-پیروزی-روایت-نکنید#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1871463</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سربازان آمریکایی را اینگونه برای جنگ رام می‌کنند</title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/سربازان-آمریکایی-را-اینگونه-برای-جنگ-رام-می-کنند</link>
			<pubDate>00:04:00 +0430 یکشنبه، 15 شهریور 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">آمریکا</category>
<category domain="alt">سیاسی</category>
<category domain="alt">غرب</category>
<category domain="alt">جنگ</category>
<category domain="alt">مقاومت</category>			<guid isPermaLink="false">1871379@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;سربازان آمریکایی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» خسته از جنگ با ایران برای تجدید قوا قدم بر خاک پاتایا گذارند. شهری که هویتش با روسپی‌گری و فساد جنسی گره خورده است. هویتی که وامدار! حضور سربازان آمریکایی در جنگ ویتنام است. یورو نیوز در گزارشی به این تفریح جنسی پرداخته و نوشته : «الیزابت بکر، نویسنده کتابی درباره گردشگری جنسی نوشته است که سربازان آمریکایی در دوران جنگ ویتنام به سوی پاتایا، که در آن زمان روستایی آرام و محل ماهیگیری بود، سرازیر شدند و این منطقه به یک تفریحگاه ساحلی پرهیاهو و جنسی تبدیل شد.» البته این تنها پاتایا نبوده که قربانی شهوترانی نظامیان آمریکایی بوده بل‌که هرجا جنگی بوده و پای آمریکا در میان، زنان آن شهر تبدیل به تأمین‌کنندگان نیاز جنسی سربازان آمریکایی شده‌اند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;به عنوان مثال زمانی‌که دندان استعماری آمریکا بر گوشت مجمع‌الجزایر فلیپین گیر کرد، باید برای سربازانشان انگیزه‌ای بیرونی خلق می‌کردند تا آنها را برای حضور در فیلیپین ترغیب کنند. فلذا اقدام به انتشار تصاویری از زنان جوان فلیپینی کردند و با تیترهایی مانند «باز هم زن فلیپینی! مثل همیشه تماما زیبا» و «ونوس‌های سیاه‌پوست» زنان این کشور را مانند طعمه‌هایی جنسی برای یانکی‌های آمریکایی بازنمایی کردند و تا جایی پیش رفتند که برای تأمین نیازهای جنسی سربازانشان روسپی‌گری را در فیلیپین قانونی کردند. حتی پای را فراتر گذارده و شروع به جمع‌آوری زنان بی سرپرست از سراسر دنیا مانند سنگاپور، هنگ کنگ، کلکته و &amp;#8230;کرده و آنها را وارد بازار روسپی‌گری کردند. به گفته‌ی یک سیاستمدار آمریکایی فقط در یک کشتی 300 فاحشه را وارد فیلپین کردند. مارگارت دی آلیس، یکی از فعالان جنبش ضد مشروبات الکلی بیان می‌کند: «آمریکایی‌ها صدها زن را دسته‌دسته به فلاکت و هرزگی کشاندند.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;البته که حضور نظامی آمریکا و ایجاد فاحشه‌خانه و تعرض به زنان همیشه لازم و ملزوم یکدیگر بوده چراکه پیشران جبهه‌ی باطل همیشه‌ی تاریخ شهوت و نیروی جنسی بوده است تا سربازانش بتوانند با عاملی بیرون در مسیر باطل تاب‌آوری داشته و بیشتر خشونت بیافرینند. نیم‌نگاهی به سرنوشت زنان ژاپن، افغانستان و&amp;#8230;.شاهدی بر این مدعا است. حتی صابون این جنایت به تن زنان ایرانی در دوره‌ی پهلوی دوم نیز خورده است. زمانی‌که با جنگ جهانی دوم در ابتدای دوره حکومت محمدرضا پهلوی، پای نظامیان آمریکایی به خاک ایران باز شد، اولین قدم بعد از این حضور فراهم آوردن فضایی برای ارضای این نیاز سربازان بود. از همین رو باشگاهی در خیابان امیرآباد که به درجه‌داران و افسران اختصاص داشت تبدیل به مرکز فحشا شد. آمریکایی‌ها چونان گرگی در پی طعمه به مرکز شهر می‌رفتند و دختران ایرانی را جمع‌آوری و برای استفاده جنسی به باشگاه می‌بردند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;امروز هم اگر ایرانمان تسلیم زیاده‌خواهی‌های یانکی‌های شهوت‌پرست شده بود و مردان امن نظامی پای لنگ این ناو را از آبهای خلیج فارس نبریده بودند یقینا به جای خاک پاتایا، خاک جزایر ایرانی می‌بایست میزبان نره غول‌های وحشی آمریکایی می‌بود و به آنها خدمات جنسی می‌داد. فلذا خون‌هایی که در پای لانچرها ریخته می‌شود فقط ضامن بقای ایران نیست بل‌که محافظ پاک ماندن نسل‌های ما است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/سربازان-آمریکایی-را-اینگونه-برای-جنگ-رام-می-کنند&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سربازان آمریکایی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» خسته از جنگ با ایران برای تجدید قوا قدم بر خاک پاتایا گذارند. شهری که هویتش با روسپی‌گری و فساد جنسی گره خورده است. هویتی که وامدار! حضور سربازان آمریکایی در جنگ ویتنام است. یورو نیوز در گزارشی به این تفریح جنسی پرداخته و نوشته : «الیزابت بکر، نویسنده کتابی درباره گردشگری جنسی نوشته است که سربازان آمریکایی در دوران جنگ ویتنام به سوی پاتایا، که در آن زمان روستایی آرام و محل ماهیگیری بود، سرازیر شدند و این منطقه به یک تفریحگاه ساحلی پرهیاهو و جنسی تبدیل شد.» البته این تنها پاتایا نبوده که قربانی شهوترانی نظامیان آمریکایی بوده بل‌که هرجا جنگی بوده و پای آمریکا در میان، زنان آن شهر تبدیل به تأمین‌کنندگان نیاز جنسی سربازان آمریکایی شده‌اند.</p>

<p>&nbsp;به عنوان مثال زمانی‌که دندان استعماری آمریکا بر گوشت مجمع‌الجزایر فلیپین گیر کرد، باید برای سربازانشان انگیزه‌ای بیرونی خلق می‌کردند تا آنها را برای حضور در فیلیپین ترغیب کنند. فلذا اقدام به انتشار تصاویری از زنان جوان فلیپینی کردند و با تیترهایی مانند «باز هم زن فلیپینی! مثل همیشه تماما زیبا» و «ونوس‌های سیاه‌پوست» زنان این کشور را مانند طعمه‌هایی جنسی برای یانکی‌های آمریکایی بازنمایی کردند و تا جایی پیش رفتند که برای تأمین نیازهای جنسی سربازانشان روسپی‌گری را در فیلیپین قانونی کردند. حتی پای را فراتر گذارده و شروع به جمع‌آوری زنان بی سرپرست از سراسر دنیا مانند سنگاپور، هنگ کنگ، کلکته و &#8230;کرده و آنها را وارد بازار روسپی‌گری کردند. به گفته‌ی یک سیاستمدار آمریکایی فقط در یک کشتی 300 فاحشه را وارد فیلپین کردند. مارگارت دی آلیس، یکی از فعالان جنبش ضد مشروبات الکلی بیان می‌کند: «آمریکایی‌ها صدها زن را دسته‌دسته به فلاکت و هرزگی کشاندند.»</p>

<p>البته که حضور نظامی آمریکا و ایجاد فاحشه‌خانه و تعرض به زنان همیشه لازم و ملزوم یکدیگر بوده چراکه پیشران جبهه‌ی باطل همیشه‌ی تاریخ شهوت و نیروی جنسی بوده است تا سربازانش بتوانند با عاملی بیرون در مسیر باطل تاب‌آوری داشته و بیشتر خشونت بیافرینند. نیم‌نگاهی به سرنوشت زنان ژاپن، افغانستان و&#8230;.شاهدی بر این مدعا است. حتی صابون این جنایت به تن زنان ایرانی در دوره‌ی پهلوی دوم نیز خورده است. زمانی‌که با جنگ جهانی دوم در ابتدای دوره حکومت محمدرضا پهلوی، پای نظامیان آمریکایی به خاک ایران باز شد، اولین قدم بعد از این حضور فراهم آوردن فضایی برای ارضای این نیاز سربازان بود. از همین رو باشگاهی در خیابان امیرآباد که به درجه‌داران و افسران اختصاص داشت تبدیل به مرکز فحشا شد. آمریکایی‌ها چونان گرگی در پی طعمه به مرکز شهر می‌رفتند و دختران ایرانی را جمع‌آوری و برای استفاده جنسی به باشگاه می‌بردند.</p>

