طلبه همدانی به قتل رسید و قاتلش در درگیری کشته شد; اما نباید تصور کرد این تمام ماجرا بود و با جرمی پرونده ای باز و با قصاص مجرم بسته شد. این اتفاقات عقبه ای دارند. این بحران های اجتماعی و خشم و نفرت ها معلول علتهایی هستند که شاید کمتر کسی به آن توجه میکند. ندیدن دست های فتنه گران خناس در پس پرده این حوادث تلخ سهل اندیشی است. نفرت پراکنی ها و بازی دادن افکار عمومی و نشر اکاذیب توسط خواص خائن و سلبریتی های بیسواد از جمله علل به وجود آورنده معلولهایی این چنین خونینند. فتنه هایی که به گواه خداوند بزرگتر از قتل اند"الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْل". بزرگتر بودن فتنه نسبت به قتل دقیقا به دلیل زمینه ساز بودن آن برای چنین جنایت هایی است. فتنه هایی که دمینو وار قتل ها را رقم می زنند و موجب می شوند مظلوم به جای ظالم قربانی شود و حق با باطل مشتبه. عقاید متزلزل و خلایق مضطرب گردند. محیط را نامساعد کند و مردم را به كفر، تشویق و از ایمان باز دارد. به قدری حقد و کینه نسبت به دین و انقلاب در وجود این افراد تلنبار شده که مصداق “نفّاسات فی العُقَد” شده اند , با تبلیغات سوء، جوسازی ها، سخن چینی ها و شایعه پراکنی ها، در توییت هایشان می دمند تا محکمات را سست کنند و تردید ها را دوچندان تا کی باید شاهد بازی این افراد با امنیت روانی و اجتماعی و ملی کشور باشیم؟ تا علت هایی اینچنین وجود دارد و ما در پس حذف معلول هاییم , حالمان بهتر نمیشود. خونها را دیدن اما توئیت هایی که از آنها خون میچکد را ندیدن بزرگترین بی عدالتی است. حدیث نوشت: كسي خدمت معصوم علیه السلام آمد گفت: من اسلحه فروش هستم. فرمود: اگر اسلحهفروش هستيد، «لَا تَبِعْهُ فِي فِتْنَةٍ» زماني كه فتنه است، اسلحه نفروش. .
از نارنج روییده در دزفول شروع میشود و به نخل نجف میرسد. رمان نخل و نارنج را نباید خواند باید نوشید و به جان معارفش را پرورش داد، چراکه تنها یک رمان نیست دریایی از معرفت و معنویت و هویت است. وقتی از جوان گرفتار در گنداب میگوید و ریسمانی شیطانی که از سینهاش بیرون زده و زانسوی دیگر درون قلبش قلاب شده ، ناخودآگاه خودت را تصور میکنی و قلبت تیر میکشد. از عرفان که میگوید رمز انحراف طریقتهای صوفیانه را به تو میاموزد. وقتی تو را به پستوهای تاریخ که شاید کمتر شنیدهای میبرد، با سازشی بزدلانه روبرویت میکند که چهار نعل بر خون غیورمردان این سرزمین با اسب خیانت میتازد و شاهی زبون و سست عنصرکه در بزنگاه جنگ و خون پا پس میکشد و بی اثرمیکند فتوای جهاد زعیم شیعه را، و اینجاست که تو اهمیت ولایت فقیه و امین بودنش بر جان و مال مردم را خوب درک میکنی. وقتی از دقت شیخ در حفظ حرمت زعمای شیعه میگوید وقتی با حضور صاحب جواهر ملت به صف شده برای نماز را تنها به این دلیل ” در اقامه نماز درنگ نکردم چون دیدم اگر مردمی که برای اقامه نماز قیام کرده اند معطل بمانند ، زبان به شماتت حضرت صاحب جواهر خواهند گشود و آن را حمل بر اشرافیت ایشان خواهند کرد و من تحمل اسائه ادب به زعیم شیعه را ندارم.” معطل نمیگذارد ناخودآگاه به خودت رجوع میکنی و میسنجی. وقتی از دنیای طلبگی میگوید که ” خود را بی چشمداشت وقف دین کنید.فرصت را غنیمت بدانید” باز نگران خودت و دغدغههایت میشوی که آیا من هم همین قدر طلبه هستم؟ و وقتی از رسیدگی و توجه شیخ نسبت به مقام مادر میگوید آن هنگام که در مقام فقیه الفقهایی مادر از پا افتادهاش را بی توجه به جایگاه علمیش بر کول میگیرد و به رسمی ثابت تا ایوان نجف میبرد و میآورد و همین ذلت در برابر مادر را پر پرواز و رمز عزت می داند، بازخودت را در این آمد و رفتهای شیخ جستجو میکنی و نسبتت با مادرت را. بیش از این مجال نیست تا از نخل و نارنج سخن بگویم ، مخاطب تا خود کتاب را ورق نزند، وصف من جانش را شیرین نخواهد کرد. کتاب را بخوانید و خودتان را لابلای هر سطر جستجو کنید آنهم در محضر شیخی که اجازه مرجعیت از امام زمان عج داشت. جزاک الله خیرا دکتر وحید یامین پور
به عقیده من دیوارنگاره میدان ولیعصر که اینروزها آتش به جان غرب زدگان انداخته است ارتباط مستقیم با گام دوم انقلاب دارد.گام مهمی که حرکت به سوی تمدن سازی اسلامی است و همین تمدن سازی است که حیات این جماعت را که زیستشان بسته به تمدن غرب است به خطر انداخته است. تمدن اسلامی یعنی تمدنی بر مبنای حلال زادگی که قطب مقابل حرام زادگی است که امروز تمدن غربی بدان مبتلاست.رکن اصلی در تمدن سازی زن است. زنی که مادر است و سرشار از آرامش, معنویت و اخلاق. کسی که دلهای رئوف و قلبهای مومن میپروراند. اوست که مولد انسان واقعی است . به فرموده امام صادق (ع) اکثرالخیرفی النساء؛ خیری که در کلمات امام راحل اینگونه تعبیر میشود: زن، مربی جامعه است. از دامن زن، انسانها پیدا میشوند. مرحله اول مرد و زن صحیح از دامن زن است. مربی انسانها زن است، سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است، زن با تربیت صحیح خودش انسان درست میکند و کشور آباد میکند. مبداء همه ی سعادت ها، از دامن زن بلند میشود. زن، مبداء همه ی سعادتها باید باشد. مقام مادر در ساخته شدن بشر به قدری حائز اهمیت است که امام حسن (ع) هنگامی که با معاویه مناظرمیکند در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقیش و گرایش او به باطل ، به نقش مادرش «هند» اشاره و میفرماید: معاویه: چون مادر تو هند است و مادر بزرگت «نثیله» میباشد و در دامن چنین زنان پست و فرومایه پرورش یافته ای، این گونه اعمال زشت از تو سر میزند و سعادت ما اهل بیت پیامبر در اثر تربیت در دامان مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه و فاطمه میباشد. نه تنها اسلام برای مادر ارزش قائل است که تمدن غرب نیز که امروز با فراموشی این نقش قدم در مسیر زنازادگی گذارده ، نیز ممنون دار این مقام است. ادیسونکه یه دانشمند غربی است وقتی به اوج عظمت رسید، گفت
«من از کودکی دریافتم که مادر، چه چیز خوب و پر ارزشی است. هنگامی که معلم، مرا کودن خواند، او از من دفاع کرد و من به طور جدی تصمیم گرفتم که ثابت کنم او در باره ی من اشتباه نکرده است. من هیچگاه اثرات خوب تعلیم و تربیت مادرم را از دست نمیدهم. کسانی که پس از دوره ی بلوغ منحرف شده اند، اگر در کودکی نسبت به تعلیم و تربیت آنان توجه بیشتری میشد، عضو عاطل و باطل جامعه نمیگشتند. من همیشه لا قید و بیبند و بار بودم و اگر توجه مادرم نبود،به احتمال قوی منحرف میشدم ولی ثبات قدم و نیکی نیروهای موثر بودند که مرا از انحراف و گمراهی بازداشت».
