<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>اندر خم یک کوچه</title>
		<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>امسال زیارت اربعین من خیابان‌ حرم جمهوری اسلامی است </title>
						<description>&lt;p&gt;هر سال دمدمای اربعین میان خوف و رجا، هول و ولا دست و پا می‌زدم که آخر براتم امضا می‌شود یا نه. همیشه هم بعد از کلی حرص و جوش خوردن به هزار و یک دلیل براتم دقیقه نودی امضاء می‌شد. گاهی هم امضاء نمی‌شد. اما امسال با هر سال فرق می‌کرد. از یک هفته پیش همه چیز روبراه شد و مانعی برای رفتن نبود. ویزا را که سال پیش گرفته بودم. دینار اضافه هم از سال پیش داشتم‌. برادرم هم قرار بود امسال با ماشین شخصی خودش عازم شود و من اولین نفری بودم که قرار رفتن با من گذاشت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما این بار خوف و رجایی دیگر به جانم افتاده بود. سفر اربعین بود و اقتضائات امسال این فرصت بین‌المللی در بلند کردن پرچم خونخواهی امام شهید و ابلاغ پیام تشکر شعب ایرانی به شعب عراقی. اما این صغری کبراها حریف تردیدهایم در رفتن یا ماندن نشد. تردیدم برای نرفتن فقط یک چیز بود، امر امام سید مجتبی در حفظ خیابان. آن هم وقتی خلوتی خیابان را می‌دیدم، خیابانی که باید پشت میدان را گرم می‌کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یک هفته‌ای که گذشت هر روز و شبش با ببرم نبرم‌هایم برای رفتن و ماندن سپری شد. امروز به برادرم می‌گفتم می‌آیم فردا که می‌شد می‌گفتم نمی‌آیم. این نبرد تا همین امروز ادامه داشت. صبح که خبر حمله به مرز شلمچه را شنیدم دوباره دلم قرص شد برای رفتن که ببین چقدر دشمن از اربعین می‌ترسد و برای خلوت شدن این مسیر دارد مرز را می‌کوبد. ظهر بود که برادرم تماس گرفت و گفت :«قراره چیکار کنی؟» دلم را یک دل کردم و گفتم:« هستم» گفت :«یک ساعت دیگه پشیمون نشی؟» گفتم :«نه خیالت راحت»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تلفن را که قطع کرد یک چیز مثل خوره افتاد به جانم. دوباره همان آش و کاسه‌ی تردید در فهم تکلیف. منی که خیلی اهل تفأل به قرآن نیستم راه رهایی از این تردید را در تفأل یافتم. اگر چه می‌گویند در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست، اما من مانده بودم میان دو امر خیر و آنقدر قوه‌ی اجتهاد نداشتم که بتوانم اهم و مهم کنم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جواب قرآن آیه‌ی ۶۳ سوره‌ی هود بود:«قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ ۖ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;گفت: ای قوم من! مرا خبر دهید اگر من بر دلیلی روشن از سوی پروردگارم متکی باشم و از سوی خود رحمتی به من عطا کرده باشد، چنانچه [در ابلاغ پیامش] از او نافرمانی کنم، چه کسی مرا [از عذابش] نجات می‌دهد؟ پس شما [در صورتی که خواسته‌های بی جایتان را بپذیرم] چیزی جز خسارت بر من نمی‌افزایید.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آیه از مقام نبوّت، رحمت ويژه‌ى خداوند بر بندگان خاصش و قهر الهی در صورت سهل‌انگاری نسبت به این رسالت صحبت می‌کرد و راه حقی که نباید ترک شود. آیه سراسر انذار بود و ذهنم کلماتش را بر ملت مبعوث، رسالت خیابان و سهل‌انگاری نسبت به این رسالت تطبیق داد. گویی خداوند با این آیه داشت با من حرف می‌زد. اما وسوسه‌ها و تردیدها هنوز داشتند زور می‌زدند. ایتا را باز کردم و ناخودآگاه دستم رفت روی کانال «ره‌بر» کانالی که رسالتش بازخوانی بیانات امام شهید است و چند ماهی است عضوش شدم. مدتی بود به کانال سر نزده بودم.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اولین پیام «ره‌بر» را که خواندم خشکم زد:«بزرگ‌ترین نکته‌ى کار شما جوانها که بسیجى هستید و عزیز هستید و مورد علاقه‌ى امام بودید و ان‌شاءالله‌ مورد توجّه وجود مقدّس ولىّ‌عصر (ارواحنا فداه) باشید و مشمول دعوات زاکیه‌ى آن بزرگوار باشید، اینجا است: همین حفظ تقوا و آماده بودن براى فداکارى در راه خدا و براى حضور در آنجایى که خداى متعال اراده کرده است. دشمنها انواع و اقسامى دارند؛ دشمن خارجى، دشمن داخلى. گاهى در درون هم دشمن هست؛ دشمن داخلى را هم باید شناخت؛‌ آن چهره‌ى نفاق‌آلوده را. در مقابله‌ با این دشمنان گوناگون، امید به شماها است. شما هستید که باید مثل بنیان مستحکمى در مقابل این دشمنها بِایستید.