<p>امروز هم اگر ایرانمان تسلیم زیاده‌خواهی‌های یانکی‌های شهوت‌پرست شده بود و مردان امن نظامی پای لنگ این ناو را از آبهای خلیج فارس نبریده بودند یقینا به جای خاک پاتایا، خاک جزایر ایرانی می‌بایست میزبان نره غول‌های وحشی آمریکایی می‌بود و به آنها خدمات جنسی می‌داد. فلذا خون‌هایی که در پای لانچرها ریخته می‌شود فقط ضامن بقای ایران نیست بل‌که محافظ پاک ماندن نسل‌های ما است.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/سربازان-آمریکایی-را-اینگونه-برای-جنگ-رام-می-کنند">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/سربازان-آمریکایی-را-اینگونه-برای-جنگ-رام-می-کنند#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1871379</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>از جبل عامل دیروز تا تهران امروز</title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/از-جبل-عامل-دیروز-تا-تهران-امروز</link>
			<pubDate>14:26:00 +0430 شنبه، 14 شهریور 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">جهان اسلام</category>
<category domain="alt">انقلاب</category>
<category domain="alt">ولایت فقیه</category>
<category domain="alt">سیاسی</category>
<category domain="alt">مقاومت</category>
<category domain="alt">اسلام</category>
<category domain="alt">تاریخ</category>			<guid isPermaLink="false">1871317@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;عده‌ای پیوند ایران و لبنان را منحصر در جبهه‌ی مقاومت و شکل‌گیری حزب‌الله بعد از انقلاب اسلامی می‌دانند، در حالی‌که این پیوند عمیق‌تر، وثیق‌تر و ریشه‌دارتر از این ۴۷ سال است. امروز اگر نعمت ولایت فقیه بر این آب و خاک سایه انداخته و قدرت و عظمت و اقتدار را برای ایران به ارمغان آورده ریشه در پیشینه‌ای تاریخی دارد که از قضا ثمره‌ی زحمات عالمانی گرانقدر از جبل عامل لبنان است. محقق کرکی یکی از این عالمان شیعه است که در عهد صفوی به ایران آمد و بنیان‌گذار حوزه علمیه اصفهان و قزوین و پرورش شاگردانی برجسته در فقه شد که همین مجاهدت ایران را بار دیگر به مرکز فقه شیعه مبدل کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در زمان صفویه که تشیع به عنوان مذهب رسمی ایرانیان درآمد با حضور علمای جبل عامل در ایران نظریه‌ی ولایت فقیه به عرصه‌ی عمل نزدیک شد. اوایل قرن دهم محقق کرکی توانست با تسلط معنوی بر شاه اسماعیل زمینه‌ اثرگذاری فقه سیاسی شیعه بر پادشاهان صفوی را فراهم آورد و رنگ و بوی مناسبات ایلی را کاهش دهد. محقق کرکی به عنوان یکی از اولین فقهای شیعه همکاری با شاه طهماسب را پذیرفت و با توجه به اهمیت ولایت فقیه در عرصه‌ی حکومت‌داری با تسلط معنوی و فقهی خود بر شاه صفوی سبب شد تا شاه طهماسب با استناد به روایت امام صادق علیه السلام در خصوص رجوع به راویان حدیث، مخالف محقق کرکی را ملعون شمارد. حتی شاه طهماسب خطاب به محقق کرکی گفته اسـت: «تـو شـایسته‌تر از من به سلطنتی؛ زیرا تو نایب امام علیه السلام هستی و من از کارگزارانت هستم و به اوامر و نـواهی تـو عـمل می‌کنم.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;محقق کرکی توسط شاه طهماسب ملقب به خاتم المجتهدین شد و در نهایت منصب شیخ‌الاسلامی از جانب شاه به ایشان داده شد. اهمیت این منصب از آنجایی بود که مدیریت امور دین جامعه به فقیه شیعه واگذار می‌شد و سایر دانشمندان و فقهای شیعه ذیل ولایت او قرار می‌گرفتند. همچنین محقق کرکی اختیارات گسترده‌ای در عزل و نصب متصدیان امور شرعی و نظامیان بر عهده داشت. نفوذ علمای جبل عامل مانند محقق کرکی و شیخ بهایی در دربار سبب اقتدار و بالندگی فرهنگ دینی و ایرانی در زمان صفویه شد تا جایی‌که این تاثیرات عمیق در عرصه‌ی حیات سیاسی و اجتماعی کنونی نیز محسوس است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شهید مطهری در رابطه با نقش فقهای جبل عامل بر خط و مشی ایران صفوی می‌نویسد: «فقهای جبل عامل نقش مهمی در خط مشی ایران صفویه داشته اند. چنان که می‌دانیم صفویه درویش بودند. راهی که ابتدا آنها بر اساس سنت خاص درویشی خود طی می‌کردند اگر با روش فقهی عمیق فقهای جبل عامل تعدیل نمی‌شد و اگر به وسیله فقها، حوزه فقهی عمیقی در ایران پایه گذاری نمی‌شد به چیزی منتهی می‌شد نظیر آنچه در علوی‌های ترکیه و یا شام هست. این جهت تأثیر زیادی در اینکه اولا روش عمومی دولت و ملت ایرانی از آن گونه انحرافات مصون باشد و ثانیاً عرفان و تصوف شیعی نیز راه معتدل تری طی کند. از این رو فقهای جبل عامل از قبیل «محقق کرکی» و «شیخ بهایی» و دیگران با تأسیس حوزه فقهی اصفهان حق بزرگی به گردن مردم این مرز و بوم دارند.» فلذا امروز اگر ایران مقتدر با حاکمیت ولی فقیه داریم و توانسته‌ایم استبداد چند هزار ساله را بیرون و استعمار چند صد ساله را به زانو درآوریم، بخش زیادی از آن را مرهون زحمات علمای جبل عامل لبنان هستیم. رابطه ایران با لبنان فراتر و عمیق‌تر از آن چیزی است که امروز فقط با حزب‌الله می‌شناسیم. حتی می‌خواهم پا را فراتر نهم و مدعی شوم چه بسا آنهایی که امروز جایگاه ولایت فقیه برایشان فاقد اهمیت است نسبت به لبنان نیز بی‌تفاوتند. لبنان حق بزرگی بر گردن ما دارد از دیروز تا به امروز.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/از-جبل-عامل-دیروز-تا-تهران-امروز&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>عده‌ای پیوند ایران و لبنان را منحصر در جبهه‌ی مقاومت و شکل‌گیری حزب‌الله بعد از انقلاب اسلامی می‌دانند، در حالی‌که این پیوند عمیق‌تر، وثیق‌تر و ریشه‌دارتر از این ۴۷ سال است. امروز اگر نعمت ولایت فقیه بر این آب و خاک سایه انداخته و قدرت و عظمت و اقتدار را برای ایران به ارمغان آورده ریشه در پیشینه‌ای تاریخی دارد که از قضا ثمره‌ی زحمات عالمانی گرانقدر از جبل عامل لبنان است. محقق کرکی یکی از این عالمان شیعه است که در عهد صفوی به ایران آمد و بنیان‌گذار حوزه علمیه اصفهان و قزوین و پرورش شاگردانی برجسته در فقه شد که همین مجاهدت ایران را بار دیگر به مرکز فقه شیعه مبدل کرد.</p>

<p>در زمان صفویه که تشیع به عنوان مذهب رسمی ایرانیان درآمد با حضور علمای جبل عامل در ایران نظریه‌ی ولایت فقیه به عرصه‌ی عمل نزدیک شد. اوایل قرن دهم محقق کرکی توانست با تسلط معنوی بر شاه اسماعیل زمینه‌ اثرگذاری فقه سیاسی شیعه بر پادشاهان صفوی را فراهم آورد و رنگ و بوی مناسبات ایلی را کاهش دهد. محقق کرکی به عنوان یکی از اولین فقهای شیعه همکاری با شاه طهماسب را پذیرفت و با توجه به اهمیت ولایت فقیه در عرصه‌ی حکومت‌داری با تسلط معنوی و فقهی خود بر شاه صفوی سبب شد تا شاه طهماسب با استناد به روایت امام صادق علیه السلام در خصوص رجوع به راویان حدیث، مخالف محقق کرکی را ملعون شمارد. حتی شاه طهماسب خطاب به محقق کرکی گفته اسـت: «تـو شـایسته‌تر از من به سلطنتی؛ زیرا تو نایب امام علیه السلام هستی و من از کارگزارانت هستم و به اوامر و نـواهی تـو عـمل می‌کنم.»</p>