سؤال کرد , اگر می گویند ظهور اتفاق نمی افتد مگر زمانی که زمین پر از ظلم و جور شود , پس ضرورت خوب بودن و اصلاح کردن امور چیست؟ اصلا چرا باید جلوی ظالم بایستیم؟ بهتر نیست اجازه دهیم تا به ظلمشان ادامه دهند؟ گفتم فراگیر شدن ظلم و جور را بد متوجه شدی. ممکن نیست ظالم مفتضح شود مگر با برپایی عدالت, چرا که اگر ما حق را آشکار نکنیم , باطل در چهره نفاق پوشیده می ماند. دیدم هنوز با چشمان گرد شده نگاه میکند ; فهمیدم هنوز شیرفهم نشده ادامه دادم , هنگامی که جماعتی برای اقامه عدل و داد به پا میخیزند , ظلم برای محو کردن آن گروه تلاشش را دوچندان میکند, پس وقتی یاوران حق بر اصول و مبانی خود ثابت قدم بمانند و مجاهده کنند و از مواضع خود عقب نشینی نکنند , باطل نیز برای از میان برداشتن این جماعت تلاشش را چند برابر میکند و با تمام قوا به مقابله برمیخیزد,اینجاست که ظلم به حد اعلای خود میرسد و ماهیت آن برای همه آشکار میشود و منافق نقاب از چهره بر میدارد. از او پرسیدم به نظرت الان آمریکا بیشتر مفتضح شده یا چهل سال قبل؟ الان منافقان درون نظام بیشتر رسوا شده اند یا اوایل انقلاب؟ الان عربستان منفورتر شده یا چهل سال قبل؟ سکوت کرده بود و خوب گوش میکرد, دیگر حالت چشمانش آن بهت قبل را نداشت , به فکر فرو رفته بود و گویی در حال تحلیل اتفاقات ایران و جهان بود. سکوتش نشان از رضایت داشت و این دلم را آرام کرد.
به عنوان نماینده زنان اسلام به ملاقات پاپ، والاترین مقام مسیحیت کاتولیک رفته و با اقتدار در برابرش سخن گفته است. متولد آبادان است.از کودکی حوزه رفته اما پرواز را زود آموخته است. از همان اوان تحصیل تفاوت آسمانی اش عیان شد و دیگر آبادان برایش کوچک بود و در عالی ترین سطح به تحصیل در قم پرداخت و تعجب اساتیدی چون مطهری و بهشتی را بر انگیخت. او تا جایی پر پرواز وا کرد که مراجع بزرگ طراز اول را به تغییر فتوا مجبور کرد.
از بانو مجتهده زهره صفاتی سخن می گویم که از معدود زنان و شاید تنها بانوی زنده ایست که به مقام اجتهاد رسیده و به عبارتی از کسی تقلید نمی کند! اجتهاد واژه کوچکی نیست و از جهاد می آید. رسیدن به آن تلاش نمی خواد بالاتر، جهاد می خواهد. این تازه برای مرد است. چه برسد به زن که مسئولیت های متعدد خانوادگی و تغییرات فیزیولوژیک بدنی محدودیت های بسیاری بر راهش نهاده. پس اجتهاد او ابراجتهاد است.
دریای آثار علمی ایشان رو میگذرم اما همین بس که اگر اساتید هنرشان تربیت چندین دانشجوست، هنر ایشان تاسیس مدارس متعدد علمیه برای بانوان بوده که جامعه الزهرا یکی از آنان است.