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چشمم بر روی عبارت‌هایی که پررنگ کرده‌ام قفل شد. امام شهید داشت توجه من را به سمت داخل و دشمن داخلی می‌کشاند و ایستادن مقابلشان. تیر خلاص به تمام تردیدها زده شد. گوشی را برداشتم و به برادرم زنگ زدم و گفتم:«تصمیم را گرفتم، نمیام.» حالا او صبح می‌رود و من اینجا نشسته‌ام و برای شما می‌نویسم. شمایی که به هزار و یک دلیل سهمتان از سفره‌ی امسال سفر اربعین حسرت نرفتن است. رسالتتان اینجاست وسط خیابان‌های حرم جمهوری اسلامی ایران. خیابان را ترک نکنید.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/امسال-زیارت-اربعین-من-خیابان-حرم-جمهوری-اسلامی-استn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/امسال-زیارت-اربعین-من-خیابان-حرم-جمهوری-اسلامی-استn</link>
							</item>
				<item>
			<title>ما خدایی داریم که یاری مومنان را بر خود واجب کرده است</title>
						<description>&lt;p&gt;آقای موسوی مطلق از اصفهان آمده بود و داشت برای جمعیت در تجمع سخنرانی می‌کرد. عادت دارم، وقتی سخنرانی شروع می‌شود، دکمه‌ی ضبط صوت گوشی را فعال می‌کنم تا اگر مطلبی از دستم در رفت و یا سخنران حرفی زد که نیاز دارد در موردش بنویسم یا نقد کنم خاطرم جمع باشد که گوش یدکی دارد استماع و ضبط می‌کند. بخشی از سخنرانی در مورد توجیه آتش‌بس بود، توی دلم گفتم ان‌شاءالله که همین‌طور است. اما جنس بخش دیگری از حرف‌ها از جنس نور بود. سید از ایمان ابوذرسازی گفت که قبل‌تر نداشتیم و شهادت امام خامنه‌ای برایمان آورد. ایمانی از جنس تحول که ملتی را مبعوث کرد و به نوید امام سیدمجتبی به زودی امتی را مبعوث می‌کند. بعدتر از معجزاتی گفت که در آن چهل روز مقاومت به برکت استقامت، میدان‌داری، استغاثه‌ و دعاهای ملت مبعوث رقم خورده است. از حجم بالای بمب‌های عمل‌نکرده‌ای گفت که هر روز با دستان توانمند مردان میدان هنوز در حال خنثی شدن است. بمب‌هایی که عمل نکردنشان فقط معجزه‌ای الهی بوده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از سوخت مایع خطرناک موشکی گفت که کافی است یک قطره‌اش روی بدن بریزد تا مغز استخوان را بسوزاند. همان‌طور که قبل‌تر از جنگ تحمیلی دوم وقتی شلنگ بی‌کیفیتش پاره می‌شود، چهار نفر از دسته‌گل‌های هوافضا هم پودر می‌شوند. طبیعتا یکی از مکان‌هایی که این سوخت به وفور یافت می‌شود، تونل‌های موشکی است. وسط بزن بزن‌های جنگ تحمیلی سوم، وقتی ورودی یکی از تونل‌های موشکی باز می‌شود تا لانچر آماده‌ی پرتاب شود، یک مهمان ناخوانده‌ از طرف دشمن صاف وارد تونل می‌شود و عدل می‌رود وسط دو تا تانکر لبریز از سوخت مایع جا خوش می‌کند اما لطف خفیه‌ی خدای ابابیل، موشک اصحاب پدوفیل را در نطفه خفه می‌کند. خودتان تصور کنید فاجعه‌ی عمل کردن موشک را.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;روایت این معجزه که تمام شد، روایت دیگری را سرانداخت از معجزه‌ای دیگر چون چاه زمزم این بار جوشیده از زیر پای مجاهدان خامنه‌ای در دل کوه‌های زادگاه خمینی. جایی‌که دشمن شبانه روز بالغ بر ۵۰۰ تن بمب ریخته که زمینش به ماقبل تاریخ  برگشته از بس صاف شده است. حالا در چنین شرایطی مردان موشکی که باید خط را نگه می‌داشتند یک تانکر آب داشتند برای قضای حاجت و بطری‌های آب معدنی برای رفع عطش. وسط موشک انداختن‌های آمریکا، خدا اراده می‌کند تا عدو سبب خیر شود. سربند همین اراده و به وسیله‌ی موشک بدقواره، چشمه‌ای از دل کوه می‌جوشد و آبی به زلالی آب زمزم را گوارای وجود سربازان سیدمجتبی می‌کند تا از آن پس تانکر مملو از آب گورا شود منبع آب خوردنشان و بطری‌های