اندر خم یک کوچه

برای در بند کردن تفکراتم
 خانه ورود

آمار وبلاگ

  • امروز: 15
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 933
  • 1 ماه قبل: 6838
  • کل بازدیدها: 172946
  • پیام امام و شهدا
    ارسال شده در 29 مرداد 1397 توسط نازگل در جهان اسلام, انقلاب, شهدا, ولایت فقیه, جنگ, مقاومت, اسلام
    پیام امام و شهدا

    پنجشنبه شب پستی نوشتم و در اینستاگرامم منتشر کردم و از شهدا استمداد خواستم و از اوضاع اینروزها گله کردم , خدا به شفاعت امام و شهدا چنان مبهوتم کرد که هنوز در حیرت از اینهمه برکت برخواسته از نام و یاد و خوش رقصی شهدا هستم. این قسمت متنی هست که از قلم سید مرتضی عاریت گرفتم:"اگر سراغمان نیایید و کلامی و حرفی بر زبان نیاورید ما هم کم کم باورمان می شود که همه چیز تمام شده است.باورمان می شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست", اکنون و بعد از یک سفر سه روزه که انگار ازجای دیگری تدارک شده بود ,خواستم بگویم که همه چیز تمام نشده است ,ردپایی, کلامی و حرفی هست ,به والله شهدا زنده اند و ما مرده ایم.

    القصه ,صبح جمعه آفتاب نزده بود ,بدون برنامه ریزی به همراه مادر و برادرم قدم در جاده ای گذاشتم که قرار بود چشمم را به روی شهدا و امام جور دیگری باز کند, گفته بودم :"شهدا,دنیا بدون شما و امام سخت است ” و خدا خواست که به من نشان دهد ,هم امام هست و هم شهدا. بعد از بیست سال یا بیشتر ;دقیق یادم نیست آخرین باری که حرم امام را زیارت کردم ,اما اکنون آخرین بار را خوب به یاد می آورم ,ظهر جمعه 26 مردادماه 97 بود ,من چسبیده به شبکه های ضریح پیر جماران و اشک و اشک و اشک و آغوش باز آن روح آرام خدا که چقدر آرامم کرد. خدا ظهر جمعه را در آغوش حرم امام برایم عرفانی تر کرد.

    اما بگذار تا از عصر و غروب جمعه بگویم ,که چگونه برای اولین بار در عمرم سر از مزار شهدایی در آوردم که حتی قادر به تصورشم هم نبودم. از مزار شهید پلارک شروع شد و همچون دانه های تسبیج یکی یکی زیارت شهدا پشت سر هم ردیف شد و دست تقدیر من را به مزارشان کشید. هنوز در بهت آن لحظه ای هستم که سرم را چرخاندم و مزار #شهید_چمران را دیدم , در هیجان این حضور بودم که چشمم به سنگ مزار #شهید_تهرانی_مقدم خیره ماند و سپس #شهید_همت و فکوری و دست آخر قطعه سرداران بی پلاک و صدای اذان غروب جمعه اینهمه را وصل به ملکوت کرد.

    مگر میشد دل کند و رفت ,اما چاره ای نبود رفتم اما دلم ماند کنار همه شهدای #قطعه_26 و 24, سربند همین جا ماندن دل بود که بعد از ظهر شنبه دوباره خودم را در مسیر بهشت زهرا دیدم و خدا خیر بدهد به مادر و خاله ی مهربانم که همسفر بیقراریهایم شدند و اینگونه بود که زیر ظل آفتاب آخرین روزهای مرداد ماه و گرمای پنجاه درجه سرگشته قبور شهدا شدم و اینبار سر از قطعه 72 تن و #شهید_بهشتی و رجایی و باهنر در آوردم.