<p>محقق کرکی توسط شاه طهماسب ملقب به خاتم المجتهدین شد و در نهایت منصب شیخ‌الاسلامی از جانب شاه به ایشان داده شد. اهمیت این منصب از آنجایی بود که مدیریت امور دین جامعه به فقیه شیعه واگذار می‌شد و سایر دانشمندان و فقهای شیعه ذیل ولایت او قرار می‌گرفتند. همچنین محقق کرکی اختیارات گسترده‌ای در عزل و نصب متصدیان امور شرعی و نظامیان بر عهده داشت. نفوذ علمای جبل عامل مانند محقق کرکی و شیخ بهایی در دربار سبب اقتدار و بالندگی فرهنگ دینی و ایرانی در زمان صفویه شد تا جایی‌که این تاثیرات عمیق در عرصه‌ی حیات سیاسی و اجتماعی کنونی نیز محسوس است.</p>

<p>شهید مطهری در رابطه با نقش فقهای جبل عامل بر خط و مشی ایران صفوی می‌نویسد: «فقهای جبل عامل نقش مهمی در خط مشی ایران صفویه داشته اند. چنان که می‌دانیم صفویه درویش بودند. راهی که ابتدا آنها بر اساس سنت خاص درویشی خود طی می‌کردند اگر با روش فقهی عمیق فقهای جبل عامل تعدیل نمی‌شد و اگر به وسیله فقها، حوزه فقهی عمیقی در ایران پایه گذاری نمی‌شد به چیزی منتهی می‌شد نظیر آنچه در علوی‌های ترکیه و یا شام هست. این جهت تأثیر زیادی در اینکه اولا روش عمومی دولت و ملت ایرانی از آن گونه انحرافات مصون باشد و ثانیاً عرفان و تصوف شیعی نیز راه معتدل تری طی کند. از این رو فقهای جبل عامل از قبیل «محقق کرکی» و «شیخ بهایی» و دیگران با تأسیس حوزه فقهی اصفهان حق بزرگی به گردن مردم این مرز و بوم دارند.» فلذا امروز اگر ایران مقتدر با حاکمیت ولی فقیه داریم و توانسته‌ایم استبداد چند هزار ساله را بیرون و استعمار چند صد ساله را به زانو درآوریم، بخش زیادی از آن را مرهون زحمات علمای جبل عامل لبنان هستیم. رابطه ایران با لبنان فراتر و عمیق‌تر از آن چیزی است که امروز فقط با حزب‌الله می‌شناسیم. حتی می‌خواهم پا را فراتر نهم و مدعی شوم چه بسا آنهایی که امروز جایگاه ولایت فقیه برایشان فاقد اهمیت است نسبت به لبنان نیز بی‌تفاوتند. لبنان حق بزرگی بر گردن ما دارد از دیروز تا به امروز.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/از-جبل-عامل-دیروز-تا-تهران-امروز">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/از-جبل-عامل-دیروز-تا-تهران-امروز#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1871317</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>زن خانه‌دار بافنده‌ی ظریف فرهنگ</title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/زن-خانه-دار-بافنده-ی-ظریف-فرهنگ</link>
			<pubDate>13:41:00 +0430 شنبه، 7 شهریور 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">ولایت فقیه</category>
<category domain="alt">سبک زندگی</category>
<category domain="alt">سبک زندگی اسلامی</category>
<category domain="alt">زن</category>
<category domain="alt">فرهنگ</category>
<category domain="alt">فرهنگی</category>
<category domain="alt">زن</category>			<guid isPermaLink="false">1870715@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;در پیام شب گذشته امام سید مجتبی خامنه‌ای فراز مهمی بود که ارتباط مستقیم با زنان خانه‌دار داشت. فرازی که ذیل توجّه فراراهبردی دادن به مسئله‌ی فرهنگ، تعلیم و تربیت بیان شده بود. به فرموده‌ی ایشان «تعبیر فراراهبردی به‌معنی آن است که تنظیم راهبردهای دیگر باید با ملاحظه این مسئله باشد.» این فراز که نیاز به تأمل جدی دارد اینگونه بیان شده : «توجّه به نقش بانوان خانه‌دار که ظریف‌ترین اجزاء نقش و نگار فرهنگ زیبا و مطلوب آینده را در حریم منازل به تک تک فرزندان این مرز و بوم می‌آموزند نیز واجد چنین اهمّیتی است.» توجه دادن به نقش خانه‌داری زن در بازتولید فرهنگ در حریم منازل نشان از نگاه تمدنی ایشان به مقوله‌ی فرهنگ و نقش زن دارد. کنار هم قرار دادن سه کلیدواژه‌ی «خانه‌داری»، «آموزش فرهنگ» و «حریم منزل» علاوه بر ارائه‌ی راهبردی ایجابی در تمدن‌سازی در حال مرزبندی با تمدن غربی و غیرزدایی در این مسیر است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چراکه در نظام سرمایه‌داری که محوریت با سرمایه و کسب سود و منفعت است و اقتصاد زیربنا، زنان خانه‌دار دارای ارزشمندی و پایگاه اجتماعی نیستند و چه بسا تحقیر هم می‌شوند. زنی در چنین فرهنگی دارای ارزش است که شاغل باشد تا مالیات بدهد یا به صورت کارگر ارزان در خدمت نظام سرمایه‌داری قرار گیرد. از این رو در چنین نظامی است که با انواع تبلیغات ارزش‌گذاری به جای مادری و خانه‌داری بر اشتغال زن متمرکز می‌شود و زنان را گروه گروه به سمت بازار کار فرا می‌خواند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اینجاست که حریم منزل کارکرد خود را از دست می‌دهد. حتی به علت غلبه‌ی اقتصاد بازار نقش زنان خانه‌دار در اقتصاد نیز مورد توجه قرار نمی‌گیرد. رژه‌گارودی فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی می‌گوید: «وقتی اقتصاد بازار بر اقتصاد پایه برتری پیدا می‌کند اعتبار و موقعیت زن در تمام سطوح زندگی اجتماعی خدشه‌دار می‌شود.» اقتصاد بازار که به معنای کسب درآمد پولی است با اقتصاد پایه که به معنای گذران زندگی است تفاوت دارد. رژه‌گارودی در جای دیگری از کتابش می‌نویسد: «در نظام سرمایه‌داری نه تنها کار زنان در خانه جزء تولید ناخالص ملی به حساب نمی‌آید، حتی وقتی زنان از کار بی‌مزد خانه فارغ می‌شوند و مایل به انجام کار در خارج از خانه هستند در اکثر موارد کم‌درآمدترین و بی‌کیفیت‌ترین کارها به آنها واگذار می‌شود.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در نظام سرمایه‌داری همه چیز حول مصرف بیشتر معنا و ارزش پیدا می‌کند در حالی که در گذشته بدون اینکه پول زیادی وارد خانه شود امورات زندگی با برنامه‌های اقتصادی مادران و زنان خانه‌دار به خوبی اداره می‌شد. نقش زنان در ترمیم و تولید داخل خانه بسیار پررنگ بود و از همین رهگذر فرهنگ قناعت و تولید، نسل به نسل منتقل می‌شد. مصرف کالاها و غذاهای بیرون خانه اینقدر زیاد نبود و دستپخت مادران ارزش و جایگاه ویژه‌ای داشت و غذاهای رستورانی، فست فودها و&amp;#8230;رقیبی برای آن محسوب نمی‌شد. در نظام سرمایه‌داری که پول صحنه‌گردان زندگی است تمام ارزش‌های انسانی را تحت الشعاع قرار می‌دهد و اینجاست که پول و قدرت حرف اول را می‌زند نه خدمت. اسراف، تنوع‌طلبی و زندگی لاکچری معیار خوشبختی و ارزش‌گذاری می‌شود تا جایی‌که پای این تنوع‌طلبی به روابط انسان‌ها و زندگی زناشویی هم باز می‌شود و آمار طلاق سر به فلک می‌کشد و در بدترین وضعیت روابط خارج از چارچوب تبدیل به ارزش و سبک زندگی می‌شود. چراکه انسان‌ها در حریم خانه تربیت نشده‌اند و با فرهنگ کف خیابانی غرب رشد یافته‌اند؛ زیرا در فرهنگ غرب حوزه‌ی عمومی بر خصوصی اولویت دارد و اینجاست که اشتغال زن بر خانه‌داری می‌چربد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما در فرهنگ اسلامی ارزش‌های والای انسانی و دینی چون ایثار، قناعت، قدردانی، همیاری، محبت، صبر، سازگاری و&amp;#8230;.حرف اول را می‌زند و روابط انسانی بر همین اساس شکل می‌گیرد زیرا انسان‌‌ها در حریم خانه و با مدیریت زن خانه تربیت می‌شوند. امام شهید در رابطه با اهمیت نقش خانه‌داری زن فرموده بودند: « شما اگر بزرگترین متخصص پزشکی یا هر رشته‌ی دیگری بشوید، چنانچه زن خانه نباشید، این برای شما یک نقص است. کدبانوی خانه شما باید باشید؛ اصلاً محور این است. اگر بخواهیم تشبیه ناقصی بکنیم، باید به ملکه‌ی زنبور عسل تشبیه کنیم. کانون خانواده، جایی است که عواطف و احساسات باید در آن‌جا رشد و بالندگی پیدا کند؛ بچه‌ها محبت و نوازش ببینند؛ شوهر که مرد است و طبیعت مرد، طبیعت خامتری نسبت به زن است و در میدان خاصی، شکننده‌تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است - حتّی نه نوازش مادر - باید نوازش ببیند.»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/زن-خانه-دار-بافنده-ی-ظریف-فرهنگ&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در پیام شب گذشته امام سید مجتبی خامنه‌ای فراز مهمی بود که ارتباط مستقیم با زنان خانه‌دار داشت. فرازی که ذیل توجّه فراراهبردی دادن به مسئله‌ی فرهنگ، تعلیم و تربیت بیان شده بود. به فرموده‌ی ایشان «تعبیر فراراهبردی به‌معنی آن است که تنظیم راهبردهای دیگر باید با ملاحظه این مسئله باشد.» این فراز که نیاز به تأمل جدی دارد اینگونه بیان شده : «توجّه به نقش بانوان خانه‌دار که ظریف‌ترین اجزاء نقش و نگار فرهنگ زیبا و مطلوب آینده را در حریم منازل به تک تک فرزندان این مرز و بوم می‌آموزند نیز واجد چنین اهمّیتی است.» توجه دادن به نقش خانه‌داری زن در بازتولید فرهنگ در حریم منازل نشان از نگاه تمدنی ایشان به مقوله‌ی فرهنگ و نقش زن دارد. کنار هم قرار دادن سه کلیدواژه‌ی «خانه‌داری»، «آموزش فرهنگ» و «حریم منزل» علاوه بر ارائه‌ی راهبردی ایجابی در تمدن‌سازی در حال مرزبندی با تمدن غربی و غیرزدایی در این مسیر است.</p>

<p>چراکه در نظام سرمایه‌داری که محوریت با سرمایه و کسب سود و منفعت است و اقتصاد زیربنا، زنان خانه‌دار دارای ارزشمندی و پایگاه اجتماعی نیستند و چه بسا تحقیر هم می‌شوند. زنی در چنین فرهنگی دارای ارزش است که شاغل باشد تا مالیات بدهد یا به صورت کارگر ارزان در خدمت نظام سرمایه‌داری قرار گیرد. از این رو در چنین نظامی است که با انواع تبلیغات ارزش‌گذاری به جای مادری و خانه‌داری بر اشتغال زن متمرکز می‌شود و زنان را گروه گروه به سمت بازار کار فرا می‌خواند.</p>

<p>اینجاست که حریم منزل کارکرد خود را از دست می‌دهد. حتی به علت غلبه‌ی اقتصاد بازار نقش زنان خانه‌دار در اقتصاد نیز مورد توجه قرار نمی‌گیرد. رژه‌گارودی فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی می‌گوید: «وقتی اقتصاد بازار بر اقتصاد پایه برتری پیدا می‌کند اعتبار و موقعیت زن در تمام سطوح زندگی اجتماعی خدشه‌دار می‌شود.» اقتصاد بازار که به معنای کسب درآمد پولی است با اقتصاد پایه که به معنای گذران زندگی است تفاوت دارد. رژه‌گارودی در جای دیگری از کتابش می‌نویسد: «در نظام سرمایه‌داری نه تنها کار زنان در خانه جزء تولید ناخالص ملی به حساب نمی‌آید، حتی وقتی زنان از کار بی‌مزد خانه فارغ می‌شوند و مایل به انجام کار در خارج از خانه هستند در اکثر موارد کم‌درآمدترین و بی‌کیفیت‌ترین کارها به آنها واگذار می‌شود.»</p>

<p>در نظام سرمایه‌داری همه چیز حول مصرف بیشتر معنا و ارزش پیدا می‌کند در حالی که در گذشته بدون اینکه پول زیادی وارد خانه شود امورات زندگی با برنامه‌های اقتصادی مادران و زنان خانه‌دار به خوبی اداره می‌شد. نقش زنان در ترمیم و تولید داخل خانه بسیار پررنگ بود و از همین رهگذر فرهنگ قناعت و تولید، نسل به نسل منتقل می‌شد. مصرف کالاها و غذاهای بیرون خانه اینقدر زیاد نبود و دستپخت مادران ارزش و جایگاه ویژه‌ای داشت و غذاهای رستورانی، فست فودها و&#8230;رقیبی برای آن محسوب نمی‌شد. در نظام سرمایه‌داری که پول صحنه‌گردان زندگی است تمام ارزش‌های انسانی را تحت الشعاع قرار می‌دهد و اینجاست که پول و قدرت حرف اول را می‌زند نه خدمت. اسراف، تنوع‌طلبی و زندگی لاکچری معیار خوشبختی و ارزش‌گذاری می‌شود تا جایی‌که پای این تنوع‌طلبی به روابط انسان‌ها و زندگی زناشویی هم باز می‌شود و آمار طلاق سر به فلک می‌کشد و در بدترین وضعیت روابط خارج از چارچوب تبدیل به ارزش و سبک زندگی می‌شود. چراکه انسان‌ها در حریم خانه تربیت نشده‌اند و با فرهنگ کف خیابانی غرب رشد یافته‌اند؛ زیرا در فرهنگ غرب حوزه‌ی عمومی بر خصوصی اولویت دارد و اینجاست که اشتغال زن بر خانه‌داری می‌چربد.</p>

<p>اما در فرهنگ اسلامی ارزش‌های والای انسانی و دینی چون ایثار، قناعت، قدردانی، همیاری، محبت، صبر، سازگاری و&#8230;.حرف اول را می‌زند و روابط انسانی بر همین اساس شکل می‌گیرد زیرا انسان‌‌ها در حریم خانه و با مدیریت زن خانه تربیت می‌شوند. امام شهید در رابطه با اهمیت نقش خانه‌داری زن فرموده بودند: « شما اگر بزرگترین متخصص پزشکی یا هر رشته‌ی دیگری بشوید، چنانچه زن خانه نباشید، این برای شما یک نقص است. کدبانوی خانه شما باید باشید؛ اصلاً محور این است. اگر بخواهیم تشبیه ناقصی بکنیم، باید به ملکه‌ی زنبور عسل تشبیه کنیم. کانون خانواده، جایی است که عواطف و احساسات باید در آن‌جا رشد و بالندگی پیدا کند؛ بچه‌ها محبت و نوازش ببینند؛ شوهر که مرد است و طبیعت مرد، طبیعت خامتری نسبت به زن است و در میدان خاصی، شکننده‌تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است - حتّی نه نوازش مادر - باید نوازش ببیند.»</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/زن-خانه-دار-بافنده-ی-ظریف-فرهنگ">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/زن-خانه-دار-بافنده-ی-ظریف-فرهنگ#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1870715</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ما در زمره‌ی کدام عبادیم؟</title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-در-زمره-ی-کدام-عبادیم</link>
			<pubDate>15:12:00 +0430 پنجشنبه، 15 مرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">جهان اسلام</category>
<category domain="alt">امام حسین علیه السلام</category>
<category domain="alt">ولایت فقیه</category>
<category domain="alt">سیاسی</category>
<category domain="alt">اسلام</category>
<category domain="alt">بصیرت</category>
<category domain="alt">مناسبتی</category>			<guid isPermaLink="false">1868616@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;در زیارت اربعین مسیری ترسیم شده که حرکت در این مسیر در نهایت منجر به امام‌کشی و سپس مباح شمرده شدن حریم امام می‌شود. ترسیم این مسیر به فرازی می‌رسد تکان‌دهنده و بسیااار قابل تأمل «وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِكَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ، الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ» می‌گوید از میان بندگان تو، عده‌ای از اهل شکاف‌افکنی و نفاق اطاعت کردند و افتادند دنبال راه منافقان تفرقه‌انداز کسانی‌که به واسطه‌ی بار گناهان سنگینشان سزاوار آتش جهنم بودند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به عبارتی وقتی بندگان خداوند با اهل نفاق، وفاق کنند در نهایت ریختن خون امام جامعه مباح و هتک حریمش جایز می‌شود. امروز که از یک سو قبح مذاکره با شیطان در نظر برخی عباد و بندگان شکسته شده، امیدها به امضای شیطان بسته شده و از سوی دیگر آمر به معروف توبیخ و آمر به منکر تجلیل می‌شود. حریم حرم‌ها مباح و عبور از خط قرمزها عادی جلوه داده می‌شود، خوب است که بنشینیم و خودمان را با این فرازها بسنجیم که آیا ما هم در زمره‌ی این عبادیم؟!&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-در-زمره-ی-کدام-عبادیم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در زیارت اربعین مسیری ترسیم شده که حرکت در این مسیر در نهایت منجر به امام‌کشی و سپس مباح شمرده شدن حریم امام می‌شود. ترسیم این مسیر به فرازی می‌رسد تکان‌دهنده و بسیااار قابل تأمل «وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِكَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ، الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ» می‌گوید از میان بندگان تو، عده‌ای از اهل شکاف‌افکنی و نفاق اطاعت کردند و افتادند دنبال راه منافقان تفرقه‌انداز کسانی‌که به واسطه‌ی بار گناهان سنگینشان سزاوار آتش جهنم بودند.&nbsp;</p>