آب معدنی وسیله‌ی قضای حاجتشان و اینگونه آمریکا مشکل آب خوردنشان را حل می‌کند((:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سید می‌گفت تمام این معجزات سربند ایستادگی مردم و تیرهای دعایی بوده که روانه‌ی عالم غیب کرده‌اند و فوج فوج ملائک را فراخوان زمین. حرف‌های آقای موسوی که تمام شد، ضبط صوت را خاموش و نت خط را روشن کردم. دکتر صدر پستی را آپ کرده بود و از افتضاح توافق احتمالی نوشته بود. متن را که خواندم مثل ماست روی زمین ماسیدم. چند دقیقه‌ای حال بلند شدن برای پرچم‌گردانی هم نداشتم. یک دفعه حرف‌های آقای موسوی مثل نوار روی مغزم راه افتاد و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم را داد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به خودم گفتم وقتی به برکت همین پرچم‌گردانی‌ها، خیابان‌گردی‌ها، استغاثه‌ها معادلات و محاسبات دشمن در جنگ برهم خورده، نمی‌شود معادلات در مذاکرات هم بر هم بخورد. محکم‌تر از قبل بلند شدم، پلاکارد را بالاتر گرفتم و با قدرت بیشتر پرچم را تکان دادم. ما ملت مبعوث خدایی داریم که فرموده:« وَ كَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» خدایی که يارى مومنان را بر خود واجب كرده است. خدایی که  خلف وعده نمی‌کند.«ان الله لایخلف المیعاد» به شرطی که یاریش کنیم« ان تنصروا الله ینصرکم»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-خدایی-داریم-که-یاری-مومنان-را-بر-خود-واجب-کرده-است&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ما-خدایی-داریم-که-یاری-مومنان-را-بر-خود-واجب-کرده-است</link>
							</item>
				<item>
			<title>سر بریدن شروط ده‌گانه‌ی رهبری </title>
						<description>&lt;p&gt;کلیپی از آقای طائب در مقام پاسخ به شبهات حول مذاکره، در حال دست به دست شدن است. نقدهای جدی به صحبت‌های ایشان وارد است که در ادامه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۱-در ابتدا، ایشان با بیان اینکه آمریکای کنونی با آمریکای زمان امام شهید تفاوت کرده، استدلال می‌کند که موضوع حکم عوض شده فلذا مذاکره با آمریکای کنونی حکم متفاوتی با مذاکره با آمریکای زمان امام شهید دارد. حرفی که اساسا غلط و دارای ایراد مبنایی است. چراکه به فرموده‌ی امام شهید دشمنی آمریکا با ما یک دشمنی تاکتیکی نیست که الان وضعیت جدیدی پیدا کرده باشد بلکه دشمنی آمریکا یک دشمنی ذاتی است و جنگ با آمریکا یک جنگ وجودی است. فلذا موضوع حکم هیچ تغییر نکرده است. حتی امام شهید ما فرمود تا بیست، سی سال دیگر هم مذاکره با آمریکا نه تنها فایده ندارد بلکه ضرر هم دارد. حتی امام رشیدمان در پیام سالگرد امام راحل فرمودند :«نظام سلطه و در رأس آن آمریکا با این ملت و هویت ممتاز، و تسلیم ناپذیریش مشکل دارد.» این یعنی آمریکا هیچ تغییری نکرده، فلذا آدرس غلط به ملت ندهید. بله آمریکای الان یک تفاوت عمده با آمریکای قبل از این دارد و آن هم اینکه قتل امام ما هم به پرونده‌ی جنایت‌هایش اضافه شده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۲-در ادامه، این سوال را مطرح می‌کند که «چرا ما با آمریکا مذاکره می‌کنیم؟» و بعد پاسخ می‌دهد:«هدف اخراج آمریکا از منطقه است» تا اینجا ایرادی نیست اما قضیه وقتی خطرناک می‌شود که در ادامه با استناد به این هدف به راحتی، دو شرط از شرایط ده‌گانه‌ی امام رشیدمان را سر می‌برد و می‌گوید:« حالا ما غرامت بگیریم و اینها همه، اگر آمریکا از منطقه بیرون برود اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتد، نه غرامت بدهد و نه تحریم را بردارد همین که آمریکا از منطقه بیرون برود دیگر آمریکایی نیست» یعنی با همین مغالطه به راحتی دو شرط رهبری را لوث می‌کند و می‌گوید غرامت هم نداد نداد، تحریم هم رفع نکرد نکرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۳-در ادامه می‌گوید ما دو راه داریم: یا مذاکره کنیم یا حمله کنیم. بعد با بیان اینکه ما اجازه‌ی حمله‌ی ابتدایی را نداریم نتیجه می‌گیرد که پس باید به مذاکره ادامه بدهیم چون ما فقط برای ایران نمی‌جنگیم برای ام‌القرا می‌جنگیم و باید دیگران را با خود همراه کنیم.