    یکدفعه و در میان اینهمه شهید راه انقلاب و دفاع مقدس ,دلم پر کشید طرف #شهدای_مدافع_حرم ,اما حیران که کجاست مزار این عباسان زینب س , قطعه به قطعه می رفتم و چشم می چرخاندم که نکند جایی جمله ای ,اشاره ای از “کلنا عباسک” ببینم ,در همین گیر و دار سر از قطعه 29 در آوردم, از مردی سراغشان را گرفتیم و گفت :همه جا هستند ,اما عجالتا یکیشان را الان قرار است در همین قطعه دفن کنند , بیتاب تر شدم و چشمم به قبری افتاد که آغوش گشوده بود برای پیکر شهیدی که چهار سال پیش عند ربهم یرزقون شده بود و اکنون باز می گشت و قبری که گل آذین شده انتظارش را می کشید.

    دلم یکدفعه پر کشید سمت شهید آوینی که مسحور قلمش هستم و گاهگاهی تضمین متنهایم,نوشته های سید مرتضی است و از قضا همین متن پست قبلم ,از سرچ گوگل مدد گرفتم و نام و نشان قطعه خبر از این می داد که سید تنها چند قبر آنطرف تر از قبر همین شهید مدافع حرم روزی خور پروردگار است ,حالا بماند که چه ماجرایی داشت زیارت شهید آوینی و حضور در تشییع آن مدافع حرم زینب(س).

    و اما غرضم از اینهمه زیاده گویی که صد البته از جزئیاتش گذشتم, این بود که بگویم شهدا که جوانمردی فقط در ذائقه ی آنهاست ،لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شدند،زخم ترکش ها را فراموش کردند و از ما دلجویی کردند و من مأمور بودم تا پیامشان را به شما منتقل کنم که شهدا برخاستند و گفتند این جا همه چیز تمام نشده است,اگر امام جلوی چشمانمان جرعه جرعه جام زهر را نوشید و رفت اما جنگ خانمان سوز تمام نشد!…این راه با شهدای مدافع حرم ادامه دارد و راهی که با خون باز شود به راحتی بسته نخواهد شد و تزریق میشود در رگ جامعه و حججی ها را به بار می نشاند,حججی هایی که خمینی را ندیده بودند و لبیک گوی خامنه ای شدند.پس راه امام و شهدا با سید علی ادامه دارد….

    اسلام امام خامنه ای امام خمینی انقلاب بهشت زهرا راه امام شهدا مدافعان حرم نظر دهید »
    حلزونهای خانه به دوش
    ارسال شده در 25 مرداد 1397 توسط نازگل در انقلاب, معرفی کتاب, مطالعه, غرب, اسلام, fatf

    عده ای به اشتباه فکر می کنند که حساسیت جامعه نسبت به دین داری و عفت و حیا کمرنگ شده است , چرا که هیاهوی غالب را می بینند اما از باطن غافلند, برای همین شایسته دیدم بخشی از پاسخ #شهید_آوینی خطاب به #سید_محمد_خاتمی که در سال هفتاد و در واکنش به سخنرانی التقاطی وی داده شد را بیاورم, تا خدای ناخواسته در محاسباتمان دچار اشتباه نشویم:

    دوستان ما در يك امر ديگر نيز دچار اشتباه شده‌اند و آن اين است كه عرف خاص و عام را با يكديگر خلط كرده‌اند و اين جماعت معدود و محدود اهل هياهو را بدل از «مردم» گرفته‌اند. اين‌ همان اشتباهي است كه به نحوي ديگر دوستان ما در تلويزيون نيز به آن گرفتار آمده‌اند.

    «عرف خاصّ» جامعه ما‌ همان است كه حيات خويش را در ارتباط با غرب يافته و اصلاً تصور ديگري از زندگي، تاريخ، جامعه و يا انسان ندارد. روشنفكران به اين عرف خاص تعلق دارند و البته بايد اذعان داشت كه نشريات كشور ما و رسانه‌هاي ديگر بيشتر در اختيار اينان است، چرا كه تجربه تاريخي تشكل و تحزب، ژورناليسم و غيره را از سر گذرانده‌اند و اكنون از ذخاير اين تجربيات بهره مي‌برند.