<p>به عبارتی وقتی بندگان خداوند با اهل نفاق، وفاق کنند در نهایت ریختن خون امام جامعه مباح و هتک حریمش جایز می‌شود. امروز که از یک سو قبح مذاکره با شیطان در نظر برخی عباد و بندگان شکسته شده، امیدها به امضای شیطان بسته شده و از سوی دیگر آمر به معروف توبیخ و آمر به منکر تجلیل می‌شود. حریم حرم‌ها مباح و عبور از خط قرمزها عادی جلوه داده می‌شود، خوب است که بنشینیم و خودمان را با این فرازها بسنجیم که آیا ما هم در زمره‌ی این عبادیم؟!</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-در-زمره-ی-کدام-عبادیم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-در-زمره-ی-کدام-عبادیم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1868616</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>هدف حکومت امریکا و دستگاه امپراتوری خبری امریکایی از این حرفها چیست که مرتّب می‌گویند: ایران می‌خواهد مذاکره کند؟</title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/هدف-حکومت-امریکا-و-دستگاه-امپراتوری-خبری-امریکایی-از-این-حرفها-چیست-که-مرتّب-می</link>
			<pubDate>14:53:00 +0430 جمعه، 9 مرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">انقلاب</category>
<category domain="alt">آمریکا</category>
<category domain="alt">ولایت فقیه</category>
<category domain="alt">سیاسی</category>
<category domain="alt">بصیرت</category>			<guid isPermaLink="false">1868036@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;مرور بیانات امام شهید مربوط به سال ۹۱ خالی از لطف نیست. ببینیم این مرد روشنفکر به معنای واقعی ۱۴ سال پیش چه افق نگاهی داشت. به تک تک این اهداف رسیدند و تحقق همین اهداف نهایتا منجر به هزینه‌های سنگینی شد که در این مسیر دادیم از شهادت حاج قاسم تا امام شهید و دیگر فرماندهان مقاومت و مردم مظلوم ایران:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;هدف، چند چیز است: یکی این‌که اینها می‌خواهند آن چیزی را که تا امروز وسیله‌ی وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله‌ی اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. تا به حال آحاد ملت ایران به خاطر این‌که می‌دانستند دولت امریکا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنی امریکا، اگر یک وقت اختلافات جزئی هم داشتند، کنار می‌گذاشتند و متّحد می‌شدند. مقابله‌ی با امریکا، یکی از وسایل وحدت این ملت بوده است. اینها می‌خواهند با این جنجالها، همین وسیله‌ی وحدت را، به وسیله‌ی اختلاف تبدیل کنند. این علیه آن، آن علیه این. این بگوید مذاکره، آن بگوید مذاکره چه فایده‌ای دارد؛ آن یکی بگوید چه ضرری دارد؟ یک عدّه از این طرف بحث کنند، یک عدّه از آن طرف بحث کنند! و اینها هم این وحدت عظیم ملی را که ملت ایران در مقابله‌ی با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ایران تبدیل کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;هدف دوم این است که می‌خواهند با تکرار این قضیه - مذاکره و رابطه با امریکا - قضیه‌ای را که در چشم ملت ایران، به دلایلی منطقی، یکی از زشت‌ترین چیزهاست، قبحش را از بین ببرند. تا حدّی که در نماز جمعه می‌شود حرف زد، خواهم گفت که دلایل منطقی آن چیست. می‌خواهند قبح این را از بین ببرند؛ مثل کاری که سرِ قضیه‌ی اسرائیل با اعراب کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یک روز بود که دولتهای عرب، صحبت کردن با اسرائیل، رابطه‌ی با اسرائیل و حتّی آوردن اسم اسرائیل را یکی از کارهای بسیار زشت می‌دانستند. اینها با مطرح کردن و پیش کشیدن این قضیه، آنها را یکی یکی از صفوف ملت عرب خارج کردند و بار را به گردن او انداختند. بتدریج کاری کردند که قبح این قضیه ریخت؛ حتّی دولتهایی که در مرزهای اسرائیل نیستند و هیچ خطر و ضرری هم از اسرائیل نمی‌بینند، در خانه‌ی خودشان نشسته‌اند و صحبت از مذاکره با اسرائیل می‌کنند! واقعاً چه لزومی دارد؟ اما می‌کنند؛ چون قبحش ریخته است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;هدف سوم این است که اصل مذاکره با ایران، برای امریکا به عنوان ابرقدرت، بسیار مهم است&amp;#8230;..حال ابرقدرتی با این همه ادّعا، با این همه باد و بروت جهانی و سیاسی، یک جا هست که برایش ارزش و اعتبار و احترامی قائل نمی‌شوند؛ آن یک جا کجاست؟ جمهوری اسلامی ایران. جمهوری اسلامی و ملت ایران، هیبت‌شکن ابرقدرت امریکا در دنیا شدند&amp;#8230;..برای امریکا مهم است که ایران اسلامی که از روز اوّل به دلایل روشنی در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمی‌کنم، حالا بگوید که بسیار خوب، چَشم، ما هم مذاکره می‌کنیم! می‌گویند بفرما، ابرقدرتی کامل شد! این منطقه‌ای هم که زیر بار نمی‌رفت، زیر بار آمد؛ این‌جا هم عتبه را بوسیدند! بنابراین، صِرف مذاکره برایشان خیلی مهّم است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۹۱/۸/۷&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پی‌نوشت: ناظر به هدف دوم، می‌بینیم که شوربختانه اینبار ویروس دفاع از مذاکره با آمریکا به ذهن بخشی از بدنه‌ی انقلابی هم رسوخ کرده از امام جمعه تا نماینده ولایت فقیه در سپاه، تا فلان مداح و منبری و فلان سردار سپاه و تحلیل‌گر سیاسی انقلابی&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/هدف-حکومت-امریکا-و-دستگاه-امپراتوری-خبری-امریکایی-از-این-حرفها-چیست-که-مرتّب-می&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مرور بیانات امام شهید مربوط به سال ۹۱ خالی از لطف نیست. ببینیم این مرد روشنفکر به معنای واقعی ۱۴ سال پیش چه افق نگاهی داشت. به تک تک این اهداف رسیدند و تحقق همین اهداف نهایتا منجر به هزینه‌های سنگینی شد که در این مسیر دادیم از شهادت حاج قاسم تا امام شهید و دیگر فرماندهان مقاومت و مردم مظلوم ایران:</p>

<p>هدف، چند چیز است: یکی این‌که اینها می‌خواهند آن چیزی را که تا امروز وسیله‌ی وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله‌ی اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. تا به حال آحاد ملت ایران به خاطر این‌که می‌دانستند دولت امریکا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنی امریکا، اگر یک وقت اختلافات جزئی هم داشتند، کنار می‌گذاشتند و متّحد می‌شدند. مقابله‌ی با امریکا، یکی از وسایل وحدت این ملت بوده است. اینها می‌خواهند با این جنجالها، همین وسیله‌ی وحدت را، به وسیله‌ی اختلاف تبدیل کنند. این علیه آن، آن علیه این. این بگوید مذاکره، آن بگوید مذاکره چه فایده‌ای دارد؛ آن یکی بگوید چه ضرری دارد؟ یک عدّه از این طرف بحث کنند، یک عدّه از آن طرف بحث کنند! و اینها هم این وحدت عظیم ملی را که ملت ایران در مقابله‌ی با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ایران تبدیل کنند.</p>

<p>هدف دوم این است که می‌خواهند با تکرار این قضیه - مذاکره و رابطه با امریکا - قضیه‌ای را که در چشم ملت ایران، به دلایلی منطقی، یکی از زشت‌ترین چیزهاست، قبحش را از بین ببرند. تا حدّی که در نماز جمعه می‌شود حرف زد، خواهم گفت که دلایل منطقی آن چیست. می‌خواهند قبح این را از بین ببرند؛ مثل کاری که سرِ قضیه‌ی اسرائیل با اعراب کردند.</p>

<p>یک روز بود که دولتهای عرب، صحبت کردن با اسرائیل، رابطه‌ی با اسرائیل و حتّی آوردن اسم اسرائیل را یکی از کارهای بسیار زشت می‌دانستند. اینها با مطرح کردن و پیش کشیدن این قضیه، آنها را یکی یکی از صفوف ملت عرب خارج کردند و بار را به گردن او انداختند. بتدریج کاری کردند که قبح این قضیه ریخت؛ حتّی دولتهایی که در مرزهای اسرائیل نیستند و هیچ خطر و ضرری هم از اسرائیل نمی‌بینند، در خانه‌ی خودشان نشسته‌اند و صحبت از مذاکره با اسرائیل می‌کنند! واقعاً چه لزومی دارد؟ اما می‌کنند؛ چون قبحش ریخته است.</p>

<p>هدف سوم این است که اصل مذاکره با ایران، برای امریکا به عنوان ابرقدرت، بسیار مهم است&#8230;..حال ابرقدرتی با این همه ادّعا، با این همه باد و بروت جهانی و سیاسی، یک جا هست که برایش ارزش و اعتبار و احترامی قائل نمی‌شوند؛ آن یک جا کجاست؟ جمهوری اسلامی ایران. جمهوری اسلامی و ملت ایران، هیبت‌شکن ابرقدرت امریکا در دنیا شدند&#8230;..برای امریکا مهم است که ایران اسلامی که از روز اوّل به دلایل روشنی در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمی‌کنم، حالا بگوید که بسیار خوب، چَشم، ما هم مذاکره می‌کنیم! می‌گویند بفرما، ابرقدرتی کامل شد! این منطقه‌ای هم که زیر بار نمی‌رفت، زیر بار آمد؛ این‌جا هم عتبه را بوسیدند! بنابراین، صِرف مذاکره برایشان خیلی مهّم است.</p>

<p>۹۱/۸/۷</p>

<p>پی‌نوشت: ناظر به هدف دوم، می‌بینیم که شوربختانه اینبار ویروس دفاع از مذاکره با آمریکا به ذهن بخشی از بدنه‌ی انقلابی هم رسوخ کرده از امام جمعه تا نماینده ولایت فقیه در سپاه، تا فلان مداح و منبری و فلان سردار سپاه و تحلیل‌گر سیاسی انقلابی</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/هدف-حکومت-امریکا-و-دستگاه-امپراتوری-خبری-امریکایی-از-این-حرفها-چیست-که-مرتّب-می">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/هدف-حکومت-امریکا-و-دستگاه-امپراتوری-خبری-امریکایی-از-این-حرفها-چیست-که-مرتّب-می#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1868036</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>امسال زیارت اربعین من خیابان‌ حرم جمهوری اسلامی است </title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/امسال-زیارت-اربعین-من-خیابان-حرم-جمهوری-اسلامی-استn</link>
			<pubDate>05:55:00 +0430 جمعه، 2 مرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">انقلاب</category>
<category domain="alt">امام حسین علیه السلام</category>
<category domain="alt">ولایت فقیه</category>
<category domain="alt">جنگ</category>
<category domain="alt">مقاومت</category>
<category domain="alt">اسلام</category>
<category domain="alt">پیاده روی اربعین</category>
<category domain="alt">قرآن</category>
<category domain="alt">قرآن</category>			<guid isPermaLink="false">1867350@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;هر سال دمدمای اربعین میان خوف و رجا، هول و ولا دست و پا می‌زدم که آخر براتم امضا می‌شود یا نه. همیشه هم بعد از کلی حرص و جوش خوردن به هزار و یک دلیل براتم دقیقه نودی امضاء می‌شد. گاهی هم امضاء نمی‌شد. اما امسال با هر سال فرق می‌کرد. از یک هفته پیش همه چیز روبراه شد و مانعی برای رفتن نبود. ویزا را که سال پیش گرفته بودم. دینار اضافه هم از سال پیش داشتم‌. برادرم هم قرار بود امسال با ماشین شخصی خودش عازم شود و من اولین نفری بودم که قرار رفتن با من گذاشت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما این بار خوف و رجایی دیگر به جانم افتاده بود. سفر اربعین بود و اقتضائات امسال این فرصت بین‌المللی در بلند کردن پرچم خونخواهی امام شهید و ابلاغ پیام تشکر شعب ایرانی به شعب عراقی. اما این صغری کبراها حریف تردیدهایم در رفتن یا ماندن نشد. تردیدم برای نرفتن فقط یک چیز بود، امر امام سید مجتبی در حفظ خیابان. آن هم وقتی خلوتی خیابان را می‌دیدم، خیابانی که باید پشت میدان را گرم می‌کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یک هفته‌ای که گذشت هر روز و شبش با ببرم نبرم‌هایم برای رفتن و ماندن سپری شد. امروز به برادرم می‌گفتم می‌آیم فردا که می‌شد می‌گفتم نمی‌آیم. این نبرد تا همین امروز ادامه داشت. صبح که خبر حمله به مرز شلمچه را شنیدم دوباره دلم قرص شد برای رفتن که ببین چقدر دشمن از اربعین می‌ترسد و برای خلوت شدن این مسیر دارد مرز را می‌کوبد. ظهر بود که برادرم تماس گرفت و گفت :«قراره چیکار کنی؟» دلم را یک دل کردم و گفتم:« هستم» گفت :«یک ساعت دیگه پشیمون نشی؟» گفتم :«نه خیالت راحت»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تلفن را که قطع کرد یک چیز مثل خوره افتاد به جانم. دوباره همان آش و کاسه‌ی تردید در فهم تکلیف. منی که خیلی اهل تفأل به قرآن نیستم راه رهایی از این تردید را در تفأل یافتم. اگر چه می‌گویند در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست، اما من مانده بودم میان دو امر خیر و آنقدر قوه‌ی اجتهاد نداشتم که بتوانم اهم و مهم کنم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جواب قرآن آیه‌ی ۶۳ سوره‌ی هود بود:«قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ ۖ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیلی روشن از سوی پروردگارم متکی باشم و از سوی خود رحمتی به من عطا کرده باشد، چنانچه [در ابلاغ پیامش] از او نافرمانی کنم، چه کسی مرا [از عذابش] نجات می‌دهد؟ پس شما [در صورتی که خواسته‌های بی جایتان را بپذیرم] چیزی جز خسارت بر من نمی‌افزایید.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آیه از مقام نبوّت، رحمت ويژه‌ى خداوند بر بندگان خاصش و قهر الهی در صورت سهل‌انگاری نسبت به این رسالت صحبت می‌کرد و راه حقی که نباید ترک شود. آیه سراسر انذار بود و ذهنم کلماتش را بر ملت مبعوث، رسالت خیابان و سهل‌انگاری نسبت به این رسالت تطبیق داد. گویی خداوند با این آیه داشت با من حرف می‌زد. اما وسوسه‌ها و تردیدها هنوز داشتند زور می‌زدند. ایتا را باز کردم و ناخودآگاه دستم رفت روی کانال «ره‌بر» کانالی که رسالتش بازخوانی بیانات امام شهید است و چند ماهی است عضوش شدم. مدتی بود به کانال سر نزده بودم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اولین پیام «ره‌بر» را که خواندم خشکم زد:«بزرگ‌ترین نکته‌ى کار شما جوانها که بسیجى هستید و عزیز هستید و مورد علاقه‌ى امام بودید و ان‌شاءالله‌ مورد توجّه وجود مقدّس ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) باشید و مشمول دعوات زاکیه‌ى آن بزرگوار باشید، اینجا است: همین حفظ تقوا و آماده بودن براى فداکارى در راه خدا و براى حضور در آنجایى که خداى متعال اراده کرده است. دشمنها انواع و اقسامى دارند؛ دشمن خارجى، دشمن داخلى. گاهى در درون هم دشمن هست؛ دشمن داخلى را هم باید شناخت؛‌ آن چهره‌ى نفاق‌آلوده را. در مقابله‌ با این دشمنان گوناگون، امید به شماها است. شما هستید که باید مثل بنیان مستحکمى در مقابل این دشمنها بِایستید.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چشمم بر روی عبارت‌هایی که پررنگ کرده‌ام قفل شد. امام شهید داشت توجه من را به سمت داخل و دشمن داخلی می‌کشاند و ایستادن مقابلشان. تیر خلاص به تمام تردیدها زده شد. گوشی را برداشتم و به برادرم زنگ زدم و گفتم:«تصمیم را گرفتم، نمیام.» حالا او صبح می‌رود و من اینجا نشسته‌ام و برای شما می‌نویسم. شمایی که به هزار و یک دلیل سهمتان از سفره‌ی امسال سفر اربعین حسرت نرفتن است. رسالتتان اینجاست وسط خیابان‌های حرم جمهوری اسلامی ایران. خیابان را ترک نکنید.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/امسال-زیارت-اربعین-من-خیابان-حرم-جمهوری-اسلامی-استn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هر سال دمدمای اربعین میان خوف و رجا، هول و ولا دست و پا می‌زدم که آخر براتم امضا می‌شود یا نه. همیشه هم بعد از کلی حرص و جوش خوردن به هزار و یک دلیل براتم دقیقه نودی امضاء می‌شد. گاهی هم امضاء نمی‌شد. اما امسال با هر سال فرق می‌کرد. از یک هفته پیش همه چیز روبراه شد و مانعی برای رفتن نبود. ویزا را که سال پیش گرفته بودم. دینار اضافه هم از سال پیش داشتم‌. برادرم هم قرار بود امسال با ماشین شخصی خودش عازم شود و من اولین نفری بودم که قرار رفتن با من گذاشت.&nbsp;</p>