دیگر از فتوای رهبری به جواز جهاد ابتدایی نمی‌گوید. حتی نمی‌گوید قرار بود برای آتش‌بس دو پیش شرط محقق شود: آتش بس در تمام ساحات و اخذ غرامت که بدون تحقق هیچ یک، قدم در مسیر مذاکره گذاشتیم و دست خودمان را در پوست گردو. البته قرار بود فقط دو هفته این آتس‌بس برقرار باشد که با خواست ترامپ به صورت یک طرفه تمدید شد و تحت هیچ شرایطی خیال نقض شدن ندارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۴-ایراد بعدی به صحبت ایشان راجع به بسته شدن تنگه‌ی هرمز است. ایشان می‌گوید :«همه دنیا به خاطر بسته شدن تنگه به سختی افتاده و تنگه را هم ایران بسته و همه‌ی دنیا می‌گوید مقصر آمریکا است که به ایران حمله کرده است» آنچه سبب تعجب است ادامه‌ی صحبت ایشان است که این دستاورد را «اقدام زیبای دیپلماسی» می‌خواند و آن را به نام دستاورد مذاکره فاکتور می‌کند. اما تنگه دستاورد میدان نبرد و یادگار شهید تنگسیری است و آنچه در نتیجه‌ی آتش‌بس به دست آمده محاصره‌ی دریایی بوده و بس. حتی امام حاضرمان در پیام اخیرشان فرمودند:« دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربه‌ی قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه می‌کند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده» در واقع دستاوردهای کنونی را نتیجه‌ی میدان و خیابان می‌دانند و نه مذاکره، حتی واگرایی ملموس کشورها از آمریکا را نیز نتیجه‌ی اقدام زیبای میدان و خیابان می‌دانند نه اقدام زیبای دیپلماسی به تعبیر جناب طائب.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;۵-آنچه قلب من را بیشتر به درد آورد، بحث مربوط به خون خواهی و انتقام امام شهیدمان بود که خیلی دیپلمات‌گرایانه آن را لوث و به بلندمدت ارجاع دادند با این استدلال که:«آقای ما شهید شده؟آقای ما که از امام حسین بالاتر نیست. دعای ندبه که می‌خونید می‌گه این الطالب بدم المقتول بکربلا. ۱۴۰۰ سال است داره نیرو تربیت میشه. نوسان داره. کسانی‌که عجله می‌کنند دارند اشتباه می‌کنند» به همین راحتی انتقام و خونخواهی امام شهید با چنین مغالطه‌ای کمرنگ می‌شود. انتقامی که از شروط ده‌گانه است و از قضا در پیام اخیر امام عزیزمان هم به عنوان یکی از علل اصلی ماندن مردم در خیابان عنوان شد:«از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملت ایران را آن چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزه‌ای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به خون خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند.»&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مراقب باشیم در دام مغالطه‌ها نیفتیم&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/سر-بریدن-شروط-ده-گانه-ی-رهبریn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/سر-بریدن-شروط-ده-گانه-ی-رهبریn</link>
							</item>
				<item>
			<title>او منتخب خدا بود</title>
						<description>&lt;p&gt;انتخابات سال ۹۶ بود. کمتر از دو سال بود که شهید رئیسی را سربند خدماتش در تولیت آستان قدس شناخته بودیم. دیده بودیم که چقدر هوای زائر را دارد. مسیر خادم‌الرضا بودن را در خادم زائر بودن دیده بود. همین‌ها برای تأیید صلاحیتش برایمان کافی بود. فضای مسموم انتخابات اما چیز دیگری می‌گفت. رقیبان چشم دیدنش را نداشتند، هم صدا با ضدانقلاب، شخصیتش را ترور می‌کردند. واژه‌ی آیت‌الله اعدام را جعل کرده بودند تا جای شهید و جلاد را عوض کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;عدالت انقلابی قربانی جهالت الیگارشی شده بود. چادر چاقچور کرده،پاشنه‌ی کفشمان را ور کشیدیم. برای دفاع از مظلومیتش روستا به روستا و محله به محله رفتیم تا غبار فتنه از اذهان را در حد توان کنار بزنیم. برد پروپاگاندا تا حدی بود که در کنج روستا هم وقتی از او می‌گفتیم از برخی پیرزنان تسبیح به