    اما تجربيات اين يك دهه بعد از پيروزي انقلاب نشان داده است كه اين عرف خاص جز كفي بر رودخانه بيش نيست و تحولات تاريخي جامعه ما از جاي ديگري رهبري مي‌شود كه مدخليت روشنفكران در جريان آن، جز در برهه كوتاهي از مشروطيت، واقعيت نيافته است. عرف روشنفكري «عرف عامّ» جامعه ما نيست. عرف عامّ جامعه ما منشأ گرفته از شريعت اسلام است و از غرب جز تأثراتي ظاهري نمي‌پذيرد و بنابراين، حتي بعد از پنجاه سال حكومت پهلوي، مردم باز هم قدرت يافتند كه انقلاب اسلامي را به ثمر برسانند.

    هنوز هم چيزي تغيير نكرده است. امكان حضور مردم در تحولات اين دهه دوم بعد از پيروزي انقلاب كمتر شده و اگر چه اين معضلي بسيار بزرگ است، اما حضور بالقوه مردم هنوز هم در هر موقعيت ديگري كه فطرت الناس در رابطه با ولايت تشخيص دهد مي‌تواند به فعليت برسد.

    عرف عام همچون رودخانه‌اي در عمق جريان دارد، اما عرف خاص كفي است كه مي‌جوشد و سطح و ظاهر را پوشانده است و اجازه نمي‌دهد كه باطن آن يعني رودخانه را ببينيم. هياهو‌ها نبايد ما را به اشتباه بيندازد كه هر چه هست و هر كه هست هم اينانند كه در هفته نامه‌ها و ماهنامه‌ها و فصلنامه‌ها قلم مي‌زنند.

    برگرفته از کتاب حلزونهای خانه به دوش

    حلزونهای خانه به دوش روشنفکران شهید آوینی غرب غرب زدگی مطالعه کتاب 2 نظر »
    لذت قناعت
    ارسال شده در 22 مرداد 1397 توسط نازگل در اخلاق, سبک زندگی, اسلام, سبک زندگی اسلامی

    مراسم عروسیشان قرار بود یکی از همین روزهای گرم و دم کرده تابستان باشد. دلشان می خواست مراسم بگیرند اما پرخرج نه , دخترها را که می شناسید ,رویای پوشیدن لباس عروس رهایشان نمی کند.چون رابطه نزدیکی با هم داشتیم در جریان تمام تصمیماتشان بودم ,داماد بدون هیچ پشتوانه ی زمینی و تنها با اتکال به خداوند آستین بالا زده بود ,مقداری پس انداز داشت که حاصل چند سال کار کردن بعد از خدمتش بود.

    اگرچه داماد توانایی برگزاری عروسی متعارف و معمول را داشت اما قرار شد برای مدیریت هزینه ها خلاقانه فکر کنیم ,جوری که نه سیخ بسوزد و نه کباب.طبق معمول صحبت از محل برگزاری عروسی شد, یکی از اقوام برای برگزاری مراسم خانه اش را پیشنهاد داد, از خدا خواسته حرفش را در هوا قاپیدیم.حیات خانه را ریسه کشی کردیم و صندلی ها را چیدیم.تصمیم گرفته بودیم تا حد امکان کارها را خودمان انجام دهیم.

    رسیدیم به بحث آرایشگاه و قر و فرهایی که آرایشگرها برای آب و تاب دادن و بالا بردن هزینه ها در نظر میگیرند, اما خوب ما زرنگتر از این حرفها بودیم که دم به تله آرایشگر بدهیم, عروس را به آرایشگاه بردیم اما نه به اسم عروس به عنوان مهمان عروسی ? و اینگونه بود که هزینه آرایش به میزان یک هفتم کم شد.

    نوبت رسید به گل زدن ماشین, گفتم ماشین را خودمان تزیین می کنیم.قبول کردند,این شد که باچند متر ساتن و مقداری الیاف و رمان نشستم پشت چرخ خیاطی ,دوتا پاپیون قرمز خوشرنگ آماده و با الیاف پرشد و بعد با دقت و ظرافت روی ماشین نصب شدند و با دنباله های پلیسه شده ای که از کنار شیشه بالا میرفت و بعد از گذشتن روی سقف به پاپیون بعدی که عقب نصب شده بود وصل میشد, نتیجه نسبتا مقبول بود و هزینه تزیین به یک دهم کاهش پیدا کرد. اینها تنها چند مورد از تدبیرهایمان بود, اما بیشتر خارج از حوصله است.خلاصه اینگونه بود که در کنار مدیریت هزینه ها ,فرهنگ زیبای همکاری و خلاقیت و احساس مفید بودن و همدلی لذت این قناعت را دو چندان کرد.