<p>اما این بار خوف و رجایی دیگر به جانم افتاده بود. سفر اربعین بود و اقتضائات امسال این فرصت بین‌المللی در بلند کردن پرچم خونخواهی امام شهید و ابلاغ پیام تشکر شعب ایرانی به شعب عراقی. اما این صغری کبراها حریف تردیدهایم در رفتن یا ماندن نشد. تردیدم برای نرفتن فقط یک چیز بود، امر امام سید مجتبی در حفظ خیابان. آن هم وقتی خلوتی خیابان را می‌دیدم، خیابانی که باید پشت میدان را گرم می‌کرد.</p>

<p>یک هفته‌ای که گذشت هر روز و شبش با ببرم نبرم‌هایم برای رفتن و ماندن سپری شد. امروز به برادرم می‌گفتم می‌آیم فردا که می‌شد می‌گفتم نمی‌آیم. این نبرد تا همین امروز ادامه داشت. صبح که خبر حمله به مرز شلمچه را شنیدم دوباره دلم قرص شد برای رفتن که ببین چقدر دشمن از اربعین می‌ترسد و برای خلوت شدن این مسیر دارد مرز را می‌کوبد. ظهر بود که برادرم تماس گرفت و گفت :«قراره چیکار کنی؟» دلم را یک دل کردم و گفتم:« هستم» گفت :«یک ساعت دیگه پشیمون نشی؟» گفتم :«نه خیالت راحت»</p>

<p>تلفن را که قطع کرد یک چیز مثل خوره افتاد به جانم. دوباره همان آش و کاسه‌ی تردید در فهم تکلیف. منی که خیلی اهل تفأل به قرآن نیستم راه رهایی از این تردید را در تفأل یافتم. اگر چه می‌گویند در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست، اما من مانده بودم میان دو امر خیر و آنقدر قوه‌ی اجتهاد نداشتم که بتوانم اهم و مهم کنم.&nbsp;</p>

<p>جواب قرآن آیه‌ی ۶۳ سوره‌ی هود بود:«قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ ۖ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ</p>

<p>گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیلی روشن از سوی پروردگارم متکی باشم و از سوی خود رحمتی به من عطا کرده باشد، چنانچه [در ابلاغ پیامش] از او نافرمانی کنم، چه کسی مرا [از عذابش] نجات می‌دهد؟ پس شما [در صورتی که خواسته‌های بی جایتان را بپذیرم] چیزی جز خسارت بر من نمی‌افزایید.»</p>

<p>آیه از مقام نبوّت، رحمت ويژه‌ى خداوند بر بندگان خاصش و قهر الهی در صورت سهل‌انگاری نسبت به این رسالت صحبت می‌کرد و راه حقی که نباید ترک شود. آیه سراسر انذار بود و ذهنم کلماتش را بر ملت مبعوث، رسالت خیابان و سهل‌انگاری نسبت به این رسالت تطبیق داد. گویی خداوند با این آیه داشت با من حرف می‌زد. اما وسوسه‌ها و تردیدها هنوز داشتند زور می‌زدند. ایتا را باز کردم و ناخودآگاه دستم رفت روی کانال «ره‌بر» کانالی که رسالتش بازخوانی بیانات امام شهید است و چند ماهی است عضوش شدم. مدتی بود به کانال سر نزده بودم.&nbsp;</p>

<p>اولین پیام «ره‌بر» را که خواندم خشکم زد:«بزرگ‌ترین نکته‌ى کار شما جوانها که بسیجى هستید و عزیز هستید و مورد علاقه‌ى امام بودید و ان‌شاءالله‌ مورد توجّه وجود مقدّس ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) باشید و مشمول دعوات زاکیه‌ى آن بزرگوار باشید، اینجا است: همین حفظ تقوا و آماده بودن براى فداکارى در راه خدا و براى حضور در آنجایى که خداى متعال اراده کرده است. دشمنها انواع و اقسامى دارند؛ دشمن خارجى، دشمن داخلى. گاهى در درون هم دشمن هست؛ دشمن داخلى را هم باید شناخت؛‌ آن چهره‌ى نفاق‌آلوده را. در مقابله‌ با این دشمنان گوناگون، امید به شماها است. شما هستید که باید مثل بنیان مستحکمى در مقابل این دشمنها بِایستید.»</p>

<p>چشمم بر روی عبارت‌هایی که پررنگ کرده‌ام قفل شد. امام شهید داشت توجه من را به سمت داخل و دشمن داخلی می‌کشاند و ایستادن مقابلشان. تیر خلاص به تمام تردیدها زده شد. گوشی را برداشتم و به برادرم زنگ زدم و گفتم:«تصمیم را گرفتم، نمیام.» حالا او صبح می‌رود و من اینجا نشسته‌ام و برای شما می‌نویسم. شمایی که به هزار و یک دلیل سهمتان از سفره‌ی امسال سفر اربعین حسرت نرفتن است. رسالتتان اینجاست وسط خیابان‌های حرم جمهوری اسلامی ایران. خیابان را ترک نکنید.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/امسال-زیارت-اربعین-من-خیابان-حرم-جمهوری-اسلامی-استn">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/امسال-زیارت-اربعین-من-خیابان-حرم-جمهوری-اسلامی-استn#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1867350</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>ما خدایی داریم که یاری مومنان را بر خود واجب کرده است</title>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-خدایی-داریم-که-یاری-مومنان-را-بر-خود-واجب-کرده-است</link>
			<pubDate>16:10:00 +0430 جمعه، 22 خرداد 1405</pubDate>			<dc:creator>نازگل</dc:creator>
			<category domain="main">انقلاب</category>
<category domain="alt">شهدا</category>
<category domain="alt">آمریکا</category>
<category domain="alt">ولایت فقیه</category>
<category domain="alt">سیاسی</category>
<category domain="alt">جنگ</category>
<category domain="alt">خدا</category>
<category domain="alt">مقاومت</category>
<category domain="alt">سپاه</category>
<category domain="alt">نفوذ</category>			<guid isPermaLink="false">1862800@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;آقای موسوی مطلق از اصفهان آمده بود و داشت برای جمعیت در تجمع سخنرانی می‌کرد. عادت دارم، وقتی سخنرانی شروع می‌شود، دکمه‌ی ضبط صوت گوشی را فعال می‌کنم تا اگر مطلبی از دستم در رفت و یا سخنران حرفی زد که نیاز دارد در موردش بنویسم یا نقد کنم خاطرم جمع باشد که گوش یدکی دارد استماع و ضبط می‌کند. بخشی از سخنرانی در مورد توجیه آتش‌بس بود، توی دلم گفتم ان‌شاءالله که همین‌طور است. اما جنس بخش دیگری از حرف‌ها از جنس نور بود. سید از ایمان ابوذرسازی گفت که قبل‌تر نداشتیم و شهادت امام خامنه‌ای برایمان آورد. ایمانی از جنس تحول که ملتی را مبعوث کرد و به نوید امام سیدمجتبی به زودی امتی را مبعوث می‌کند. بعدتر از معجزاتی گفت که در آن چهل روز مقاومت به برکت استقامت، میدان‌داری، استغاثه‌ و دعاهای ملت مبعوث رقم خورده است. از حجم بالای بمب‌های عمل‌نکرده‌ای گفت که هر روز با دستان توانمند مردان میدان هنوز در حال خنثی شدن است. بمب‌هایی که عمل نکردنشان فقط معجزه‌ای الهی بوده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از سوخت مایع خطرناک موشکی گفت که کافی است یک قطره‌اش روی بدن بریزد تا مغز استخوان را بسوزاند. همان‌طور که قبل‌تر از جنگ تحمیلی دوم وقتی شلنگ بی‌کیفیتش پاره می‌شود، چهار نفر از دسته‌گل‌های هوافضا هم پودر می‌شوند. طبیعتا یکی از مکان‌هایی که این سوخت به وفور یافت می‌شود، تونل‌های موشکی است. وسط بزن بزن‌های جنگ تحمیلی سوم، وقتی ورودی یکی از تونل‌های موشکی باز می‌شود تا لانچر آماده‌ی پرتاب شود، یک مهمان ناخوانده‌ از طرف دشمن صاف وارد تونل می‌شود و عدل می‌رود وسط دو تا تانکر لبریز از سوخت مایع جا خوش می‌کند اما لطف خفیه‌ی خدای ابابیل، موشک اصحاب پدوفیل را در نطفه خفه می‌کند. خودتان تصور کنید فاجعه‌ی عمل کردن موشک را.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روایت این معجزه که تمام شد، روایت دیگری را سرانداخت از معجزه‌ای دیگر چون چاه زمزم این بار جوشیده از زیر پای مجاهدان خامنه‌ای در دل کوه‌های زادگاه خمینی. جایی‌که دشمن شبانه روز بالغ بر ۵۰۰ تن بمب ریخته که زمینش به ماقبل تاریخ  برگشته از بس صاف شده است. حالا در چنین شرایطی مردان موشکی که باید خط را نگه می‌داشتند یک تانکر آب داشتند برای قضای حاجت و بطری‌های آب معدنی برای رفع عطش. وسط موشک انداختن‌های آمریکا، خدا اراده می‌کند تا عدو سبب خیر شود. سربند همین اراده و به وسیله‌ی موشک بدقواره، چشمه‌ای از دل کوه می‌جوشد و آبی به زلالی آب زمزم را گوارای وجود سربازان سیدمجتبی می‌کند تا از آن پس تانکر مملو از آب گورا شود منبع آب خوردنشان و بطری‌های آب معدنی وسیله‌ی قضای حاجتشان و اینگونه آمریکا مشکل آب خوردنشان را حل می‌کند((:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سید می‌گفت تمام این معجزات سربند ایستادگی مردم و تیرهای دعایی بوده که روانه‌ی عالم غیب کرده‌اند و فوج فوج ملائک را فراخوان زمین. حرف‌های آقای موسوی که تمام شد، ضبط صوت را خاموش و نت خط را روشن کردم. دکتر صدر پستی را آپ کرده بود و از افتضاح توافق احتمالی نوشته بود. متن را که خواندم مثل ماست روی زمین ماسیدم. چند دقیقه‌ای حال بلند شدن برای پرچم‌گردانی هم نداشتم. یک دفعه حرف‌های آقای موسوی مثل نوار روی مغزم راه افتاد و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم را داد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به خودم گفتم وقتی به برکت همین پرچم‌گردانی‌ها، خیابان‌گردی‌ها، استغاثه‌ها معادلات و محاسبات دشمن در جنگ برهم خورده، نمی‌شود معادلات در مذاکرات هم بر هم بخورد. محکم‌تر از قبل بلند شدم، پلاکارد را بالاتر گرفتم و با قدرت بیشتر پرچم را تکان دادم. ما ملت مبعوث خدایی داریم که فرموده:« وَ كَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» خدایی که يارى مومنان را بر خود واجب كرده است. خدایی که  خلف وعده نمی‌کند.«ان الله لایخلف المیعاد» به شرطی که یاریش کنیم« ان تنصروا الله ینصرکم»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-خدایی-داریم-که-یاری-مومنان-را-بر-خود-واجب-کرده-است&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقای موسوی مطلق از اصفهان آمده بود و داشت برای جمعیت در تجمع سخنرانی می‌کرد. عادت دارم، وقتی سخنرانی شروع می‌شود، دکمه‌ی ضبط صوت گوشی را فعال می‌کنم تا اگر مطلبی از دستم در رفت و یا سخنران حرفی زد که نیاز دارد در موردش بنویسم یا نقد کنم خاطرم جمع باشد که گوش یدکی دارد استماع و ضبط می‌کند. بخشی از سخنرانی در مورد توجیه آتش‌بس بود، توی دلم گفتم ان‌شاءالله که همین‌طور است. اما جنس بخش دیگری از حرف‌ها از جنس نور بود. سید از ایمان ابوذرسازی گفت که قبل‌تر نداشتیم و شهادت امام خامنه‌ای برایمان آورد. ایمانی از جنس تحول که ملتی را مبعوث کرد و به نوید امام سیدمجتبی به زودی امتی را مبعوث می‌کند. بعدتر از معجزاتی گفت که در آن چهل روز مقاومت به برکت استقامت، میدان‌داری، استغاثه‌ و دعاهای ملت مبعوث رقم خورده است. از حجم بالای بمب‌های عمل‌نکرده‌ای گفت که هر روز با دستان توانمند مردان میدان هنوز در حال خنثی شدن است. بمب‌هایی که عمل نکردنشان فقط معجزه‌ای الهی بوده است.&nbsp;</p>

<p>از سوخت مایع خطرناک موشکی گفت که کافی است یک قطره‌اش روی بدن بریزد تا مغز استخوان را بسوزاند. همان‌طور که قبل‌تر از جنگ تحمیلی دوم وقتی شلنگ بی‌کیفیتش پاره می‌شود، چهار نفر از دسته‌گل‌های هوافضا هم پودر می‌شوند. طبیعتا یکی از مکان‌هایی که این سوخت به وفور یافت می‌شود، تونل‌های موشکی است. وسط بزن بزن‌های جنگ تحمیلی سوم، وقتی ورودی یکی از تونل‌های موشکی باز می‌شود تا لانچر آماده‌ی پرتاب شود، یک مهمان ناخوانده‌ از طرف دشمن صاف وارد تونل می‌شود و عدل می‌رود وسط دو تا تانکر لبریز از سوخت مایع جا خوش می‌کند اما لطف خفیه‌ی خدای ابابیل، موشک اصحاب پدوفیل را در نطفه خفه می‌کند. خودتان تصور کنید فاجعه‌ی عمل کردن موشک را.</p>

<p>روایت این معجزه که تمام شد، روایت دیگری را سرانداخت از معجزه‌ای دیگر چون چاه زمزم این بار جوشیده از زیر پای مجاهدان خامنه‌ای در دل کوه‌های زادگاه خمینی. جایی‌که دشمن شبانه روز بالغ بر ۵۰۰ تن بمب ریخته که زمینش به ماقبل تاریخ  برگشته از بس صاف شده است. حالا در چنین شرایطی مردان موشکی که باید خط را نگه می‌داشتند یک تانکر آب داشتند برای قضای حاجت و بطری‌های آب معدنی برای رفع عطش. وسط موشک انداختن‌های آمریکا، خدا اراده می‌کند تا عدو سبب خیر شود. سربند همین اراده و به وسیله‌ی موشک بدقواره، چشمه‌ای از دل کوه می‌جوشد و آبی به زلالی آب زمزم را گوارای وجود سربازان سیدمجتبی می‌کند تا از آن پس تانکر مملو از آب گورا شود منبع آب خوردنشان و بطری‌های آب معدنی وسیله‌ی قضای حاجتشان و اینگونه آمریکا مشکل آب خوردنشان را حل می‌کند((:</p>

<p>سید می‌گفت تمام این معجزات سربند ایستادگی مردم و تیرهای دعایی بوده که روانه‌ی عالم غیب کرده‌اند و فوج فوج ملائک را فراخوان زمین. حرف‌های آقای موسوی که تمام شد، ضبط صوت را خاموش و نت خط را روشن کردم. دکتر صدر پستی را آپ کرده بود و از افتضاح توافق احتمالی نوشته بود. متن را که خواندم مثل ماست روی زمین ماسیدم. چند دقیقه‌ای حال بلند شدن برای پرچم‌گردانی هم نداشتم. یک دفعه حرف‌های آقای موسوی مثل نوار روی مغزم راه افتاد و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم را داد.</p>

<p>به خودم گفتم وقتی به برکت همین پرچم‌گردانی‌ها، خیابان‌گردی‌ها، استغاثه‌ها معادلات و محاسبات دشمن در جنگ برهم خورده، نمی‌شود معادلات در مذاکرات هم بر هم بخورد. محکم‌تر از قبل بلند شدم، پلاکارد را بالاتر گرفتم و با قدرت بیشتر پرچم را تکان دادم. ما ملت مبعوث خدایی داریم که فرموده:« وَ كَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» خدایی که يارى مومنان را بر خود واجب كرده است. خدایی که  خلف وعده نمی‌کند.«ان الله لایخلف المیعاد» به شرطی که یاریش کنیم« ان تنصروا الله ینصرکم»</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-خدایی-داریم-که-یاری-مومنان-را-بر-خود-واجب-کرده-است">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-خدایی-داریم-که-یاری-مومنان-را-بر-خود-واجب-کرده-است#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1862800</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