دست می‌شنفتیم «به آیت الله اعدام رأی بدیم که بیاد اعدام کنه»&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چو انداخته بودند اگر او رأی بیاورد یارانه‌هاتان را قطع می‌کند. دیوار کشیدن در پیاده‌روها را که خود مبدعش بودند به او نسبت می‌دادند. بالاخره زور تهدید آنها بر تبیین ما و شایعات بر بینات چربید تا یک بار دیگر دست حق از رسیدن به جایگاهش کوتاه شود. چهار سال سیاه دیگر تمدید و مقدرات ملت با رأی خودشان تثبیت شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سال ۱۴۰۰ شد. این بار و با انتصابش در قوه‌ی قضاییه هم خدمتش را دیده بودیم و هم کمر همتش برای اجرای عدالت را. بر خلاف میل باطنیش قدم از میدان قضاوت به میدان سیاست به نیت خدمت گذاشته بود. اما قربانی قضاوت در میدان سیاست منفعت‌طلبان شد. موتور مناظرات که داغ شد سربند اینکه کافر همه را به کیش خود پندارد، چشم در چشمش دوختند و گفتند سندرم پست بی‌قرار دارد. شش کلاسی است که سودای قدرت دارد. قوه‌ی قضاییه کمش بوده حالا آمده قوه‌ی مجریه را هم درو کند. دروغ که کنتور نداشت. توهین می‌کردند و او سکوت می‌کرد. وقاحتشان که از حد گذشت، با اندوهی که مطمئنم از دیدن اینهمه بی‌تقوایی سیاسی قلبش را سنگین کرده بود، رو به دوربین گفت:« اگر مشکلات مملکت با توهین به من حل می‌شود، مشکلی نیست به من توهین کنید.»&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;او رییس جمهور شد و میراث سیاه هشت ساله‌ را با خزانه‌ای منفی تحویل گرفت. مسببان آن وضعیت سیاه از رو نرفتند و با پول پاشی رسانه‌ای دغدغه‌اش برای نهار نخوردن کارگر را دستمایه‌ی تمسخرش کردند تا نصاب ریاست جمهوری را که او بالا برده بود دوباره در حد قامت کوتوله‌ی خودشان پایین بکشند. روزگار کاسبی که به او شکلات تعارف کرده بود را مانند آخرت خودشان سیاه کردند. اما او در این حاشیه‌ها نماند و به متن مردم رفت. خادم مردم شد و پشتیبان امام. تا اینکه در سحرگاه یک اردیبهشت لباس خدمت را با لباس شهادت تاخت زد و خداوند او را از جانب راست کوه‌های ورزقان ندا داد و مقرب خود گرداند:« وَنَادَيْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا و او را از جانب راست [كوه‌] طور ندا كردیم، و او را در حالی كه با وی راز گفتیم، مقرّب خود قرار دادیم.»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/او-منتخب-خدا-بود&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/او-منتخب-خدا-بود</link>
							</item>
				<item>
			<title>زنان پرچم‌داران رزم معنوی</title>
						<description>&lt;p&gt;یکی از عرصه‌های جنگیدن شیاطین در تقابل با جبهه‌ی مومنین توجه و تمرکز بر امور ماورایی است. فلذا یک عرصه‌ی جهاد باید متوجه این جبهه در نظر گرفته شود که از قضا عرصه‌ی بسیار مهم و سرنوشت‌سازی است. از سوی دیگر نبرد در برابر شیاطین جن و انس نیاز به مقاومت و تاب‌آوری بالایی دارد. رهبر شهید انقلاب «تاب‌آوری ملت ایران در برابر فشارهای غول وحشی آمریکا که ناظران جهانی را به حیرت واداشته است» را به برکت معارفی می‌دانند که برخاسته از معارف اهل بیت علیهم‌السلام، مجالس امام حسین علیه‌السلام، یاد و نام حضرت زهرا سلام‌الله علیها است. علامه جوادی آملی در کتاب «زن در آینه جلال و جمال» مهم‌ترین سرمایه‌ی زن را انعطاف‌پذیری و مناجات با خدا دانسته و بیان می‌کنند: «زنان در ذکر و مناجات که راه دل و راه عاطفه و شور و محبت است، یا موفق‌تر از مردهایند یا یقینا همتای مردان.» حتی علامه معتقد است که زنان در میدان رزم دعا مسلح‌تر از مردانند و سلاح گریه و آه را خداوند بیشتر در اختیار آنها قرار داده است. ایشان همچنین در مورد به کارگیری درست این سلاح می‌فرماید: «ذات اقدس الهی سرمایه‌ی رقت قلب و احساس را نداده تا انسان در اثر چشم و همچشمی برای مظاهر دنیا و لباس و زیور گریه کند. اینها سلاح مبارزه با کفر، لجاج و عناد و اسباب تحصیل قرب و کمال است.