    هیچ وقت از قانع بودنتان خجالت نکشید ,قناعت خرج کردن متفکرانه و مؤمنانه است ,چرا که المؤمن قلیل المؤنه و کثیر المعونه, مؤمن کم خرج است و پر تلاش.معتقدم لذتی که زندگی همراه با قناعت دارد هرگز زندگی های مسرفانه ندارند.برای مدیریت هزینه ها فرد باید خلاق ,توانمند و خوش فکر باشد و همین احساس پوچی را از انسان دور میکند.قناعت هنر برازنده زندگی کردن است نه براندازانه زندگی کردن .

    ازدواج ازدواج آسان تفکر خلاقیت زندگی ساده زیستی قناعت 22 نظر »
    مظلوم مقتدر
    ارسال شده در 19 مرداد 1397 توسط نازگل در نهج البلاغه, انقلاب, ولایت فقیه, سیاسی, مقاومت, اسلام
    مظلوم مقتدر

    .اینروزها نه دلم از تحریم هایی که قرار است اجرایی شود می گیرد و نه از پروپاگاندای رسانه ای مزدوران که دایم در حال القای یأس و ترسِ از جنگ به مردم هستند و نه حتی دلم از میلیشیای دوربین به دست و مزدورِ مریم هزار داماد می لرزد. چیزی که کام اینروزهایم را تلخ میکند و از کوره به درم می کند و صبرم را از کاسه تحمل لبریز میکند , فلش اتهام ناکارآمدی و بی خیالی است که به سمت سید علی مظلوم و مقتدر گرفته میشود.

    غصه می خورم وقتی می بینم اویی که چون مولایش ساده می خورد ,کهنه می پوشد و حتی ریالی از بیت المال حقوق نمیگیرد , به جای تمام نجومی بگیران و لاکچری پوشان و اسباط پر پز و تجمل خمینی کبیر فحش می خورد.

    دلم میگیرد وقتی میبینم بساط بیت المال بر سر سفره شتران مست لیبرال پهن شده و تا بیخ ریشه مجلس و دولت را بید نفوذ زده و قوه قضاییه مصلحت را بر عدالت برگزیده و وزارت اطلاعات مسؤول تامین امنیت مفسدان اقتصادی شده و برای اینهمه ناکارآمدی فحشش را سید مظلوممان دشت می کند.

    غصه می خورم وقتی با جاهلان بی منطقی مواجه می شوم که توقع عزل رییس جمهور را از سید باقی بر انقلاب دارند که موقع رای بنفششان نشنیدند هشدارش را وقتی میگفت به کسی رای ندهید که مملکت را چهل سال به عقب برگرداند و لبیک گفتند ندای سید باغی بر انقلاب را و تَکرار کردند با روحانی تا 1400 سلبریتی های هضم شده در معده لیبرالها را.

    اما فقط یک چیز جواب تمام این دلخوریهایم را می دهد و آنهم ماجرای معاویه و بدعت سبّ علی علیه السلام بر منبرها و پیام معاویه به مولایم که هنوز در گوش تاریخ پیچیده است :” به علي (عليه‌السلام) بگو  من با صد هزار نفر سربازي به سراغش خواهم رفت كه يكي از آنها هم تفاوت ميان شتر نر و ماده را نمي‌داند و آنها را از يكديگر تشخيص نمي‌دهد.”