از روز اول مبارزات به اندازه صد مرد جلوی رژیم شاه ایستاد و مدتها همراه همسرش و نوزادش در زندانهای وحشتناک ساواک با شکنجه های حیوانی معروفش بود.
او کسی است که مردانه پای ولایت ایستاده است.در دیدار با پاپ، رهبر مسیحیان کاتولیک جهان یک جلد قرآن به زبان اسپانیایی به وی هدیه کردند
در سال 73 به دیدار رهبری می رود و رهبر معظم در آن جمع می خواهند تا مسائل مربوط به زنان موضوع شناسی و جدا و تخصصی به بحث گذاشته شود.بدین ترتیب این وظیفه را غیر مستقیم به بانو صفاتی میسپارند.
شاید جذاب ترین و عجیبترین شاهکار ایشان فراگیری علم پزشکی در کهن سالی در دانشگاه تهران باشد. پس از این مسؤولیت ایشان به این فکر میکند این مسائلی که حتی بعضی از آنها را من برای اولین بار در تاریخ شیعه قصد دارم به آن بپردازم و نظر بدهم در صورتی بدون نقص هست که دقیقا فیزیولوژی زن را بشناسم; پس باید از نزدیک و با علم تخصصی نظر دهم.
همین شد که در آن سن به دانشگاه تهران رفتند و چند سال در کارگاه مشترک با پزشکان و اساتید دانشگاه تهران شرکت داشتند و زیباترین جلوه همکاری حوزه و دانشگاه را به این شیرینی رقم زدند. هم خودشان به هدفی که داشتند رسیدند و هم اساتید دانشگاه تهران پای علم ایشان شاگردی کردند و با ابعاد دینی و فقهی فعالیتهای پزشکی اشنا شدند.
سپس رهبر معظم به این بانوی مجتهده و مفسر قرآن دستور دادند که کتابهای تخصصی به زبان عربی بنویسند تا رفرنس مراجع باشد و شاهکار ایشان به نام طهاره النساء به برکت همان بود.
حاصل تلاشهای این بانوی نابغه و عارفه ی ایرانی تخصصی تر شدن نظرات سایر مراجع نسبت به مسائل زنان نیز بود و در مواردی منجر به تغییر یا تعدیل فتاوای آیات عظامی چون آیت الله مکارم و.. شد! تحقیقات ایشان باعث تغییر قانون کشور شد. قانون حداقل سن ازدواج دختران را مجلس پس از شنیدن استدلالهای خانم صفاتی تغییر داد و بالا برد.
جدید ترین کتاب ایشان در خصوص غدیر پروژه ای عظیم و دشوار بود. که به دانشمندان این حوزه واگذار شد. در خصوص فرضیه و روش بحث دو دیدگاه وجود داشت و هر کدام طرفدارانی داشت قرار شد هر دو گروه به صورت جدا و موازی کار را پیش ببرند و بردند. حاصل کار آقایان دو گروه اما رد شد! بانو صفاتی تمام کارها و ملاقاتهایشان را لغو کردند و ناچارا به تنهایی کار را به دست گرفتند و کتاب با سربلندی به چاپ رسید.بدون آنکه حتی اسمی از ایشان بر روی کتاب درج شود. این موفقیتها در کنار همسرداری عاشقانه و تربیت شش فرزند نمونه و تماما ولایی و دکتر و متخصص و مهندس بدست آمده است.
جایی برای نوشتن از تمام دغدغه هایم
****
سیاسی هم می نویسم که سیاست ما عین دیانت ماست
****
قلم اگر از حق ننویسد لایق شکستن است نه قسم خوردن
****
تمام محتوای این وبلاگ تولیدی است.
ارتباط با من:
maryam.3461@gmail.com
اینستاگرام....@MARYAM_ORDOUEI
آخرین نظرات