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بر همین اساس می‌توان مدعی شد یکی از میدان‌های رزم که از قضا بسیار زنانه و متناسب با ویژگی‌ها و ظرفیت‌های طبیعی و فطری زنانه است و اثرگذاری بالایی در میدان نبرد با شیاطین دارد، میدان رزم دعا است که کمتر به اهمیت و زنانه بودن این میدان توجه می‌شود. از زمانی‌که رهبر شهید انقلاب نسخه‌ای معنوی برای مبارزه با دشمن تجویز کردند، زنان به صورت جدی‌تری پیگیر این نسخه بوده و در گروه‌ها و جمع‌های زنانه اقدام به چله‌خوانی، جمع‌خوانی سوره‌ی فتح و ترویج ختم صلوات می‌کنند. شاید جالب باشد بدانید شروع و برگزاری جلسات برپایی نماز استغاثه از یک جمع خصوصی زنانه شروع شد و طی این چند سال به صحن عمومی جامعه آمد و اکنون در حال فراگیر شدن است. همچنین برپایی جلسات روضه‌های خانگی و هفتگی از دیرباز ماهیتی زنانه داشته است. بنابراین گزاف نیست اگر زنان را پرچم‌داران نبرد معنوی با شیاطین بدانیم که مسلح به سلاح اشک و تسبیحند. این ظرفیت معنوی زنانه چنان عظیم و تاریخ‌ساز است که رهبر شهید انقلاب بعد بارز و برجسته‌ی شخصیت حضرت زینب سلام‌الله علیها را « ایمان و دل سپردن به رحمت و عظمت الهی» می‌دانند که همین دل سپردن سبب می‌شود تا «شخصیت زن اسلامی آن‌چنان سعه و عظمتی پیدا کند که حوادث بزرگ در مقابل او، حقیر و ناچیز شود.» ایشان حتی رفتار و بیانات حضرت در برابر حاکم متکبر و مستبد زمان را مظهر کامل بروز ظرفیت معنوی و عقلانی جنس زن می‌دانند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;متاسفانه در عصری که رسانه حرف اول را می‌زند وقتی بخواهند قدرت زن را به تصویر بکشند، لاجرم بر ابعاد مادی و فیزیکی تمرکز می‌کنند و اینجاست که قدرت زنانه را به غلط در میدان‌های سخت و با معیارهای مردانه تعریف و بازنمایی می‌کنند، غافل از اینکه قدرت زنان از جنس قدرت نرم و اثرگذاری پنهان بر نفوس، قلوب از طریق ارتباط با عالم معنا است که چه بسا سبب رقم خوردن مقدرات یک ملت می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/زنان-پرچم-داران-رزم-معنوی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/زنان-پرچم-داران-رزم-معنوی</link>
							</item>
				<item>
			<title>آقای مداااااااح طرح کلی بخوان</title>
						<description>&lt;p&gt;«آخه کی میگه ظاهر آدما ملاکه&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در اصل ملاک آدمیت دل پاکه»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این تک بیتی است که مداح ما در تجمع شبانه خوانده است. می‌خواهیم کار ایجابی کنیم برای جذب کردن بیشتر بانوان ضعیف‌الحجاب اما راهش را بلد نیستیم. تیشه را برمی‌داریم و از اساس به ارزش‌های دین می‌زنیم و خلاف نص صحیح و منطق قرآن مدیحه‌سرایی می‌کنیم. این کاری که ما می‌کنیم اسمش امر به معروف نیست بلکه تأیید منکر است. ما باید یاد بگیریم چگونه عمل صالح حضور در تجمعات را اجر بنهیم اما عمل ناصالح ضعف در حجاب را تأیید نکنیم. اینکه نباید با بانوان کم‌حجاب و ضعیف‌الحجاب حاضر در تجمعات بداخلاقی کرد حرف کاملا درستی است. اما این به معنای عادیسازی و یکسان‌سازی ارزش حجاب کامل با حجاب ضعیف نیست. الان که به برکت خون رهبر شهیدمان دل‌ها به هم نزدیک و فاصله‌ها برداشته شد باید فرصت را مغتنم شمرد و فضا را برای ارتقاء بیشتر ایمان‌ها مهیا کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از قضا تریبونی که مداحان دارند خودش یک پا رسانه است که باید در خدمت ارتقاء ایمان تمام مخاطبین قرار بگیرد. مداح باید زرنگ باشد و معارف اهل بیت علیهم السلام را در منبر سر دست بگیرد نه اینکه بر حرف غلطی صحه بگذارد که مخالف صد در صدی منطق قرآن است. خوب است آقایان مداح چند خطی هم بیانات امام شهید را در کتاب طرح کلی اندیشه بخوانند. میوه‌ی دل پاک باید عمل پاک هم باشد. باحجاب و بی‌حجاب هم ندارد. او باید نقص ظاهری را علاج کند و آن دیگری نقص باطن را.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;احیانا اگر شمای مداح دسترسی به کتاب ندارید اجازه بدهید بخش‌هایی از کتاب را برایتان بازخوانی کنم:« ایمان زاینده. ایمانی که مثل سرچشمه‌ای فیاض عمل می‌زاید، ایمانی همراه با تعهد، ایمانی که باری بر دوش مؤمن می‌گذارد، ایمانی که همراهش عمل است. بناکردم «ان الذین آمنوا و عملوالصالحات» ها را در قرآن شمردن، دیدم با همین تعبیر، ده‌ها مورد، ایمان همراه با عمل صالح آمده است. ایمان تنها، ایمان بی‌تعهد، ایمانی که همراه آن احساس مسئولیتی نباشد، نه به درد دنیا می‌خورد ، نه به درد عقبی می‌خورد، این منطق قرآن است. آن کسانی که فرض می‌کردند ایمان یک چیزی است برای منطقه‌ی قلب آدمی، ولو انسان به لوازم و تعهدات ایمان پایبند نباشد، می‌تواند در حوزه‌ی مومنین باشد؛ آن کسانی‌که خیال می‌کردند با مؤمن بودن فقط، یعنی با باور داشتن فقط، بدون عمل، بدون تلاش، بدون مجاهدت، نویدهای خدا در مورد مؤمنین نصیب انسان می‌گردد؛ آنهایی‌که گمان می‌کردند بهشت را به یک امر قلبی می‌دهند و بدون عمل ، حکومت روی زمین را به یک امر قلبی می‌دهند نه به عمل&amp;#8230;باید در این آیات قرآن بیندیشند تا ببینند، آن ایمانی از نظر اسلام ارزش دارد که با عمل، با مسوولیت، با تکلیف، با تعهد همراه است.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ما باید آن بانوی کم‌حجابی را که مسوولیت ایستادن پای وطن را درک کرده، نسبت به اهمیت حجاب عالم‌تر کنیم نه غافل‌تر.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/آقای-مداااااااح-طرح-کلی-بخوان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/آقای-مداااااااح-طرح-کلی-بخوان</link>
							</item>
				<item>
			<title>ثروت انسان‌ساز</title>
						<description>&lt;p&gt;مصادف با شب رحلت حضرت خدیجه سلام‌الله علیها  برنامه بدون تعارف یک مهمان ویژه داشت. مهمانی به آقایی کسی که او را به عنوان «عیال‌وارترین خیر ایران» می‌شناسند. راز این عنوان هم سایه‌ی پدرانه‌ای است که بر سر 3000 یتیم گسترانده است. وقتی گفت «مسلمانی هزینه دارد. در این شرایط خاص کشور باید کاری کرد و با وجود ثروتمندان زیادی که  داریم سهم کار خیر در کشورمان فقط 10 درصد است»، به یاد یادداشتی افتادم که اندکی قبل‌تر خوانده بودم. یادداشت یک طلبه که در بخشی از آن نوشته بود: «چنان سرمایه‌دارها و بازاری‌ها و کاسب‌جماعت، با علما و فعالان و کاربلدان تبلیغ و تبیین دین، باید چفت باشند که خدا بزرگترین سرمایه‌دار جزیره العرب، حضرت خدیجه‌ی کبری(س) را همسر پیامبر خاتم(ص) قرار داد. لابد تا مدلی شود برای تبلیغ و تبیین دین تا روز قیامت»&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حرف درست و دقت ظریفی بود. همان‌طوری‌که بی مایه فتیر است، بدون ثروت هم کار تبلیغ دین زمین‌گیر است. امروز تبلیغ دین فقط با گفتاردرمانی طلبه‌ها پیش نمی‌رود. بل‌که ثروتی می‌خواهد به مبارکی ثروت بانو خدیجه سلام‌الله علیها که بیاید در این جنگ دلاری سینه سپر کند مقابل اقتصاد لیبرالی و دفاع کند از نظام اسلامی. ثروتمندی که چون حضرت خدیجه سلام‌الله علیها بشود «ام صعالیک» مادر  بی‌کس و کارها، آسمون جل‌ها و طرد شده‌ها. بیاید دست بگیرد زیر بال زمین‌خورده‌ها و نان گزیده‌ها که عن قریب است بند دلشان در پیوند با انقلاب سست و چه بسا پاره شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جهاد اگر فقط با جان بود خداوند نمی‌فرمود: «جاهِدوا بِأَموالِكُم وَأَنفُسِكُم» و جهاد با مال را مقدم بر جهاد با جان نمی‌کرد. همان‌طوری که خدیجه سلام‌الله علیها اموال شخصی‌اش را در زمانه‌ی تحریم قریش خرج رسالت پیامبرش کرد و هنرش تفسیر بزه‌کاری به استعداد و ثروتش انسان‌ساز بود، جامعه‌ی اسلامی هم که به تعبیر سید علی «کارخانه‌ی انسان‌سازی» است، نیاز دارد به ثروتمندانی که پیوند دهنده‌ی دل‌ها به انقلاب باشند؛ آن هم در زمانه‌ی تحریم‌ها و تهدیدها.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;فلذا نباید اجازه داد ثروت حضرت خدیجه با فهم اومانیستی به نفع استقلال مالی فمنیستی مصادره شود و زندگی لاکچری بلاگر مذهبی با مستمسک قرار دادن ثروت حضرت خدیجه سلام‌الله علیها اسلام مالی شود. نتیجه‌ی ثروت سکولار می‌شود همین بازار آشفته‌ی بورس و دلار. ثروت باید هم ناصر ائمه‌ی نور باشد و هم بری از ائمه‌ی نار. این را فرازهای زیارت‌نامه‌ی او به ما می‌گوید: «السَّلامُ عَلَیْک یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاْنْبِیاء&amp;#8230;..سلام بر تو ای آن که دارائیش را در راه یاری سرور انبیا هزینه کرد&amp;#8230; وَدافَعَتْ عَنْهُ الاْعْداءَ.. و دشمنان را از او دور ساخت» اما به قول همان طلبه« بعد از چهل و اندی سال از انقلاب هم‌چنان روز وفات حضرت خدیجه(س) غریب است، چون جهاد با مال غریب است.»&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ثروت-انسان-ساز&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/ثروت-انسان-ساز</link>
							</item>
				<item>
			<title>آقای فراخوان 22 بهمن همان آقای فتوای حرام بودن کشف حجاب است</title>
						<description>&lt;p&gt;اگر یادتان باشد در میانه‌ی دفاع مقدس 12 روزه‌مان با اسرائیل توییتی منتشر شد که تصویر یک تکنیسن پرواز زن اسرائیلی را نشان می‌داد در حالی‌که داشت بر روی بمب‌ها می‌نوشت به یاد مهسا امینی و خدای رنگین‌کمان. در وسط جنگ شهری 18 و 19 دی نیز دختران قداره‌کش وسط دی ماه سرد، نیمه برهنه قمه می‌کشیدند تا بگویند ما همان ادامه‌دهندگان ناجنبش زن زندگی آزادی هستیم که اکنون قداره بسته‌ایم و گلو می‌بریم و پیکر آتش می‌زنیم. دخترانی عریان که خشونت عریان می‌کردند. اینها همه یعنی نمادسازی فرهنگی وسط جنگ نظامی. اهتمام به جنگ نرم حتی وسط جنگ سخت.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;آن وقت اینجا هنگام رقم خوردن یک رویداد عظیم انقلابی و درست در زمانه‌ای که جنایتکاران اپستین به فرهنگ و هویتمان هجوم آورده‌اند، لنز دوربین‌های خبرگزاری‌های رسمی‌مان وقتی خانمی کشف حجاب کرده را رصد می‌کنند، عنان از کف داده، کشف حجاب‌های موردی را قاب‌بندی کرده و آن را تبدیل به روایت رسمی حکومت می‌کنند و متوجه نیستند نه تنها با این کارشان از بانوان کشف حجاب کرده قهرمان‌سازی می‌کنند بل‌که مخاطب را گیج می‌کنند که پس چه شد، مگر کشف حجاب حرام نبود و مگر برای نگه داشتن همان یک وجب روسری این همه هزینه ندادیم و اتهام نشنیدیم، آیا حکم خدا با خواست ما بالا و پایین می‌شود؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;آری آن زن کشف روسری کرده هم شهروند جمهوری اسلامی است و از امنیتی که این پرچم برقرار کرده سهم دارد و مسوولانه برای تداوم این امنیت در زمانه‌ی دورنگی و دورویی و فحاشی زامبی‌های وطنی و غیروطنی پای در میدان دفاع از جمهوری اسلامی نهاده و فراخوان رهبرش را لبیک گفته است، اما اینکه در وسط میدان رقم خوردن یک حماسه‌ی اجتماعی با دوربین رسانه‌ی رسمی به کشف حجاب وجاهت ببخشیم جز بلاهت چیز دیگری نیست. ممکن است بگویید آنها را نشان می‌دهیم تا به دشمن بگوییم ببین حتی اینها هم پای نظام مانده‌اند، اما متوجه نیستیم که با چنین قاب‌هایی از روایت رسمی حجاب عقب‌نشینی می‌کنیم و این همان خواست دشمن است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;‌آن هم زمانی که «فتوای کشف حجاب حرام شرعی و سیاسی است» از رهبرمان به علاوه حکم حکومتی پنج ماده‌ای ایشان در رابطه با حجاب، گزینه‌های روی میز فقه نظام‌مان است. یادمان نرود آقایی که برای حضور حداکثری در 22 بهمن ایستاده فراخوان داد همان آقایی است که پای گفتمان حجاب ایستاده و  برای کشف حجاب فتوای حرام شرعی و سیاسی داده است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://jostejougar59.kowsarblog.ir/آقای-فراخوان-22-بهمن-همان-آقای-فتوای-حرام-بودن-کشف-حجاب-است&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://jostejougar59.kowsarblog.ir/آقای-فراخوان-22-بهمن-همان-آقای-فتوای-حرام-بودن-کشف-حجاب-است</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