    حق رهبری سیدعلی خامنه ای مظلوم ولایت فقیه نظر دهید »
    جام جَم یا جام جِم؟!
    ارسال شده در 18 مرداد 1397 توسط نازگل در سبک زندگی, اسلام, روابط زن و مرد, نقد
    • .به خودم میگویم اصلا ما برای چه باید تلویزیون جمهوری اسلامی را نگاه کنیم ؟ خیلی وقت بود توبه کرده بودم دیگر هیچ سریالی را دنبال نکنم ,اما این اواخر غفلت کردم و نشستم پای دو سریال.
    • از سریال پدر که بگذریم و برخی معایب ریز و درشتش , با این سریال جدید که بیشتر از دو قسمتش رو نتوانستم تحمل کنم , چه کنیم؟ انگار قرار است این روند مسخره خواستگاری کردن جسورانه و مستقیم دخترهای شر و هوس بازی که دوست پسر داشتن رو هم تجربه کرده اند از پسرهای مظلوم و سر به زیر , مرتب تکرار شود و با اغوا گری و چشم و آبرو آمدن دلبری کنند و غوره نشده مویز شوند.
    • دختر خانمی که به علت شکست عشقی قبلش ,قصد خودکشی دارد و پسرِ خوب داستان نجاتش میدهد , حالا عاشق شده و تورش را برای این پسر آفتاب مهتاب ندیده پهن کرده و دائم با غمزه و ناز و نازک کردن صدا سعی در نزدیک کردن خودش به پسری دارد که تازه با او روبرو شده و بعد هم با پررویی از او  میخواهد که “می تونم امیر صدات کنم” و در قسمتی دیگر او را “قرص آرامش من” خطاب می کند این یک تیپ دختر که فیلم  به خورد مخاطب میدهد.
    • از آنطرف دختر چادری داستان است که چند وقت هست با پسر مذهبی دانشگاه سر و سِر دارند و هنوز خواستگاری نیامده با هم برو بیا و پیامک بازی و دل و قلوه دادن دارند و زشتی و قبح شکنی آنجائیست که سر کلاس و جلو چشم استاد  پسر شعر عاشقانه میخواند و با نگاه های معنادار خیره خیره دختر را نگاه میکند و دختر هم با نیش تا بناگوش باز , از خود بیخود شده و محو در نگاه نامحرمی که با ولع به او چشم دوخته, بعد هم شانه به شانه هم از کلاس بیرون می آیند و خوش و بشی که فکر میکنی چند سال است به هم محرمند.
    • واقعا هیچ کس بهتر از این نمی تواند شخصیت و حیای زن را به چالش بکشد و به مقام و منزلت زن توهین کند .اگر شبکه های ماهواره ای و جم تی وی ,زن را ابزار جنسی معرفی میکنند توقع از آنها همین است چون دشمنند ,اما رسانه ای که زیر لوای اسلام دست به اینکار میزند , راحت تر این جام زهر را به خورد مخاطب میدهد.
    • من واقعا نمی فهمم این رسانه ,نباید زنی را در طراز انقلاب اسلامی به عنوان الگو آنهم با بهره گیری از شخصیت حضرت زهرا س و خدیجه س به مخاطب معرفی کند. چرا باید زنها اینقدر ذلیل وجود مرد نشان داده شوند که در این سریالها یا در حال اغوا گری و گول زدن مردها باشند و یا در حال گول خوردن.
    • تازه وقتی تصمیم بگیرند اوج یک زن را به تصویر بکشند یک زنی را به مخاطب معرفی می کنند که فوقش مدیر عامل یک شرکت است و از نظر اقتصادی موفق ولی از آنطرف یا تنهاست و یا طلاق گرفته .
    • به نظرم خیانتی که این سریالها به زنان و دختران میکنن خیلی بیشتر از شبکه های ماهواره ای هست.

     

    حیا دلدادگان روابط دختر و پسر ، صدا و سیما ، روابط زن و مرد ، ن زن سریال صدا و سیما مرد نفوذ نظر دهید »
    • 1
    • ...
    • 34
    • 35
    • 36
    • ...
    • 37
    • ...
    • 38
    • 39
    • 40
    • ...
    • 41
    • ...
    • 42
    • 43
    • 44
    • ...
    • 51

    آخرین مطالب

    • ما باید برای نظم جدید جنسیتی قرآنی آماده‌ باشیم نه پیروی از بی‌نظمی جنسیتی غربی
    • کدام سفینه نجات؟!
    • شکست پنتاگون از زن باشرف ایرانی را پیروزی روایت نکنید
    • سربازان آمریکایی را اینگونه برای جنگ رام می‌کنند
    • از جبل عامل دیروز تا تهران امروز
    • زن خانه‌دار بافنده‌ی ظریف فرهنگ
    • ما در زمره‌ی کدام عبادیم؟
    • هدف حکومت امریکا و دستگاه امپراتوری خبری امریکایی از این حرفها چیست که مرتّب می‌گویند: ایران می‌خواهد مذاکره کند؟
    • امسال زیارت اربعین من خیابان‌ حرم جمهوری اسلامی است 
    • ما خدایی داریم که یاری مومنان را بر خود واجب کرده است

    آخرین نظرات

    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    •  
      • آتش به اختیار
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • ذاكري  
      • جمعه های انتظار
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • پژوهش مدرسه علمیه حضرت زینب (س) میناب  
      • منتظر پرور
      در کدام زن؟ کدام زندگی؟ کدام آزادی؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در اراده‌ی خدا چیست؟
    • ... در اراده‌ی خدا چیست؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در از افتضاح تا افتتاح
    • معاونت فرهنگی تربیتی در از افتضاح تا افتتاح
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در آیا مرکل یک زن موفق است؟
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در از افتضاح تا افتتاح
    • نازگل  
      • اندر خم یک کوچه
      در عصر فریب
    • ... در عصر فریب
    مهر 1405
    شن یک دو سه چهار پنج جم
     << <   > >>
            1 2 3
    4 5 6 7 8 9 10
    11 12 13 14 15 16 17
    18 19 20 21 22 23 24
    25 26 27 28 29 30  

    اندر خم یک کوچه

    جایی برای نوشتن از تمام دغدغه هایم **** سیاسی هم می نویسم که سیاست ما عین دیانت ماست **** قلم اگر از حق ننویسد لایق شکستن است نه قسم خوردن **** تمام محتوای این وبلاگ تولیدی است. ارتباط با من: maryam.3461@gmail.com اینستاگرام....@MARYAM_ORDOUEI

    جستجو

    موضوعات

    • همه
    • fatf
    • اخلاق
    • اسلام
    • افکار عمومی
    • اقتصاد مقاومتی
    • امام حسین علیه السلام
    • امام زمان عج
    • اندیشه شهید مطهری
    • انقلاب
    • بدون موضوع
    • برجام
    • بصیرت
    • تاریخ
    • تولید داخلی
    • جنگ
    • جهان اسلام
    • حجاب
    • خدا
    • دلنوشته
    • رسانه
    • روابط زن و مرد
    • زن
    • زن
    • سبک زندگی
    • سبک زندگی اسلامی
    • سپاه
    • سیاسی
    • شهدا
    • ظهور
    • غرب
    • فرهنگ
    • فرهنگی
    • فضای مجازی
    • فمنیسم
    • فمنیسم
    • قرآن
    • قرآن
    • مدافعان حرم
    • مطالعه
    • معرفی کتاب
      • آمریکا
    • مقاومت
    • مناسبتی
    • منافقان
    • نفوذ
    • نقد
    • نقد
    • نقد فیلم
    • نقد کتاب
    • نهج البلاغه
    • ورزش
    • ولایت فقیه
    • پیاده روی اربعین
    • یمن

    فیدهای XML

    • RSS 2.0: مطالب, نظرات
    • Atom: مطالب, نظرات
    • RDF: مطالب, نظرات
    • RSS 0.92: مطالب, نظرات
    • _sitemap: مطالب, نظرات
    RSS چیست؟

    پیوندهای وبلاگ

    • جهان‌بانو
    • کانال مطالب وبلاگ در ایتا
    • خامنه ای دات آی آر
    • غیث
    • خانه

    آمار

    • امروز: 17
    • دیروز:
    • 7 روز قبل: 933
    • 1 ماه قبل: 6838
    • کل بازدیدها: 172946
    کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان